سریال شوالیه هفت اقلیم با بازگشت به وستروسی که هنوز زیر سایه اژدهایان نسوخته، مخاطبان را به دورهای سادهتر اما خشنتر از تاریخ این جهان میبرد.
در حالی که نزدیک به یک قرن پیش از وقایع Game of Thrones روایت میشود، اسپینآف تازهی HBO Max با عنوان A Knight of the Seven Kingdoms بینندگان را به نسخهای قدیمیتر، زمختتر و انسانیتر از وستروس بازمیگرداند؛ جهانی که هنوز در آن خبری از بازگشت اژدهایان نیست و تاجوتختها به جنگهای تمامعیار امروزی کشیده نشدهاند.
سریال A Knight of the Seven Kingdoms که بر اساس نوولاهای محبوب Tales of Dunk and Egg نوشتهی جورج آر. آر. مارتین ساخته شده، داستان سر دانکن قدبلند (دانک) و اسکوایر جوانش، اِگ، را دنبال میکند.
این دو در سفر خود در سراسر هفت اقلیم، با چهرهای از وستروس روبهرو میشوند که بسیار پیشتر از دوران خاندانهای آشنای بازی تاجوتخت شکل گرفته است؛ دورانی که باراثیونها و تارگرینها نسخههایی متفاوت از خود بودند و سیاستهای درونخاندانی و میانخاندانیشان هنوز به نقطه انفجار نرسیده بود.
ایستراگهای سریال شوالیه هفت اقلیم

اگرچه سریال شوالیه هفت اقلیم در مقیاس روایی کوچکتر و شخصیتر به نظر میرسد، اما سرشار از نامها، مکانها و مفاهیمی است که طرفداران قدیمی دنیای A Song of Ice and Fire بلافاصله آنها را تشخیص میدهند. از خاندانهای قدرتمند گرفته تا موقعیتهای جغرافیایی آشنا، قسمت اول سریال پر است از ایستراگهایی که ریشه در تاریخ وستروس دارند.
بنابراین، پیش از آنکه قسمت بعدی با ارجاعات تازه از راه برسد، نگاهی میاندازیم به تمام ایستراگها و نشانههای مهم Game of Thrones که در قسمت نخست A Knight of the Seven Kingdoms پنهان شدهاند؛ ارجاعاتی که نهتنها به بازی تاجوتخت، بلکه به House of the Dragon و تاریخ کهن هفت اقلیم نیز گره میخورند.
معنای واقعی Hedge Knight در وستروس
در جهان وستروس، بیشتر شوالیهها تحت سوگند وفاداری به یک لرد، یک خاندان یا یک قلعه مشخص زندگی میکنند. آنها زمین، نشان دارند و جایگاه اجتماعیشان—هرچند محدود—تعریف شده است؛ اما هدج نایتها یا شوالیههای بیسرزمین، درست در نقطهی مقابل این ساختار ایستادهاند. آنها به هیچ ارباب یا قلعهای تعلق ندارند و در قلمرو پادشاهی سرگرداناند.
شوالیههای سرگردان مالک زمینی نیستند و آزادانه انتخاب میکنند که برای چه کسی و تا چه زمانی خدمت کنند. چرا که برخلاف شوالیههای زمیندار، اغلب شبها را نه زیر سقف، بلکه در فضای باز و زیر پرچینها به صبح میرسانند. زندگیشان بیش از آنکه شبیه افسانههای شوالیهگری باشد، به بقا شبیه است.
سر آرلان، استاد دانک، باور داشت که هدج نایتها «خالصترین» شکل شوالیهگری هستند؛ کسانی که نه برای زمین، نه برای قدرت، بلکه برای خودِ مفهوم شوالیه بودن زندگی میکنند. با این حال، در جامعهی وستروس این عنوان احترام چندانی به همراه ندارد. بسیاری هدج نایت را «شوالیهای، اما غمانگیزتر» میدانند.
برخی از آنها در نهایت به یک لرد یا دژ سوگند میخورند، اما بسیاری دیگر در چرخهای از فقر، بیثباتی و جستوجوی کار گرفتار میمانند. همین شرایط باعث میشود که بعضی هدج نایتها به شوالیههای راهزن تبدیل شوند. با این وجود، تاریخ وستروس نشان میدهد که حتی از دل همین قشر فرودست، یکی از نخستین اعضای گارد پادشاهی برخاسته است؛ نشانهای از اینکه شرافت، همیشه به جایگاه اجتماعی گره نخورده است.
تورنمنت اشفورد

داستان سریال شوالیه هفت اقلیم در سال ۲۰۹ پس از فتح (AC) و در جریان یکی از تورنمنتهای مشهور وستروس، یعنی تورنمنت اشفورد میدو، روایت میشود. خاندان اشفورد که یک خاندان نجیب اما نهچندان قدرتمند است، نام خود را هم به شهر بازاری اشفورد داده و هم به قلعهی کوچک خانوادگیاش.
نشان این خاندان، پرچمی نارنجی با خورشید سفید و طرح شورون است؛ نمادی ساده اما بهیادماندنی که در دل این تورنمنت بارها دیده میشود. اشفورد در امتداد رودخانهی کاکلسوِنت قرار دارد؛ شاخهای فرعی که در نهایت به رود عظیم مندر میریزد. این موقعیت جغرافیایی، اشفورد را در شرق هایگاردن—مرکز قدرت خاندان تایرل—قرار میدهد.
اهمیت اشفورد تنها به این تورنمنت محدود نمیشود. نزدیک به ۷۳ سال پس از وقایع این سریال، رابرت باراتیون در جریان شورش معروفش علیه خاندان تارگرین، تنها یک شکست نظامی را تجربه میکند—و آن شکست دقیقاً در نبرد اشفورد رقم میخورد. همین پیوند زمانی، اشفورد را به نقطهای کلیدی در تاریخ نظامی وستروس تبدیل میکند.
میدنپول

دانک جایی اشاره میکند که سر آرلان تنها یکبار در حق او ظلم کرده است؛ اتفاقی که در شهر میدنپول رخ داده است. میدنپول در سرزمینهای ریورلندز و نزدیک مرز کراونلندز قرار دارد. هرچند این شهر هرگز بهطور مستقیم در سریال Game of Thrones دیده نشد، اما نام آن برای طرفداران آشناست.
در بازی تاجوتخت، تایوین لنیستر متوجه دروغ آریا استارک—که در پوشش یک جامدار ظاهر شده—میشود، آن هم فقط به این دلیل که آریا نشان خاندان حاکم بر میدنپول، یعنی خاندان موتون، را نمیشناسد. تایوین البته برخلاف سر آرلان، او را تنبیه نمیکند؛ اما همان لحظه حقیقت را میفهمد.
نام میدنپول برگرفته از افسانهای کهن در وستروس است؛ داستانی اسطورهای که ریشه در ایمان و افسانه دارد. با این حال، روایت کامل این افسانه به زمانی دیگر و شاید اپیزودی دیگر موکول شده است.
سر لیونل باراتیون
سر لیونل باراتیون، لرد استورمز اِند و حاکم سرزمینهای طوفان، یکی از اجداد مستقیم رابرت، استنیس و رنلی باراتیون است. تاج عظیم او که با شاخهای گوزن تزئین شده، نمادی اغراقشده اما معنادار از گوزن سیاه—نشان خاندان باراتیون—بهشمار میآید.
لیونل نمایندهی دورانی است که خاندان باراتیون هنوز در سایهی تارگرینها قرار داشت، اما رگههای غرور، سرسختی و جاهطلبی در آنها کاملاً شکل گرفته بود؛ ویژگیهایی که نسلها بعد، به انفجار بزرگ تاریخ وستروس منجر میشود.
تاریخچه نیزهداری

لیونل باراتیون باور دارد که هیچ انسانی نمیتوانسته رویدادی به زیبایی و شکوه نیزهداری (Jousting) را اختراع کند. اشارهی او به نخستین مسابقهی نیزهداری در چهار هزار سال پیش، نهتنها قدمت این آیین را نشان میدهد، بلکه احتمال خاستگاه الهی آن را نیز مطرح میکند.
نیزهداری بیش از همه در نیمهی جنوبی وستروس محبوب است؛ جایی که ایمان به دین هفت قدرت دارد. با ورود آندالها از آن سوی دریای باریک، نهتنها مذهب جدید، بلکه مفهوم شوالیهگری و آیینهای وابسته به آن—از جمله تورنمنتها—وارد وستروس شد. به همین دلیل است که در شمال، جایی که خدایان کهن پرستیده میشوند، شوالیهگری پدیدهای نادر است.
خاندان بیسبری

در میان پاویونهای تورنمنت، دانک از کنار پرچم خاندان بیسبری عبور میکند؛ خاندانی مستقر در هانیهولت، در غرب ریچ و شمال اولدتاون. نشان آنها سه کندوی زنبور روی زمینهای سیاه و زرد است؛ نمادی که هم از ثروت و هم از نظم حکایت دارد.
هرچند یکی از اعضای خاندان بیسبری در این قسمت حضور دارد اما معرفی نمیشود، این خاندان برای طرفداران House of the Dragon کاملاً شناختهشده است. لرد لایمن بیسبری، جد او، استاد سکهی شاه ویسریس بود؛ مردی که بهدلیل مخالفت با نشاندن ایگان بر تخت آهنین و خیانت به رینیرا، به دست کریستون کول به قتل رسید و به نخستین قربانی «رقص اژدهایان» تبدیل شد.
نظر شما دربارهی چند قسمت ابتدایی سریال جدید بازی تاج و تخت چیست؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.


