فرادرس

نقد، معرفی و داستانِ بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن به دنبالِ آثاری است که یک زن در محوریت قصه و درامِ آن‌ها قرار دارد و زیبایی فیلم به واسطه حضورِ لطیف و گاها خشنِ او دو چندان شده است.

علمی تخیلی همواره مسئله قابلِ مناشقه‌ای میان فیلم‌بازها بوده است و بحث سرِ غلظت علم و تخیل و بالانس آنها در فیلم مورد نظر همیشه داغ بوده است. در این نوشتار اما در کنار بررسی و نقد فیلم‌های علمی تخیلی به آنهایی می‌پردازیم که یک زن در مرکزش قرار دارد.

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

فهرست مطالبی که در بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن خواهید خواندد به شرح زیر است:

این فهرست بروز رسانی می‌شود…

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

تاریخ سینمای جهان سرشار از داستان زنان بزرگ و قدرت‌مند است. زنانی که با تکیه بر قدرت و جسارت زنانگی خویش، پیش بَرَنده داستان زندگی خود و دیگران می‌شوند. زنان بزرگ سیاست‌مدار، اقتصاددان، دانشمند، هن‌مند، ورزش‌کار، روزنامه‌نگار، خانه‌دار و… در این نوستار اما به سراغ زن‌هایی می‌رویم که کارهای خارق‌العاده‌تری کرده‌اند.

Arrival

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

Arrival یک فیلم درام علمی تخیلی آمریکایی محصول 2016 به کارگردانی است. فیلم‌نامه‌ی این اثر بر اساس داستانی کوتاه با نام “داستان زندگی شما” نوشته تد چیانگ در سال 1998 است. در این فیلم امی آدامز در نقش لوئیز بنکس، زبان‌شناسی را بازی می‌کند که توسط ارتش ایالات متحده استخدام شده است.

در این فیلم فرازمینی‌ها به زمین آمده‌اند و این زبان‌شناس با آنها ارتباط برقرار می‌کند. این فیلم 203 میلیون دلار در سرتاسر جهان فروخت و تحسین منتقدان را به همراه داشت. Arrival که یکی از بهترین فیلم‌های سال 2016 محسوب می‌شود، در فهرست‌های آخر سال بسیاری از منتقدان ظاهر شد و توسط موسسه فیلم آمریکا به عنوان یکی از ده فیلم سال انتخاب شد.

پوستر فیلم

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

این فیلم در هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار هشت نامزدی دریافت کرد، از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌برداری، بهترین فیلم‌نامه اقتباسی و برنده بهترین تدوین صدا شد. امی آدامز برای بازی خود نامزد دریافت جایزه بفتا و SAG شد و در هفتاد و چهارمین جوایز گلدن گلوب، آدامز و یوهان یوهانسون برای جایزه گلدن گلوب بهترین موسیقی متن نامزد دریافت جایزه شدند.

نقد ورود

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

زبان مجموعه‌ای از نشانه‌های قراردادی‌ست که در امتداد یک بعد (زمان) برای انتقال پیام استفاده می‌شود. منظور از امتداد یک بعد این است که هر نشانه از پس نشانه دیگری به نوبت می‌آید. مجموعه نشانه‌ها در طول زمان مفهومی در ذهن انسان شکل می‌دهد.

در فیلمِ خوبِ ورود با موجودات فرازمینی‌ای سر و کار داریم که با زبانی منحصر به فرد و نمادین دارند و از آن طریق سعی در ارتباط با آدمی‌زادِ زبان‌نفهم دارند. هدف اصلی موجودات فضایی یا هفت‌پاها نشان دادن راه حل شکستن خط زمانی به انسان‌های وحشی بود (اگر فیلم را تماشا کنید دلیل زبان‌نفهم و وحشی خطاب کردنِ آدمهای فیلم را متوجه خواهید شد).

در طول فیلم خط داستانی (به معنای کلاسیکش) می‌شکند و ما خاطراتی را از آینده در قالب گذشته می‌بینیم. یعنی خط زمانی نابود می‎‌شود و ما با زمانِ به شدت غیرخطی طرف هستیم. در عین حال فیلم Arrival می‌داند چگونه یکنواختی و خسته‌کنندگی خود را برطرف کند و مخاطبی را که در حال خواب رفتن است ناگهان بیدار کند: فیلم‌نامه‌ای حساب شده و جهانی به غایت قابل‌باور همراه با پارامترهای زیبایی شناسانه.

داستان ورود

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

لوییس زنی جوان و یک زبان‌شناس برجسته است که اغلب اوقاتش را به تدریس در دانشگاه اختصاص می‌دهد. با فرود آمدن دوازده سفینه فضایی در نقاط مختلف جهان، از جمله آمریکا، جوی پر از وحشت و ترس و ابهام بر دنیا حاکم می‌شود. ارتش آمریکا با توجه به سابقهٔ لوئیس، که یک زباشناس ماهر است، به سراغش می‌رود و درخواست همکاری می‌دهد تا شاید او بتواند این کلاف سردرگم را باز کند.

Melancholia

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

مالیخولیا یک فیلم علمی تخیلی به کارگردانی لارس فون تریه و محصول سال ۲۰۱۱ می‌باشد. کیرستن دانست به خاطر بازی در این فیلم در جشنواره کن، جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن را برد. ملانکولیا دومین بخش از سه گانهٔ افسردگی فون تریه است که دو قسمت دیگر آن ضدمسیح و نیمفومانیاک هستند. که شدیدا پیشنهاد می‌کنم تماشایشان کنید.

نقد مالیخولیا

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

شاید بتوان گفت این فیلم فرمِ مطلق است. چیزی که در تقریبا مشابه ان را در شاهکار استنلی کوبریک یعنی 2001 یک ادیسه فضایی هم (البته به فرم استفاده شده در کوبریک به مراتب فلسفی‌تر و عمیق‌تر است و فون تریه تنها همین مزمون و داستان فیلمش را به گونه‌ای دیگر تصویر میکشد) می‌بینیم.

در ابتدای بخش اول سراغ خواهری می‌رویم که به رغم موفقیت‌های شغلی و عاطفی حتی در مراسم عروسی‌اش که برای هر کسی جزو بهترین روزهای زندگیست نیز نمی‌تواند از چنگال افسردگی نجات یابد. به مرور و کم کم و با ظرافتی زیبا این جوانه‌های سودا از لابه لای وجودش رشد کرده و بیرون می‌زند.

به طوریکه در اخر مراسم عروسی شریک زندگی خود را رها کرده و گویی فقط توانایی زندگی یک روزه با او را داشته است. تمام اتفاقاتی که بر وی می افتد را ممکن است هر کداممان بارها تجربه کرده باشیم. مادر و پدری طلاق گرفته که جز خودشان به کسی فکر نمی‌کنند و از هر فرصتی برای آزار زبانی طرف مقابل غافل نمی‌شوند در حالیکه این فرزند آنان است که اسیب می‌بیند کارفرمایی که به دنبال بیگاری کشیدن از ماست و وقت و بی‌وقت در مورد کار حرف میزند و دستور می‌دهد.

خواهری بسیار مبادی اداب (شوآف) که سعی دارد او را در بند نظم بکشاند در حالیکه برای این کار نیست و در اخر شریک زندگی که حتی درکی از طرف مقابلش نداشته و فقط به او دستور خوشحالی می‌دهد. همه این اتفاقات زمینه ساز عود یک افسردگی نهفته و تبدیل شدن آن به سودازدگی است.

پوستر فیلم

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

فون تریه جاستین را استعاره از انسان‌های افسرده اطراف ما گرفته که شاید امروز در انزوا باشند و قدرتی نداشته باشند اما با پیشرفت و صنعتی شدن روز به روز جامعه تعدادشان به شکل تصاعدی رو به افزایش بوده و روزی با عقده‌های بیشمارشان که حالا سیاره‌ای بزرگ‌تر از زمین شده است زمین را با تمام انسان‌های رویش نابود می‌کنند.

بخش دوم اما به کلر می‌پردازد. خواهری که استاره از انسان‌های عادی است. انسان‌هایی که در امید زندگی می‌کنند و هر پیامدی بد و زشتی را از خود دور می‌انگارند و سراسیمه به دنبال راه فراراند. انسان‌هایی که در پناه علم ناقص و فلج خود تماما خود را به زعم خودشان پوشیده و مصون میبیننند و تصور می‌کنند که می‌توانند با ان به دنیا حکومت کنند.

انسان‌هایی که با قدرت روز به روز افزایش یافته‌شان سعی در کنترل نسل جوان (پسر کلیر) و دانش ( شوهر کلیر) دارند و گمان می‌کنند دیگر خطری آن‌ها را تهدید نخواهد کرد. انسان‌هایی که همیشه در خوابند. دوباره سری به فرم بزنیم. عدم ثبات دوربین توجه را جلب می‌کند. عدم ثباتی که بیشتر در بخش جاستین با آن مواجهیم و هرچه بیشتر به مالیخولیا نزدیک می‌شویم گویی این لرزش نیز کاهش میابد.

نشانه‌گذاری‌ها و سیر و روندی که شخصیت‌های فیلم دنبال می‌کنند از منطق دراماتیک اثر پیروی کرده و به زیبایی به دنیای حال حاضر کنایه می‌زند. جان (شوهر کلیر) که دانشمندی است که از ابتدا داعیه‌های به ظاهر غیرعلمی را در برخورد سیاره مالیخولیا با زمین و نابودی آن را رد میکند. او بارها اظهار میدارد که این سیاره از کنار ما می‌گذرد (بخوانید هیچ مشکلی نیست و همه در سلامت کامل هستند و خوشحال و ما خوبیم و اونا بدن و همه چی آرومه و ما چقدر خوشبختیم) و تیکه کلامی زیبا به اسم “باور نکردنیه” دارد (که به ذهنیت تک بعدی و مسخره دانشمندان و صاحبان قدرت درباره انسان کنایه میزند). او وقتی مطمئن میشود که دانشش و گویی عصاره تمام وجودش نابود شده خودش را به نازل‌ترین قسمت خانه یعنی اصطبل می‌کشد و در اخر هم همسرش او را در زیر کوهی از کاه خاک میکند تا به زوال واقعی فرو افتد.

داستان مالیخولیا

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

فیلم روایت گر ۲ داستان جداگانه است؛ داستان اول مربوط به دختری به نام «جاستین» (کریستن دانست) است که در شُرف یک مراسم عروسی بسیار مجلل با مرد مورد علاقه‌اش، «مایکل» (الکساندر اسکارگارد) قرار دارد. جاستین بعد از عروسی، دچار نوعی افسردگی شدید می‌شود که به سبب آن، وی تمام اتفاقات پیرامونش را بد تعبیر می‌کند و به خصوص رابطه ناخوشایندی را با خواهرش آغاز می‌کند، این در حالی است که یک سیاره به نام «مالاخولیا» در حال نزدیک شدن به زمین است و این یعنی پایان دنیا. داستان دوم مربوط به خواهر جاستین به نام «کلیر» (شارلوت گاینزبرگ) و همسرش «جان» (کیفر ساترلند) است. جان ستاره‌شناسی است که پی برده سیاره مالاخولیا در حال نزدیک شدن به زمین می‌باشد… فیلم در شهر ترولهتان سوئد فیلمبرداری شده‌است.

Lucy

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

لوسی یک فیلم علمی–تخیلی و اکشن آمریکایی-فرانسوی محصول سال ۲۰۱۴، به نویسندگی و کارگردانی لوک بسون است. اسکارلت جوهانسون به عنوان شخصیت اصلی فیلم و مورگان فریمن نقش پروفسور نورمن را ایفا می‌کند. لوسی توسط یونیورسال استودیوز در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۴، در ایالات متحده به نمایش درآمد.

نقد لوسی

لوسی فیلمی بود که هنگامِ دیدنش هر لحظه آرزو می‌کردم ای کاش کریستوفر نولان آن را می‌ساخت (البته که با فیلم‌نامه جاناتان نولان). در ادامه دلایلم را برای این آرزوی محالم اقامه خواهم کرد. لوسی قرار بوده درباره قضیه استفاده ده درصدی از مغز و در ادامه افزایش این قدرت استفاده و نتایجش باشد اما این موضوع به درستی در جریان فیلم بسط و گسترش نمی‌یابد و به راحتی به حال خود رها می‌شود تا پیکره داستان براساس همان داستان مواد مخدر و شخصیت اصلی زن که قرار هست همه افراد را قلع و قمع کند بنا شده باشد.

متاسفانه بسون از جمله کارگردانانی به شمار می‌رود که در طول سالها فعالیتش ایده‌های ناب و جذابی را به دنیای سینما معرفی کرده اما کمتر دیده شده که بتواند آنها را به خوبی پرورش داده و اثری ماندگار خلق کرده باشد که لوسی نیز از جمله این آثار به شمار می‌رود. فیلم با ایده‌ای جذاب کار خود را آغاز می‌کند و شخصیت ساده و مظلومی به نام لوسی را به تماشاگر معرفی می‌کند که همه جوره می‌توان واژه قربانی را به وی اطلاق کرد.

فیلم سپس بسته‌های مشکوک درون شکم وی را به وسیله چند لگد پاره می‌کند و از اینجاست که فیلم رویه تخیلی به خود می‌گیرد و شخصیت معصوم داستان را تبدیل به یک ماشین آدمکشی می‌کند که ظاهرا احساس و اعصاب درست و حسابی ندارد و ترجیح می‌دهد بهانه‌ای برای کشتن انسانها پیدا کند تا اینکه با آنها مراوده‌ای داشته باشد!

پوستر فیلم

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

فیلم از زمانی که وارد فضایی تخیلی می‌شود، ایده استفاده از قدرت مغز را مطرح می‌کند اما این ایده به هیچ عنوان چیزی به جز محیا کردن بستر اکشن بیشتر نبوده است. نکته جالب درباره « لوسی » این هست که در فیلم قدرت مغز لوسی دستخوش تغییراتی می‌گردد اما قدرت‌هایی که وی با استفاده از آن موفق می‌شود دشمنانش را از پا در آورد ارتباط مشخصی با فیزیک بدنی‌اش ندارد و به نظر می‌رسد که کارایی بالای مغز وی باعث شده تا قدرت جاذبه نیز تحت تاثیر قرار بگیرد که این هم در نوع خودش یک نظریه جالب و در عین حال عجیب و غریب تلقی می‌شود که از بسون شاهد هستیم.

با اینحال لوسی به عنوان یک اثر اکشن می‌تواند مخاطبش را راضی نگه دارد. بسون که سالهاست در ساخت و تولید آثار اکشن فعالیت دارد و اثار پرفروشی نظیر “ربوده شده” را نیز در کارنامه‌اش به عنوان تهیه‌کننده می‌بیند اینبار خودش به سکان کارگردانی فیلم تکیه زده و با استفاده از داستان نصفه و نیمه فیلم توانسته لحظات اکشنی بوجود بیاورد که بتواند مخاطبین فیلمش را هیجان زده کند.

بسون در لوسی از اسکارلت جوهانسون در نقش اصلی داستان استفاده کرده که انتخاب بسیار خوبی به نظر می‌رسد. جوهانسون که حالا پس از حضور در انتقام جویان و کاپیتان آمریکا با اعتماد به نفس بیشتری در آثار اکشن حضور پیدا کرده، در نقش لوسی بهترین بازیگر فیلم هست و تقریبا در تمام مدت زمان فیلم در تصویر حضور دارد.

لوسیِ مظلوم

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

جوهانسون به خوبی موفق شده از دختر مظلوم و ساده ابتدایی فیلم شخصیتی هیولا در میانه فیلم ترسیم کند و در لحظات اکشن نیز بهترین عملکرد ممکن را داشته باشد. شاید بتوان همکاری بسون با جوهانسون را یکی از بهترین همکارهای بسون با بازیگران زن در نقش اصلی قلمداد کرد. مورگان فریمن در نقش دانشمند باهوشی که در اواسط داستان با لوسی آشنا می‌شود مثل همیشه قانع کننده است و صدای دلنشین فریمن مخصوصا در هنگام سخنرانی‌ها نیز یکی از نکات جذاب فیلم محسوب می‌شود.

لوسی با ایده های جذابی شروع می‌شود اما در ادامه این ایده ها به انحطاط می‌رود و در نهایت با کلی سوال بی جواب و حفره در فیلمنامه به پایان می‌رسد. شاید بهتر می بود که بسون به پرورش ایده جذاب داستانش می‌پرداخت و یا حتی این ایده‌ها را بطور کامل در خدمت اکشن بکار می گرفت تا نتیجه‌اش اکشنی متفاوت از آثار بدنه هالیوود می‌بود.

با اینحال اگر اشارات فلسفی فیلم که پرورش نیافته و خام هستند را نادیده بگیریم، باید گفت که لوسی کماکان یک اثر اکشن نسبتاً تماشایی هست که حداقل می تواند برای یکبار دیدن مخاطب فیلم مناسبی باشد. فیلم یک اسکارلت جوهانسون و چندتایی هم اکشن با طعم تخیل دارد که شاید بتواند 90 دقیقه مخاطبش را سرگرم کند.

داستان لوسی

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

لوسی یک زن ۲۴ ساله آمریکایی است که در تایپه تایوان زندگی و تحصیل می‌کند. دوست پسر او می‌خواهد تا یک محمولهٔ کیف را بدست مردی کره‌ای به نام آقای جانگ برساند، اما او مقاومت می‌کند ولی دوست پسرش با دستبند دست او را به کیف می‌بندد و او را مجبور می‌کند تا آن را به آقای جانگ تحویل دهد.

لوسی بعد از دیدن افراد جانگ می‌فهمد آن‌ها یک باند خلافکار هستند و او را مجبور می‌کنند تا کیف را که درونش ۴ بسته مواد آبی رنگ است باز کند. جانگ به لوسی پیشنهاد کار می‌دهد و لوسی قبول نمی‌کند، سپس افراد جانگ او را با ضربه‌ای بیهوش می‌کنند. وقتی دوباره به هوش می‌آید می‌فهمد آن‌ها، بدن او را به عنوان یک حامل ماده شیمیایی فوق‌العاده قدرتمند به اسم CPH4، به کار می‌گیرند تا بتوانند این موارد را به صورت غیرقانونی به اروپا منتقل کنند و لوسی به همراه ۳ نفر دیگر حامل این مواد هستند…

The Hunger Games

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

بازی‌های گرسنگی فیلمی آمریکایی در ژانر اکشن پادآرمانشهری به کارگردانی گری راس است که در ۲۰۱۲ اکران شد. این فیلم بر اساس رمان به همین نام از سوزان کالینز ساخته شده که در ۲۰۰۸ به چاپ رسید. این فیلم اولین قسمت از مجموعهٔ فیلم‌های بازی‌های گرسنگی است و نوشتن فیلم‌نامهٔ آن برعهدهٔ سوزان کالینز، گری راس و بیلی ری بوده‌ است.

داستان فیلم در آینده‌ای پساآخرالزمانی و ویران‌شهری در کشور پانم جریان دارد که در آن‌جا سالانه یک پسر و یک دختر از هر یک از ۱۲ ناحیهٔ این کشور به‌عنوان «بزرگداشت» انتخاب می‌شوند و مجبورند در یک مبارزهٔ تلویزیونی پیچیده به‌نام بازی‌های گرسنگی شرکت کنند. کتنیس اوردین (جنیفر لارنس) داوطلب می‌شود تا به‌جای خواهر کوچکترش که در ابتدا به‌عنوان «بزرگداشت» انتخاب شد، در بازی‌ها شرکت کند. کتنیس همراه پسر ناحیهٔ خود، پیتا ملارک (جاش هاچرسون)، به ساختمان کنگره می‌رود تا در بازی‌های گرسنگی تمرین و شرکت کند. دیگر بازیگران آن لیام همسورث، وودی هرلسون، الیزابت بنکس، لنی کراویتز، استنلی توچی، و دونالد ساترلند هستند.

نقد بازی‌های گرسنگی

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

اولین نکته ای که باید درباره فیلم بازی‌های گرسنگی به آن اشاره کنم این است که شخصیت‌پردازی در آن به اندازه کافی انجام نگرفته است. در ویدئوی ابتدایی فیلم پس از آنکه به صورت خلاصه اطلاعاتی درباره منطقه 12 به مخاطب ارائه می‌شود دیگر خبری از ادامه‌اش نیست و تماشاگر بی‌خبر هم تا پایان فیلم جواب سوالاتش در خصوص زیست کاراکترها را نمی‌گیرد.

فیلم به مخاطبش درباره چرایی برگزاری مسابقه و اینکه چرا این مسابقه با این ابعاد بزرگ برگزار می‌شود چیزی نمی‌گوید یا اینکه مشخص نیست به چه دلیل مردمان ایالتهای مختلف از نظر وضعیت معیشتی در شرایط متفاوتی هستند (با توجه به اینکه حکومت مرکزی ظاهرا سیستمی شبیه به کمونیست را به مرحله اجرا درآورده است!).

یا بدتر از همه اینکه تماشاگر نمی‌داند این کاپیتول که همه در آن خشونت‌طلب هستند اصلا چگونه جایی است و چگونه گذر ایام می‌کنند! مطرح نکردن این مسائل با توجه به مدت زمان طولانی فیلم، غیرقابل قبول است و می‌توان گفت که فیلم در این مورد ضعف‌های نسبتا زیادی دارد.

جنیفر لاورنس

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

به نظرم بهتر می بود که گری راس کارگردان این فیلم کمی فرصت مرور کردن اتفاقات داستانی فیلم را به تماشگر می‌داد و سپس او را با صحنه‌های جنگی سرگرم می‌کرد! همچنین ایراد دیگری که می‌توان به شخصیت‌پردازی فیلم وارد آورد این است که فیلم به هیچکدام از شخصیت‌های داستان به تنهایی بها نمی‌دهد و ما باید گذشته و شرح و حال زندگی‌شان را زمانی بدانیم که آنها در یک موقعیت نه چندان استیبل (مواجه با مرگ) در حال صحبت با کتنیس هستند و فیلشان یاد هندوستان کرده!

سکانس های مبارزه فیلم کم نقص هستند و به خوبی هم کارگردانی شده‌‌اند. این سکانس‌ها که به شکل شلاقی روانه تماشاگر می‌شوند از هیجان بسیار بالایی برخوردار هستند و گری راس هم تا می‌توانسته این صحنه‌ها را از طریق سبک “دوربین روی دست” گرفته است که خوشخبتانه اینبار باعث سردرد شما نخواهد شد. این سکانس‌های اکشن مناسب مدت زمان طولانی دو ساعت و نیمه فیلم هستند و ایراد خاصی هم نمی‌توان به آن گرفت. شاید تنها ایراد اکشن فیلم را تماشاگران بزرگسال بگیرند چراکه مبارزات خونین این آدمها هیچ خونی ندارد و این یک پارادوکس کامل را سبب می‌شود! البته آنقدرها هم بد نیست و تماشاگران بزرگسال سینما هم به راحتی می‌توانند از این سکانس‌ها لذت ببرند.

داستان بازی‌های گرسنگی

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

داستان این فیلم در آینده‌ای نامعلوم و در کشوری به نام پانم (که به نوعی می‌توان گفت آمریکای شمالی است) رخ می‌دهد. این کشور دارای یک پایتخت (کاپیتول) بسیار ثروتمند و ۱۲ ایالت بسیار فقیر است. سال‌ها پیش، ایالت‌های پانم در یک اقدام هماهنگ ضد حکومت مرکزی شورش کردند که علی‌رغم درگیری سنگینی که به وجود آمد، همگی ایالت‌ها شکست خوردند و مجبور به تن دادن به یک معاهده صلح با شرایط وحشتناک شدند.

یکی از بندهای این قرارداد به این شکل بود که هر کدام از ایالت‌های ۱۲ گانه باید در هر سال، یک پسر و دختر بین ۱۲ تا ۱۸ سال را برای برگزاری مسابقاتی تحت عنوان «بازی‌های گرسنگی» به پایتخت بفرستند. شرایط این مسابقه به این شکل است که تمام ۲۴ شرکت‌کننده باید یکدیگر را قتل‌عام کنند و هرکس که در نهایت باقی بماند، برنده اصلی خواهد بود و جوایز زیادی که در انتظار او خواهد بود. علاوه‌بر آن ایالتی که شخص برنده از آن آمده بود نیز برای مدتی از قحطی در می‌آید…

Gravity

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

گرانش یا جاذبه یک فیلم سه‌بعدی علمی–تخیلی و درام آمریکایی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آلفونسو کوارون است که برای اولین بار در هفتادمین جشنواره فیلم ونیز در ماه اوت ۲۰۱۳ به نمایش درآمد. ساندرا بولاک و جرج کلونی دو بازیگر اصلی این فیلم هستند. این فیلم در جشنواره اسکار سال ۲۰۱۴ برنده هفت جایزه شد.

نقد گرانش

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

چیزی که این فیلم را از هم ژانرهایش جدا می کند و تبدیلش می کند به اثری دیدنی و جذاب، فضاسازی کوآرون و دکوپاژ اوست که همگام با جلوه های کامپیوتریِ بی نظیر فیلم، دیدنی ترین تصاویر این سال های اخیر سینما را برای تماشاگر به ارمغان می آورد. تیزهوشی کوآرون ( که پیش از این، تیزهوشی او را در فیلمی مثل « فرزندان انسان » با آن پلان/سکانس های طولانی و پیچیده دیده بودیم ) از همان شروع به چشم می آید.

او به جای استفاده از کات های معمول، با حرکات آرام و پیوسته ی دوربینش، حسی از معلق بودن در فضا به ما القاء می کند. دوربین مانند فضانوردان دور سفینه و آدم ها می چرخد و می چرخد و کج و راست می شود و گاه حتی از موقعیت ابژکتیو به سوبژکتیو تغییر موضع می دهد و در حرکتی پیوسته و بدون قطع به چشمان رایان تبدیل می شود تا ما هر چه بیشتر، حس و حال و دیدگاه او را لمس کنیم.

مطمئناً برای مایی که امکان دیدن فیلم در سینمای سه بعدی را نداریم، شاید این حرف معنای خود را از دست بدهد اما کوآرون به درستی از ظرفیت سینمای سه بعدی استفاده می کند تا تماشاگر را هر چه بیشتر درگیر نماید. می خواهم بگویم او برخلاف خیلی از فیلم های سه بعدی که نمی توانند منطق درستی بین ظرفیت داستانشان و تکنولوژی سه بعدی برقرار کنند و تنها، بدون دلیل موجهی، فیلمشان از این تکنولوژی استفاده می کند که فقط استفاده کرده باشد، در « جاذبه » اتفاقاً این سه بعدی بودن در بطن اثر جا خوش کرده است و تحمیلی به نظر نمی رسد.

مگر می شود قطرات اشک رایان در آخرین لحظات زندگی اش را فراموش کرد که از گونه اش جدا و روی هوا معلق می شود و بعد می چسبد به شیشه ی دوربین؟ مطمئناً برای مایی که فیلم را در کادری کوچک و تازه با کیفیتی نصفه و نیمه دیده ایم، درک لذت چسبیدن قطره های آبِ داخل محوطه ی سفینه ی خراب شده به شیشه ی دوربین بی معنا خواهد بود.

پوستفر فیلم
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

کوآرون و همکارانش با دقتی مثال زدنی و رشک برانگیز، لحظاتی دیدنی را خلق می کنند که جدا از نشانه های معناشناسانه، زیبایی و جذابیتی منحصر به فرد دارند مثل آن صحنه ای که رایان، بعد از تلاش فراوان، در حالیکه با کمبود اکسیژن مواجه شده، بالاخره خودش را وارد فضای سفینه می کند و بعد در حالیکه با شدت نفس نفس می زند، لباس هایش را یکی یکی در می آورد که لباس ها در فضا معلق می شوند و او نفس عمیقی به معنای بازگشت زندگی به کالبد رو به مرگش می کشد، به بدنش کش می دهد، خودش را جمع می کند و کف سفینه به خواب می رود. نوشتن درباره ی این صحنه و صحنه هایی مشابه این، عملاً کاری ست غیرممکن و تنها باید دید و مسحور شد.

من البته با اتفاقاتی که ممکن است در موقعیت رایان، برای یک انسان واقعی در شرایطی واقعی بیفتد، آشنا نیستم و طبیعتاً توضیحات علمی اش را هم نمی‌دانم اما تا جایی که فهمیده ام، اتفاقات فیلم همگی جنبه ای کاملاً علمی دارند و اینگونه است که شاید برای اولین بار، به جای به کار بردنِ واژه ی فیلم « علمی ـ تخیلی » دیگر فقط باید « فیلم علمی » را به کار ببریم و یا شاید « علمی ـ عاشقانه »! کوآرون تلاش کرده همه چیز تا حد ممکن واقعی باشد، دقت او و همکارانش در فضاسازی به حدی ست که فراموش نمی کنند در صحنه ای که رایان خودش را به سفینه ی چینی ها رسانده، همراه اشیا معلق در فضای داخل سفینه، راکت های پینگ پونگ را هم به تصویر بکشند! به نظرم این یعنی تیزهوشی.

داستان گرانش

بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن
بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن

یک مهندس پزشکی ناسا به نام رایان استون (با بازی ساندرا بولاک) در نخستین سفر خود به بیرون از کرهٔ زمین، به همراه فضانورد باتجربه مت کوالسکی (با بازی جرج کلونی)، دو نفر از اعضای یک تیم ۵ نفره از فضانوردان آمریکایی هستند که مأموریت آن‌ها تعمیر تلسکوپ هابل می‌باشد.

در حین یکی از راهپیمایی‌های فضایی، پیغام اضطراری مبنی بر انهدام یکی از ماهواره‌های جاسوسی روسیه و پراکنده شدن تکه‌های بدنهٔ آن در فضا و برخورد آن‌ها با سایر ماهواره‌های موجود در جو زمین به آن‌ها مخابره می‌شود. پیغام دستوری مبنی بر دور شدن فضاپیما در اسرع وقت از آن محل است ولی به دلیل سرعت بسیار زیاد ترکش‌های انفجار، زمان زیادی برای فرار از صحنه باقی نمی‌ماند و هجوم ترکش‌ها منجر به انهدام فضاپیمای آمریکایی و کشته شدن سه فضانورد دیگر می‌شود. از این تیم تنها رایان استون و مت کوالسکی که زنده مانده‌اند، سعی می‌کنند به هر نحو ممکن جان خود را نجات دهند؛ این در حالی است که ذخیرهٔ اکسیژن لباس فضایی استون در حال تمام شدن است.

بیشتر بخوانید:

از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین فیلم های علمی تخیلی با شخصیت اول زن سپاس‌گزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما می‌توانید به عنوان نویسنده مهمان در سایت فیگار عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقاله‌ها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با آن بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان عزیز می‌توانید به اینستاگرام فیگار جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و خلاصه نقد و بررسی‌های فیلم‌های روز دنیا مراجعه کنید.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *