در سریال وحشی که نویسندگی و کارگردانی آن برعهدهٔ هومن سیدی است، شخصیتی با نام داوود اشرف وجود دارد که جواد عزتی این شخصیت را بازی میکند.
داوود اشرف که کارگر معدن است روزی برای فروختن زمین پدریاش به جنوب شهر تهران میرود. در مسیر بازگشت وسط راه با دو کودک مواجه میشود و برای حفظ امنیت کودکان آنها را سوار ماشین خود میکند؛ اما در حین راه کودکان که از داوود میترسند خود را از ماشین به بیرون پرت میکنند و کشته میشوند.
داوود که خود را در این شرایط بحرانی میبیند، صحنه حادثه را ترک میکند غافل از آن که یک پیرمرد که با نوهاش در آن نزدیکی زندگی میکند صحنه پرت شدن بچهها از ماشین را دیده است. همین امر باعث میشود که مسیر تازهای در زندگی داوود اشرف باز شود و با افراد مختلفی شامل رها، وکیل دادگستری و خسرو، رئیس باند خلاف کارها آشنا شود که زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهند.
نقد یونگی سریال وحشی
با این خلاصه بسیار کوتاه از سریال،قصد دارم تا با استفاده از دیدگاه کارل گاستاو یونگ، روان پزشک معروف سوئیسی، شخصت و رفتارهای داوود اشرف سریال وحشی را مورد بررسی قرار دهم. در این مقاله به پایه های نظری تحلیل یونگی اشاره می شود و در هر بخش شخصیت داوود اشرف نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
ناخودآگاه

یونگ ناخودآگاه را به دو بخش اصلی تقسیم میکند:
1) ناخودآگاه فردی که شامل خاطرات فراموش شده، تجربه های سرکوب شده،تمایلات ناپذیرفته و عقده ها است. به طور کلی، ناخودآگاه فردی شامل تجربهها، خاطرات، افکار، احساسات و تمایلاتی است که شخص آن ها را فراموش یا سرکوب کرده است، اما هنوز بر رفتار، تصمیمها و هیجانات او تأثیر میگذارد.
این بخش مخصوص هر فرد است و با تجربهها و زندگی شخصی شکل میگیرد و برخلاف ناخودآگاه جمعی که در همه انسان ها مشترک است، ناخودآگاه فردی کاملا منحصر به فرد است. ویژگیهای ناخودآگاه فردی شامل موارد زیر است:
- سرکوب شده یا فراموش شده: خاطرات و احساساتی که آگاهانه به یاد نمیآوریم، مثل ترسهای کودکی یا شکستهای گذشته
- نمادین: مثل خوابها و خیال پردازیها، میتوانند با نمادها و تصاویر خود را نشان دهند.
- منبع انرژی روانی: ناخودآگاه فردی شامل تمایلات، انگیزهها و آرزوهایی است که انرژی روانی فرد از آنجا میآید.
- منبع سایهها: جنبههای منفی یا سرکوب شدهٔ شخصیت مثل خشم، حسادت یا اضطراب در ناخودآگاه فردی شکل میگیرند و وقتی به آگاهی آورده شوند، میتوانند به رشد روانی کمک کنند.
وقتی ناخودآگاه فردی داوود اشرف را مد نظر قرار میدهیم، با شخصیتی مواجه میشویم که احساسات سرکوب شده فراوانی دارد. این شخص که در یک خانواده کارگر بدنیا آمده است و به کار سخت معدن مشغول است، طعم فقر و بیکاری را کشیده است و قطعا به همین دلیل احساسات سرکوب شده فراوانی دارد.این فرد شکستها و سختیهایی را در زندگی چشیده است که ضمیر ناخودآگاه فردی او را پر از خشم،حسرت و اضطراب و حسادت کرده است.
برای نمونه میتوان به زندگی عاطفی و علاقهٔ شخصیاش به وکیلی به نام رها اشاره کرد که بدلیل نداشتن شرایط اجتماعی خوب و پول کافی همواره در حسرت بدست آوردن این دختر است.
2) ناخودآگاه جمعی که میراث روانی مشترک همه انسانها است. این بخش حاوی الگوها و تصاویر اولیه ای به نام کهن الگوها است. برخلاف ناخودآگاه فردی، در ناخودآگاه جمعی هیچ تجربهٔ شخصی در آن نقش ندارد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. یونگ معتقد بود که این ناخودآگاه قدمتی بسیار کهن دارد و تجربیات اسطوره ای و کهن الگوهای بشری را د رخود نگه می دارد.
به طور خلاصه، ناخودآگاه جمعی مجموعهای از الگوها، آریکتایپها، تصاویر و نمادهایی است که در سراسر بشر مشترک است و فراتر از تجربه فردی هر شخصی عمل میکند. برای نمونه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- مادر: نماد امنیت و حمایت
- پدر: نماد قانون و قدرت
- سایه: جنبه های سرکوب شده یا منفی شخصیت
- خود: نماد وحدت روانی و کمال
- قهرمان: نماد مبارزه با مشکلات و رشد فردی
- آب: نماد پاکیزگی ،تولید دوباره
- سفر: نماد رشد و جست و جوی معنا
نماد های اساطیری در فرهنگ ها و داستان های ملت های مختلف که با هم مشترک هستند.
وقتی صحبت از ناخودآگاه جمعی داوود اشرف به میان میآید در مییابیم که ناخودآگاه جمعی او نیز در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. شخصیت داوود اشرف پدر و مادر پیری دارد که نمیتوانند آنطور که باید حامی او باشند و به قدرت آن ها بنازد. در نتیجه داوود اشرف از نمادهای مشترک ضمیر ناخودآگاه جمعی نیز بهرهای نبرده است.
علاوه براین، او قهرمانی در زندگی خود ندارد که نماد مبارزه با مشکلات و رشد فردی باشد. در نتیجه باید گفت که با شخصیتی مواجه هستیم که به شدت ضمیرناخودآگاه سرکوب شدهای دارد و هر اتفاق غیرمنتظرهای میتواند باعث انفجار هیجانی شود.
سایه

در روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ، سایه یکی از مهمترین آرکتایپها و مفاهیم ناخودآگاه است. سایه شامل آن بخش از شخصیت است که فرد آن را سرکوب کرده یا انکار میکند. یعنی جنبههای منفی، ترسها، ضعفها یا حتی استعدادهای پنهان که با تصویر خودآگاه فرد هماهنگ نیستند. به طور کلی، سایه معمولا شامل ویژگیهایی است که جامعه یا خود فرد آنها را غیرقابل قبول میداند. همچنین همه انسانها سایه دارند و این بخش طبیعی و ضروری از روان است.
از ویژگیهای سایه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ناخودآگاه: سایه معمولا در ناخودآگاه قرار دارد و خود فرد به سختی آن را میبیند.
- دو وجهی: الف) جنبهٔ منفی: خشم، حسادت، ترس، نفرت، طمع ب) جنبهٔ مثبت: خلاقیت سرکوب شده، استعدادهای نادیده گرفته شده.
- بازتابی از خود واقعی: سایه بخشی از وجود خود است که برای کامل شدن شخصیت باید با آن رو به رو شد.
- انعکاس در دیگران: گاهی ویژگیهایی که در دیگران دوست نداریم، نشان دهنده بخش سرکوب شده سایه در خودمان است.
همانطور که یونگ بیان می دارد سایه آن بخش از شخصیت است که فرد آن را سرکوب کرده یا انکار کرده است. در قسمت ناخودآگاه فردی به احساسهای سرکوب شدهٔ داوود اشرف اشاره کردیم. او همواره احساس شکست، تنهایی و حقارت دارد و همه اینها تبدیل به عقدههایی در ضمیر ناخودآگاه او شده است.
داوود اشرف خلاقیتهای سرکوب شده و استعدادهای نادیده گرفته شدهای نیز دارد که جامعه آنها را نادیده گرفته است و این نادیده گرفته شدن باعث میشود تا او فکر کند از طرف جامعه طرد شده است و احساس خشم و نفرت در او شکل بگیرد، به طوری که بر علیه صاحبکار خود (خسرو) اقدام میکند تا بتواند خودی نشان دهد و از او دزدی کند، اما در نهایت نقشهاش بهم میخورد و مجبور میشود تا رفیقش را بکشد و این اتفاق نیز باعث میشود فشار روحی و احساس سرخوردگی بیشتری به او دست دهد.
پرسونا

پرسونا به معنای “نقاب” یا “چهره عمومی” است. این بخشی از شخصیت است که فرد به جامعه نشان میدهد و معمولا شامل رفتارها، نقشها و هویتهایی است که فرد برای پذیرش اجتماعی یا محافظت از خود انتخاب میکند. ویژگیهای پرسونا شامل موارد زیر است:
- اجتماعی و آگاهانه: پرسونا غالبا با جامعه و فرهنگ فرد هماهنگ است و بخش آگاه شخصیت را شکل میدهد.
- موقت و قراردادی: این نقاب میتواند تغیر کند، بسته به نقشهایی که در زندگی داریم (دانشجو، دوست، فرزند، کارمند).
- مانع و محافظ: محافظت در برابر قضاوت یا رد شدن و گاهی اوقات باعث انکار بخشی از خود واقعی میشود.
در نگاه اول شخصیت اصلی سریال وحشی ظاهر آرام و سربه زیری دارد و هیچکس فکر نمیکند که این شخص خوی وحشی گری داشته باشد. در نتیجه میتوان اینگونه بیان داشت که داوود اشرف از نظر اجتماعی ظاهر مهربان و پسندیدهای دارد. او فردی است که دلش برای افراد مظلوم میسوزد و نهایت تلاش خود را میکند تا به نوبه خود به آنها کمک کند (سوار کردن دو کودک).
او با ایفای چنین نقشهایی سعی میکند با دیگران ارتبط برقرار کند و یک هویت اجتماعی مناسب برای خود بوجود آورد؛ اما در مورد داوود اشرف باید گفت که سایه او که بخش تاریک شخصیتش است بر پرسونای او که بخش آشکار و نمایشی است سایه افکنده است. او آنقدر احساسات سرکوب شدهای دارد که وقتی بحث جان دوستش مطرح میشود تصمیم به کشتن دوست خود میگیرد و در حالی که چشمانش پر از اشک است به دوست خود شلیک میکند.
آنیما

آنیما نماد جنبه زنانه در روان مردان است. یونگ معتقد بود که هر مرد در ناخودآگاه خود، یک تصویر یا انرژی زنانه دارد که رفتار، احساسات و روابط او را تحت تأثیر قرار میدهد. آنیما نماینده احساسات، شهود، مهربانی، پذیرش و روابط عاطفی است که ممکن است در زندگی روزمرهٔ مردان کمتر آشکار باشد. از ویژگی های آنیما می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- ناخودآگاه: آنیما معمولا در ناخودآگاه مرد قرار دارد و گاهی از طریق رویاها، خیال پردازیها و واکنشهای عاطفی خود را نشان میدهد.
- چند وجهی: آنیما میتواند چندین شکل داشته باشد، مانند:
- زن رویاپرداز و رمانتیک
- مادر مراقب و حمایتکننده
- معشوق یا الهه الهام بخش
- توازن روانی: تعامل سالم با آنیما به مردان کمک میکند تا احساسات، خلاقیت و روابط عاطفی خود را بهتر مدیرت کنند.
همانطور که یونگ بیان میدارد هر مرد در ناخودآگاه خود یک تصویر یا انرژی زنانه دارد که رفتار، احساسات و روابط او را تحث تأثیر قرار میدهد. شخصیت داوود اشرف یک آنیمای بالقوهای دارد که تحت تأثیر معشوقهاش یعنی رها است. علاوه براین، شخصیت داوود اشرف ویژگیهای عاطفی و احساسی دیگری نیز دارد که نشان میدهد که سطح آنیمای او بالا است.
داوود اشرف از شانس بدش عاشق دختری میشود که هیچ علاقهای به او ندارد، هر چند داوود اشرف برای بدست آوردن او تلاشهای زیاد میکند، حتی سعی میکند به عنوان یک فرد آبرومند در داروخانه کار کند و خلاف را کنار بگذارد؛ اما بیتوجهی دختر باعث میشود که او دوباره به سمت خلاف رود. در نهایت هم برای جلب توجه دختر به سمت خلاف میرود. اگر دقت کنید متوجه میشوید که داوود اشرف آنقدر تحت تأثیر این زن قرار گرفته است که هم بیتوجهی و هم توجه او داوود را به سمت خلاف میکشد.
به نوعی رفتار و تصمیم گیریهای داوود تحت تأثیر رویاها و تصمیمات معشوقهاش است. عدم توازن روانی و تعادل سالم با آنیما باعث شده است که داوود اشرف نتواند احساسات و روابط عاطفی خود را بهتر معرفی کند و به نوعی انقدر از نظر احساسی آسیب پذیر است که بازیچهٔ معشوقهاش شده است.
