نقد فیلم میکی 17 ساخته بونگ جون-هو که ترکیبی از طنز سیاه و علمیتخیلی است نشان میدهد این اثر با بازی رابرت پتینسون چگونه تحسین منتقدان را برانگیخت.
فیلم میکی 17 به کارگردانی بونگ جون-هو، فیلمساز صاحبنام کرهای، در سال 2025 روی پرده رفت و با استقبال خوبی از سوی منتقدان و مخاطبان همراه شد.
این اثر که بر اساس رمان Mickey7 نوشته ادوارد اشتون ساخته شده، نگاهی متفاوت و تلخطنز به آیندهای علمیتخیلی دارد. داستان در سال 2054 میگذرد و روایتگر زندگی مردی است که به یک مأموریت استعماری فضایی ملحق میشود و در نقش قربانی دائمی یا همان نیرویی جایگزین و قابل تکثیر، بارها جان خود را از دست میدهد تا دادههای لازم برای پروژه فراهم شود؛ هر بار هم با یک نسخهی جدید از خود بازمیگردد.
رابرت پتینسون در نقش اصلی، با اجرای چندلایهاش توانست بهخوبی پیچیدگیهای شخصیت میکی را به نمایش بگذارد. بازیگرانی همچون نائومی آکی، استیون ین، تونی کالت و مارک رافلو نیز در این فیلم حضور دارند و هر یک نقش مهمی در خلق دنیای منحصربهفرد این اثر دارند.
نقد فیلم میکی 17

میکی 17 اولینبار در فوریه ۲۰۲۵ در میدان لستر شهر لندن به نمایش درآمد. فیلم با بودجهای متوسط ساخته شد اما با فروش جهانی ۱۲۲ میلیون دلاریاش فراتر از انتظار عمل کرد.
منتقدان این فیلم را به خاطر نگاه فلسفیاش به هویت، فناپذیری، و مصرفگرایی ستودند و آن را اثری هوشمندانه، خلاق و در عین حال سرگرمکننده توصیف کردند.
اکنون بیایید تا به نقد فیلم Mickey 17 از دیدگاه منتقدان بپردازیم تا ببینیم منتقدان چه نمراتی به این اثر دادهاند.
نقد و بررسی منتقدان
فیلم علمیتخیلی میکی 17 به کارگردانی بونگ جون-هو توانست نظر بسیاری از منتقدان را به خود جلب و بازخوردی عمدتاً مثبت از سوی آنها دریافت کند. در وبسایت راتن تومیتوز و در بخش تحلیل فیلم Mickey 17 نمره 78% از ۳۱۱ نقد ثبتشده درباره این فیلم مثبت بود و میانگین امتیاز آن 7.1 از 10 اعلام شده است.
در خلاصه دیدگاه این وبسایت آمده:
میکی 17 بازگشت بونگ جون-هو به قلمرو محبوبش—علمیتخیلی دیوانهوار با انتقادی تند از ساختارهای اجتماعی—را نشان میدهد و بهخوبی اثبات میکند که از رابرت پتینسون هر چقدر هم داشته باشی، باز هم کم است.
همچنین در سایت متاکریتیک که بر اساس میانگین وزنی امتیاز میدهد، این فیلم امتیاز 72 از 100 را بر پایه 60 نقد به دست آورده است؛ امتیازی که نشان از بازخورد عموماً مثبت دارد.
رابی کالین، منتقد روزنامه دیلی تلگراف، با دادن 4 ستاره از 5، به سبک خاص بونگ در تغییر ناگهانی ژانرها اشاره کرد و در بخش بررسی فیلم Mickey 17 نوشت:
همانند بسیاری از آثار بونگ، این فیلم نیز مدام از یک سبک به سبک دیگر میپرد—از طنز فیزیکی به ابزورد، از وحشت به هزل، آنهم گاهی در یک نمای واحد. مثل صحنههایی که در آن یکی از نسخههای تازه رابرت پتینسون با صدایی بامزه از دستگاه تولید کلون بیرون میافتد.
جیکوب اولر از The A.V. Club هم این اثر را یک نقد علمیتخیلی بینظم، طولانی اما به شدت سرگرمکننده از وضعیت غیرانسانی دنیای مدرن توصیف کرده است. جاستین چانگ در نقدش برای NPR نوشته:
هرچند طنز فیلم خیلی زود تکراری و سطحی میشود، اما بونگ از معدود کارگردانانی است که در این ابعاد عظیم تولید، همچنان میتواند امضای شخصی و هنری خود را حفظ کند.
با این حال، همه منتقدان نظر مثبتی نداشتند. ریچارد لاوسون از Vanity Fair، این فیلم را دنبالهای ناامیدکننده برای انگل توصیف و اضافه کرد:
شاید اگر بونگ تمرکز بیشتری بر ایده کلونها و نقد سیستمهای کاری بیرحم داشت، میتوانست به اثری تکاندهنده و عمیق دست یابد. اما علاقه او به موجودات بامزه و شوخیهای سطحی درباره دیکتاتورهای خودشیفته باعث شده که فیلم بیشتر شبیه به یک اسکرول آشفته در تیکتاک باشد تا اثری از یک استاد بزرگ.
تحلیل روایی و فرم فیلم

شش سال پس از موفقیت خیرهکننده فیلم انگل که یکی از درخشانترین آثار سینمایی دهه 2010 بود، بونگ جون-هو با جاهطلبانهترین و اغراقآمیزترین اثر خود بازگشته است.
این فیلم که اقتباسی از رمان ادوارد اشتون در سال ۲۰۲۲ است، بار دیگر نشان میدهد که نگاه تیزبین و انتقادی بونگ نسبت به ساختارهای قدرت جهانی نه تنها کمرنگ نشده، بلکه اینبار با صراحتی بیسابقه بیان میشود.
اگر پیشتر بونگ در آثاری مانند اوکجا به مسائلی نظیر صنعت دامداری صنعتی، در برفشکن به نبرد طبقاتی و در انگل به شکاف اقتصادی پرداخته بود، میکی 17 آشکارا پرده از بحران رهبریهای جهانی، پوچی تصمیمهای اجرایی و چهرههای کاریزماتیک اما مضحک سیاستمداران عصر حاضر برمیدارد.
در هر صورت بر خلاف آثار قبلی که در قالبهای ظریفتری پیام خود را منتقل میکردند، لحن میکی 17 گاه بیش از حد مستقیم و کوبنده به نظر میرسد.
بخشی از فیلم با همین صراحت عمل و مخاطب را درگیر میکند؛ اما گاه این انتقادها به جای برانگیختن تفکر، بیشتر حالت شعاری و تکراری پیدا میکنند. نتیجه نهایی اثری است با دو نیمه متفاوت: نیمی که با کنجکاوی بیننده را به دل جهان علمیتخیلی خود میبرد و نیمی دیگر که با اغراق و شعارزدگی، پیوستگی روایت را مختل میکند.
با وجود این تناقض در لحن، نمیتوان منکر جسارت و امضای شخصی بونگ در ساخت چنین اثری شد—فیلمی که اگرچه همه را راضی نمیکند، اما بیتردید گفتوگوها و جدلهای فراوانی بهدنبال خواهد داشت.
فیلم Mickey 17 به کارگردانی بونگ جون-هو، قصه مردی به نام میکی (با بازی رابرت پتینسون) را روایت میکند که برای فرار از گذشتهاش، به ناچار به عنوان یک نیروی قابل جایگزینی در مأموریتی فضایی ثبتنام میکند؛ نیرویی که هر بار پس از مرگ، با بدنی تازه و حافظهای تقریباً کامل، بازتولید میشود.
میکی در ازای انجام مأموریتهای پرخطر، بارها کشته و دوباره زنده میشود، در حالی که رنجها را به یاد میآورد؛ اما مرگ برایش معنای قطعی ندارد.
ریشه این تصمیم تلخ، بدهیایست که پس از یک سرمایهگذاری شکستخورده در کسبوکار ماکارون با دوستش تیمو (استیون یون) بالا میآورد. تنها راه فرار از مزدوران طلبکار، پیوستن به مأموریت فضایی است؛ جایی دور از زمین، اما نه دور از درد. کارفرمای او، کنت مارشال (مارک رافالو)، با چهرهای دیکتاتورمآبانه، از میکی تنها به عنوان ابزاری مصرفی برای پیشبرد اهداف جاهطلبانهاش استفاده میکند.
نقد فیلم میکی 17
اما در این چرخه بیپایان مرگ و بازتولید، تنها کسی که میتواند در میکی حسی انسانی باقی بگذارد، نَشا (نائومی اکی) است—زنی که بهراستی او را درک میکند و با عشقی واقعی، وجودش را ارزشمند میبیند. رابطه میان میکی و نشا نقطه اتکای عاطفی فیلم است؛ جایی که فانتزی فضایی، به جهان ملموس احساسات انسانی راه میدهد.
در نیمه اول فیلم، بونگ داستان مردی را روایت میکند که در پی معنا و ارزش وجودیاش است، اما با هربار بازتولید، بیشتر از قبل به حاشیه رانده میشود.
در این بخش، روایت سرشار از طنز تلخ و تراژدی شخصی است؛ اما با آغاز نیمه دوم، فیلم وارد قلمرو آشکار و صریح انتقادهای سیاسی میشود—جایی که کاراکتر مارشال با کلاه قرمز و نطقهایی شبیه به دونالد ترامپ، نقدی بر رهبران فاسد و بیرحم دنیای امروز است.
با ورود نسخههای همزمان از میکی و بحران هویتی ناشی از وجود دو “خودِ زنده”، فیلم وارد فاز ابزورد و شوخطبعیهای الهامگرفته از چاپلین میشود.
پتینسون با اجرای فیزیکی و میمیکهای حسابشده، جلوهای تازه از تواناییهایش را نشان میدهد؛ اما بازی اغراقآمیز رافالو و تونی کولت در نقش بانوی اول، یلفا، فضای جدی فیلم را گاه به سمت یک تقلید طنزآلود از سیاستمداران میبرد—تقلیدی که نه تنها از بار مفهومی فیلم میکاهد، بلکه تماشاگر را از درگیری احساسی جدا میکند.
فیلم در بیان پیامهای سیاسیاش بسیار بیپرده است، اما فاقد ظرافتهای آثار قبلی بونگ است. آنچه در ابتدا با قدرت رابطهی عاطفی میکی و نشا شکل میگیرد، در ادامه به حاشیه رانده میشود تا جای خود را به استعارههایی کمعمق و شعارزده دهد.
میکی 17 تلاش جاهطلبانه بونگ برای ساخت یک اثر استودیویی پُرهزینه با لحن سیاسی جسورانه است؛ تلاشی تحسینبرانگیز، بهویژه در دورانی که فشارهای صنعت فیلمسازی آمریکا شدیدتر شده است؛ اما در مقایسه با آثاری مانند مثلث غم یا جوهره، که توانستند فراتر از انتقاد اجتماعی، جهانهای منسجم و شخصیتهایی چندلایه خلق کنند، فیلم بونگ گاهی بیش از آنکه برانگیزاننده باشد، در سطح باقی میماند.
جمعبندی و امتیازدهی

فیلم Mickey 17 به کارگردانی بونگ جون-هو، اثری جاهطلبانه و تلفیقی از طنز سیاه، علمتخیلی و نقد سیاسی است. رابرت پتینسون در نقش میکی، مردی که بارها کشته و بازتولید میشود، اجرایی درخشان و احساسی ارائه میدهد.
رابطه عاطفی او با نشا، نقطه قوت فیلم است، اما در نیمه دوم، داستان تحتالشعاع نمادپردازیهای صریح و شخصیتپردازیهای اغراقشده قرار میگیرد.
هرچند فیلم نقدی جسورانه بر سیاست و قدرت است، اما گاه در انتقال پیامهایش بیش از حد شعاری عمل میکند. در هرصورت Mickey 17 تجربهای متفاوت و تفکربرانگیز در کارنامه بونگ به حساب میآید.
وبسایت فیگار به این فیلم نمره 6 از 10 را میدهد.
نظر شما دربارهی مطلب نقد فیلم میکی 17 چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.