تبلیغات در فیگار

تحلیل و بررسی قسمت پایانی سریال شوالیه هفت پادشاهی

سریال شوالیه هفت پادشاهی با قسمت پایانی «فردا» نه‌تنها به پایان فصل اول رسید، بلکه مسیر تازه‌ای برای ماجراجویی‌های دانک و اِگ در هفت پادشاهی گشود.

قسمت پایانی فصل اول سریال A Knight of the Seven Kingdoms با عنوان «فردا»، همانند تراژدی‌های کلاسیک، بازتابی از ویرانی آرام پس از تورنمنت و هزینه سنگین پیروزی را به نمایش می‌گذارد.

در حالی که گل و لای گذشته شسته شده، چشم‌انداز سیاسی وستروس به شکلی غیرقابل بازگشت تغییر یافته است. این قسمت، تمرکز خود را بر روی جایگاه دانک و اِگ در جهانی گذاشته که آن‌ها را بلعیده و پس داده است. دنیایی که با جدایی‌ها، آغازهای تازه و افقی پر از ابهام احاطه شده است.

بیشتر بخوانید:

تحلیل و بررسی قسمت پایانی سریال شوالیه هفت پادشاهی

سریال شوالیه هفت پادشاهی
سریال شوالیه هفت پادشاهی

در آرامش نسبی اشفورد، یک معالج زخم‌های دانک را معاینه می‌کند و خبر می‌دهد که او در حال مرگ است. با این حال، دانک با سرسختی همیشگی شب را زنده می‌ماند.

سر لاینل باراثیون با پیشنهاد جایگاهی در استورمز اِند به دیدار او می‌آید و با طعنه می‌گوید اگر دانک همراهش بیاید، او را مثل برادر دوست خواهد داشت و اگر نه، متنفر خواهد بود. این شوخی، در میان تراژدی مرگ بیلور، چندان اثرگذار نیست و دانک با عمق بیشتری درک می‌کند که مرگ هر جا دنبال انسان‌هاست.

در مراسم خاکسپاری بیلور، دانک تلاش می‌کند والار تارگرین، پسر بیلور و وارث جدید تاج و تخت را تسلی دهد. والار در غم عمیق خود غرق است، اما خشم ملموسی نیز نسبت به دانک نشان می‌دهد و او را مسئول موقعیتی می‌داند که اکنون در آن قرار گرفته است.

در سوی دیگر، او لحظاتی آرام با رایمون فاسووی تجربه می‌کند که خبر از بارداری معشوقه‌اش روآن می‌دهد و برنامه آن‌ها برای ازدواج و راه‌اندازی کسب‌وکار سیب‌سرخ، تصویری از زندگی عادی ارائه می‌دهد؛ زندگی‌ای که دانک هرگز تجربه نخواهد کرد.

صحنه‌های سر لاینل و همچنین سکانس بعدی او  با رایمون فاسووی و همسرش، کمی طنز را به سریال بازمی‌گردانند؛ اما قسمت پایانی همچنان عمدتاً یک روایت دراماتیک است که دانک را در جستجوی معنای آنچه در اشفورد رخ داده و مسیر پیش رویش نشان می‌دهد.

اِگ همچنان می‌خواهد شاگرد دانک باشد، امری که حتی پدرش، شاهزاده مِیکار نیز مایل است و می‌خواهد دانک شمشیر خود را به او سوگند دهد. دانک اما این پیشنهاد را رد می‌کند و می‌گوید که دیگر با شاهزادگان کاری ندارد. اِگ از این تصمیم ناامید می‌شود و شک می‌کند که دانک همان شوالیه‌ای است که تصور می‌کرد! گاهی کودکان می‌دانند چگونه درست جایی ضربه بزنند که بزرگسالان را بیشترین آزار را دهد.

مِیکار، مردی شکسته، درگیر احساس گناه ناشی از قتل برادر خود است و اعلام می‌کند که ایریون، ظالم و ستمگر، به شرق تبعید شده است. او با درک نیاز اِگ به راهنمایی، از دانک می‌خواهد که پسر را به سامرهال ببرد و آموزش دهد.

سریال شوالیه هفت پادشاهی
سریال شوالیه هفت پادشاهی

یک فلش‌بک به لحظه مرگ سر آرلان بازمی‌گردد. آرلان مردی بود که داستانی از شوالیه‌ها و سنت میخ زدن سکه به دیوار قبل از جنگ زا تعریف می‌کرد. هنگامی که دانک دلیل نامیده نشدن به عنوان شوالیه توسط آرلان را می‌پرسد، او در میانه جمله جان می‌دهد و پرسشی بی‌پاسخ برجا می‌ماند.

در زمان حال، اِگ به آینه خیره می‌شود و با لمس ریشه‌های نقره‌ای موهایش، تیغی در دست دارد و بین خودکشی یا کوتاه کردن دوباره موها مردد است تا اینکه مِیکار او را متوقف می‌کند.

دانک وسایل خود را جمع می‌کند و رایمون هدیه‌ای به او می‌دهد؛ اسب جدیدی به نام سوئیت‌فوت تا جایگزین اسبی شود که از دست داده بود. دانک سکه‌ای به درخت چنار نزدیک محل کمپ خود می‌کوبد، به احترام آرلان حرکت می‌کند. ناگهان اِگ به دنبال او می‌دود و اعلام می‌کند که پدرش دستور داده او خدمت شوالیه را انجام دهد. دانک سرانجام پذیرفت و آن‌ها با هم به سفر در هفت پادشاهی می‌روند.

در این قسمت، سام اسپروئل، بازیگر مِیکار، بهترین لحظات فصل را ارائه می‌دهد و انسانی زخمی و خسته از فشار خانواده خود را نشان می‌دهد. وقتی مِیکار می‌بیند که اِگ کنار تخت ایریون ایستاده و چاقویی در دست دارد—لحظه‌ای که نشان می‌دهد اِگ با دیدن رشد دوباره موهای سفیدش، نمی‌خواهد مانند برادر ظالمش شود—او با آرامش و شفقت واکنش نشان می‌دهد و دستانش را به آرامی روی شانه‌های پسر کوچک خود می‌گذارد.

او درک می‌کند چرا اِگ چنین کاری می‌کند و دقیقا می‌داند ایریون چه کسی است. این یک صحنه فوق‌العاده انسانی است که بدون هیچ دیالوگی عمق عاطفی شخصیت‌ها را منتقل می‌کند. مِیکار به دانک می‌گوید که اِگ آخرین فرزندش است و نمی‌تواند چیزی بد برای او رخ دهد.

همچنین صحنه‌ای از سر آرلان در حالی که در مسیر مخالف آن‌ها حرکت می‌کند، نشان داده می‌شود. این سکانس نمادی از همراهی معنوی استاد با شاگردانش است. این تصویر حسی اسطوره‌ای و عظمت‌گرا به داستان می‌دهد، همان حس ماجراجویی که بهترین روایت‌های فانتزی را شکل می‌دهد.

سریال شوالیه هفت پادشاهی
سریال شوالیه هفت پادشاهی

تمرکز قسمت پایانی بر رابطه دونک و مِیکار، نقطه اوج انسانی کردن شخصیت‌های آنتاگونیست داستان است. مِیکار تحت بار گناهش خرد می‌شود و این نمایش عمق روانی شخصیت‌های پیچیده سریال را نمایان می‌سازد. رد کردن راه آسان در سامرهال، انتخاب سخت دونک و نشان‌دهنده صداقت و اصول اوست.

فلش‌بک به مرگ آرلان، حلقه داستانی فصل را کامل می‌کند و پرسش‌هایی که از قسمت اول مطرح شده بود را پاسخ می‌دهد، در حالی که ابهام درباره شوالیه شدن دانک باقی می‌ماند. شات پایانی از دونک و اِگ در حال حرکت و گذر روح آرلان، حس جهانی گسترده و حماسی را به بیننده القا می‌کند.

سریال شوالیه هفت پادشاهی
سریال شوالیه هفت پادشاهی

سریال شوالیه هفت پادشاهی با این پایان، نه تنها فصل اول را با شکوه به سر می‌رساند، بلکه پایه‌های داستانی تازه‌ای را برای ماجراجویی‌های آینده دانک و اِگ بنا می‌کند.

فصل دوم سریال شوالیه هفت پادشاهی نمی‌تواند زودتر از این برسد. این پایان، ترکیبی از آزادی، مسئولیت و بلوغ شخصیت دانک و اِگ را به نمایش می‌گذارد و نوید فصل‌های پرماجرا و پرطنین آینده را می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

نظر شما درباره‌ی فصل ابتدایی سریال A Knight of the Seven Kingdoms چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.


نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *