در نقد فیلم همنت روایتی شاعرانه از فقدان، عشق و الهام هنری بررسی میشود که زندگی شکسپیر را از زاویهای انسانی بازخوانی میکند.
فیلم Hamnet اثری درام تاریخی محصول سال ۲۰۲۵ به کارگردانی کلویی ژائو است که فیلمنامه آن را با همکاری مگی اوفارل و بر اساس رمان تحسینشده او در سال ۲۰۲۰ نوشته است.
این فیلم که نخستین همکاری کمپانی Amblin Entertainment با Focus Features در زمینه پخش محسوب میشود، بر زندگی خانوادگی ویلیام شکسپیر و همسرش اگنس هاتاوی تمرکز دارد؛ روایتی صمیمی و تراژیک از مواجهه این زوج با مرگ فرزند یازدهسالهشان. جسی باکلی و پل مسکال در نقش اگنس و ویلیام شکسپیر ظاهر شدهاند و امیلی واتسون، جو آلوین و نوآ جوپ نیز در نقشهای مکمل حضور دارند.
بیشتر بخوانید:
نقد فیلم همنت

Hamnet پس از نمایش، با استقبال گسترده منتقدان روبهرو شد. در وبسایت راتن تومیتوز ۸۶ درصد از ۳۱۵ نقد منتشرشده درباره فیلم مثبت ارزیابی شده است.
در جمعبندی نقد فیلم Hamnet آمده که فیلم با اتکا به بازیهای خیرهکننده جسی باکلی و پل مسکال، همزمان دل میشکند و ترمیم میکند و با قدرتی عاطفی، به سرچشمه الهام یکی از شاهکارهای شکسپیر میپردازد.
همچنین وبسایت Metacritic با ثبت امتیاز ۸۴ از ۱۰۰ بر اساس نظر ۵۴ منتقد، از استقبال تقریباً همگانی منتقدان نسبت به این اثر خبر میدهد.
اندوهها و شادیهای والدین اغلب در سکوتی عمیق پنهان میمانند؛ همانگونه که فرانسیس بیکن در مقالهی درباره والدین و فرزندان به این راز انسانی اشاره میکند.
این جمله از مقاله درباره والدین و فرزندان نوشته فرانسیس بیکن است و شاید در زمان او این پنهانکاری بیش از امروز معنا داشت. همین نسبت میان پنهانبودن و آشکارشدن، در قلب فیلم Hamnet ساخته کلویی ژائو قرار دارد. یک اثر فانتزی و عاشقانه و عمیقاً احساسی درباره منشأ تراژدی Hamlet اثر ویلیام شکسپیر.
فیلم Hamnet ساخته کلویی ژائو از همین سکوت و پنهانبودگی آغاز میشود و تلاش میکند منشأ یکی از بزرگترین تراژدیهای ادبیات جهان، یعنی Hamlet شکسپیر، را در تجربهای شخصی از فقدان جستوجو کند.
این اثر، مرگ همنت، پسر یازدهساله ویلیام شکسپیر و همسرش اگنس هاتاوی در سال ۱۵۹۶ را بهعنوان سرچشمهای تخیلی برای آفرینش Hamlet بازتصور میکند و رابطهای شاعرانه میان زندگی و هنر برقرار میسازد.
شباهت میان نامهای Hamnet و Hamlet در فیلم بهعنوان یک لغزش روانکاوانه و نشانهای زبانی و تاریخی مطرح میشود و نشانهای است که نشان میدهد در دوره الیزابتی میتوانست امری عادی باشد.

فیلمنامه که کلویی ژائو آن را همراه با مگی اوفارل، نویسنده رمان اصلی، نوشته است، از پژوهشهای ادبی استیون گرینبلت نیز الهام میگیرد. فیلم بیش از آنکه بخواهد پاسخی قطعی ارائه دهد، راز را عمیقتر میکند و از دل حدس و خیال، حقیقتی احساسی میآفریند؛ حقیقتی که از شور خلاقه و جسارت هنری تغذیه میکند.
البته میتوان این روایت را نوعی بازخوانی بحثبرانگیز دانست؛ زیرا فیلم شکسپیر را همچون نویسندهای مدرن تصویر میکند که سوگ شخصی خود را مستقیماً در اثر هنریاش منعکس میکند.
این فرض ممکن است نادرست باشد، زیرا اندوه از دست دادن همنت میتوانست سالها در ناخودآگاه شکسپیر باقی بماند و بعدها در نمایشنامههای دیگری ظهور کند. با این حال، قدرت فیلم در همین جسارت نهفته است؛ در تلاشی برای انسانیکردن چهرهای اسطورهای و نزدیککردن او به تجربههای مشترک انسانی.
ژائو روایت خود را با ریتمی آرام و تأملبرانگیز آغاز میکند. اگنس در جنگلهای اطراف استراتفورد پرسه میزند، به آسمان از میان شاخهها نگاه میکند و شاهینی را بر دست خود مینشاند.
این تصاویر حالتی خلسهوار دارند و پیوند او با طبیعت و جهان نامرئی را نشان میدهند. جسی باکلی در نقش اگنس حضوری مسحورکننده دارد و با ظرافتی کمنظیر، ترکیبی از آرامش، شهود و رنج را به نمایش میگذارد. پل مسکال نیز در نقش ویلیام شکسپیر جوان، مردی را تصویر میکند که میان رؤیای شاعری و فشارهای خانوادگی گرفتار شده است.
ازدواج آنها با تردید و نگرانی خانواده همراه میشود. فیلم تولد نخستین فرزندشان، سوزانا را در دل طبیعت نشان میدهد و سپس تولد دوقلوها، جودیت و همنت، را در فضایی بسته و نگرانکننده به تصویر میکشد. زمانی که ویلیام برای دنبالکردن آرزوی تئاتر به لندن میرود، بیماری و مرگ وارد زندگی خانواده میشود و مسیر روایت را برای همیشه تغییر میدهد.
مرگ همنت به نقطهی کانونی فیلم تبدیل میشود؛ رویدادی که نهتنها زندگی خانواده را دگرگون میکند، بلکه معنای هنر شکسپیر را نیز از نو تعریف میکند.
فیلم پیشنهاد میدهد که شکسپیر اندوه خود را در کلمات و شخصیتهای Hamlet جاری کرده است؛ انگار او خود به شبحی سرگردان تبدیل شده و این هنر است که جایگزین زندگی از دسترفته میشود. در این خوانش، سوگ نه پایان، بلکه نیرویی خلاقه است که از دل فقدان، معنا میآفریند.
از نظر بصری، فیلم با فیلمبرداری شفاف و شاعرانه ووکاش ژال و موسیقی عاطفی مکس ریچر فضایی مراقبهگونه خلق میکند. با این حال، آنچه بیش از همه اثر را زنده نگه میدارد، بازیهای بازیگران است؛ اجراهایی که تجربه سوگ را ملموس و انسانی میکنند.

Hamnet در نهایت به بازآفرینی شخصیت اگنس میپردازد؛ زنی که تاریخ درباره او سکوت کرده است. فیلم تلاش میکند به او زندگی درونی، صدا و هویتی مستقل ببخشد و نشان دهد که پشت آثار جاودانه، تجربههای عمیق انسانی قرار دارند. اگنس در این روایت نه صرفاً همسر شکسپیر، بلکه مادری است که با فقدان فرزند خود روبهرو میشود و میکوشد معنایی برای ادامه زندگی پیدا کند.
این فیلم، در جوهره خود، تأملی درباره رابطه میان سوگ و آفرینش هنری است؛ درباره اینکه چگونه رنج میتواند به هنر تبدیل شود و چگونه هنر میتواند حافظه را زنده نگه دارد. Hamnet با لحنی شاعرانه و احساسی، تماشاگر را به تجربهای عاطفی دعوت میکند و یادآوری میکند که پشت هر اثر بزرگ، داستانی انسانی از عشق، فقدان و امید وجود دارد.
جمعبندی و امتیازدهی

فیلم Hamnet اثری شاعرانه و تأملبرانگیز درباره پیوند میان سوگ، عشق و آفرینش هنری است که با تمرکز بر زندگی خانوادگی ویلیام شکسپیر و همسرش اگنس، فقدان فرزند را به نیرویی خلاق تبدیل میکند.
کلویی ژائو با روایتی آرام و تصویری، تجربه اندیشیدن به مرگ و معنا را به زبان سینما ترجمه میکند. بازیهای عاطفی جسی باکلی و پل مسکال، در کنار موسیقی و تصویرپردازی لطیف، فضایی اندوهناک اما انسانی میسازند.
Hamnet بیش از آنکه یک درام تاریخی باشد، مراقبهای سینمایی درباره حافظه، اندوه و جاودانگی هنر است که تماشاگر را درگیر احساسات عمیق میکند.
وبسایت فیگار به این فیلم نمره 10 از 10 را میدهد.
نظر شما دربارهی مطلب نقد فیلم همنت چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.


