نقد فیلم خانه سائوری بررسی میکند چگونه کارگردان با فضاسازی خلاقانه و شخصیتپردازی پیچیده، داستانی معمایی و پرتنش را به تصویر کشیده است.
فیلم خانه سائوری محصول سال ۲۰۲۴، اثری است که در مرز میان درام روانشناختی و ترسناک حرکت میکند و با بهرهگیری از فضاسازی تاریک و روایت غیرخطی، مخاطب را به دنیایی پر از رازها و روابط پیچیده انسانی میکشاند.
داستان فیلم حول محور خانوادهای میچرخد که هر یک از اعضای آن با گذشته و تصمیمات خود درگیر تنشهای روانی هستند و این تعارضها به تدریج لایههای پنهان شخصیتها و ارتباطات میان آنها را آشکار میکند.
در خانه سائوری که یکی از بهترین فیلم های ترسناک ژاپنی است، یک خانواده به خانهای نقل مکان میکند، اما خیلی زود درمییابند که این خانه توسط دختری که به قتل رسیده، تسخیر شده است. این فیلم توسط کوجی شیراشی کارگردانی شده و ماری آساتو، رنسوکه اوشیکیری، کوجی شیراشی از نویسندگان آن هستند.
نقد فیلم خانه سائوری

فیلم House of Sayuri ساخته کوجی شیراشی، فیلمساز ژاپنی که پیشتر با آثار مستندگونه ترسناک همچون Noroi: The Curse، Occult و A Record of Sweet Murder شهرت یافته است، نمونهای از تلاش سینمای ژاپن برای بازتعریف ژانر وحشت است.
شیراشی که در طول سالها به خاطر مهارتش در طراحی حس ترس و ایجاد فضایی موحش شناخته شده، این بار با تلفیق ژانر وحشت و کمدی به مخاطب نشان میدهد که وحشت میتواند همزمان هم جدی و هم ظرفیت طنز و بازیگوشی داشته باشد.
فیلم House of Sayuri با خلق فضایی متناقض، یک خانه تسخیرشده را به صحنه رخدادهای ترسناک و خندهدار تبدیل میکند. در این خانه، روح انتقامجوی دختری کشتهشده، خانواده کامیکی را تهدید میکند، درحالیکه مادربزرگ شوخ و سرکش خانواده، مانع از تحقق مطلق قدرت این روح میشود. این تضاد لحن و فضا، نمایانگر تلاش شیراشی برای بازتعریف قواعد ژانر وحشت ژاپنی است.
فیلم با یک شروع سرد و مبهم آغاز میشود که رویداد تحریککننده تسخیر خانه را معرفی میکند. سپس روایت به زمان حال منتقل شده و خانواده کامیکی، یک گروه شاد و صمیمی هفت نفره که به تازگی به خانه نقل مکان کردهاند، معرفی میشوند.
خانه جدید نماد تحقق رؤیای خانوادگی پس از سالها تلاش و فداکاری پدر خانواده، آکیو است؛ رؤیایی که قرار بود شادی و سرزندگی برای خانواده به ارمغان آورد، اما حضور روح خشمگین دختری کوچک، آرامش خانواده را به هم میریزد و داستان از این نقطه به بعد مسیر پرهیجانی پیدا میکند.
روح انتقامجوی خانه که غالباً در قالب دختری با موهای بلند و لباسی سفید ظاهر میشود، با صدای کلیکمانند و خندههای شیطنتآمیز خود، به تخریب و وحشتزایی ادامه میدهد.
همزمان مادربزرگ خانواده که مبتلا به نوعی آلزایمر است، ناگهان هوشیاریاش را پیدا میکند و با همکاری بزرگترین پسر خانواده، نوریو، درصدد حفظ رؤیای پدر برمیآید. این تحول مادربزرگ، نماد بازخوانی و بازتعریف قواعد وحشت ژاپنی توسط شیراشی است؛ جایی که شخصیتهای اصلی دیگر قربانی بیچاره وحشتهای اجتنابناپذیر نیستند و میتوانند با نیروهای ماورایی مقابله کنند.

شیراشی که فیلمنامه اثر را بر اساس مانگای Sayuri اثر رنسوکه اوشیکیری با همکاری ماری آساتو نگاشته، به شیوهای فلسفی و تحلیل، ویژگیهای شناختهشده ژانر وحشت ژاپنی را معرفی میکند و سپس در نیمه راه آنها را میشکند. او با این کار نشان میدهد که وحشت میتواند صرفاً ابزار ترساندن نباشد و ظرفیتهای اخلاقی و روانشناختی را نیز به چالش بکشد.
یکی از نکات برجسته فیلم، تغییر و بازتعریف شخصیتهای سنتی ژانر J-Horror است. هاروئه از مادربزرگی سرد و از دست رفته به یک شخصیت قدرتمند و سرکش تبدیل میشود که نه تنها با روح انتقامجو مقابله میکند، بلکه اصول اخلاقی و تواناییهای فردی نسل جدید، در شخص نوریو انتقال مییابد.
این تحول نمایانگر تلاش شیراشی برای رهایی ژانر وحشت ژاپنی از یأس و نومیدی ذاتی آن است؛ ویژگیای که در آثار کلاسیکی همچون Ring، Ju-On و Pulse مشاهده میشود.
در این آثار شخصیتهای اصلی غالباً محکوم به شکست هستند و هیچ راه گریزی از نیروهای ماورایی وجود ندارد. شیراشی با شخصیت هاروئه نشان میدهد که میتوان امید را در قلب وحشت وارد کرد و این ژانر را از سیطره تاریکی و ناامیدی رها ساخت.
با این وجود این تلاش همیشه موفق نیست. تلفیق عناصر کلاسیک خانه تسخیرشده بههمراه بازخوانی طنزآمیز، گاه باعث بیثباتی لحن فیلم میشود. برخی صحنهها با تراژدی و خشونت جدی همراهاند و بلافاصله با طنز فیزیکی و عناصر کمیک مواجه میشوند که این تغییر ناگهانی لحن ممکن است مخاطب را سردرگم کند؛ اما این سردرگمی خود بخشی از فلسفهٔ فیلم است که میخواهد بگوید پیچیدگی همزمانی ترس و خنده در زندگی انسانی هم همینقدر زود رخ میدهد و هیچ تجربهای صرفاً تکبعدی نیست.

فیلم به بازتعریف شخصیتها و نقشهای سنتی ژانر وحشت ژاپنی میپردازد. برای مثال، نائو سومیدا، هم دوست دختر نوریو و هم یک نوع واسطه روحانی است. این نقش معمولاً توسط بازیگران باتجربه اجرا میشود؛ اما در اینجا نوجوانان و نسل جدید نیز میتوانند با حساسیت و شهامت با نیروهای ماورایی مقابله کنند. بزرگترین مشکل این شخصیت، تصمیمهای غیر منتظرهای بود که میگرفت.
حتی شخصیت راهب که قرار است به خانواده کامیکی کمک کند، در صحنهای هیجانانگیز به شیوهای کمیک از داستان حذف میشود. این بازخوانی و بازتعریف، نشاندهنده تقابل میان سنت و مدرنیته در ژانر وحشت ژاپنی است و پرسش فلسفی مهمی مطرح میکند که آیا ترس باید همیشه کنترلکننده و نهایی باشد یا میتوان آن را به ابزاری برای آزمودن شجاعت و توانایی تبدیل کرد؟
یکی دیگر از بازتعریفهای جالب، ظاهر روح انتقامجوی فیلم، سایوری بود. برخلاف تصویر سنتی دختر انتقامجو در J-Horror، سایوری با حالت انزواطلب و چاق ظاهر میشود.
این تصویر علاوه بر ایجاد نوآوری در ژانر، به مسائل روانی و اجتماعی نیز توجه میکند و از شیطانیسازی شخصیت او اجتناب میکند. دلیل وضع موجود سایوری، هرچند تراژیک، اما همزمان عمیق و تأملبرانگیز است و بیننده را به تفکر درباره انتقام و تنهایی انسانی وامیدارد.
فیلم همچنین با بازتعریف قدرت پیشنهاد و القای ترس به جای ترس مبتنی بر حس روانشناختی، به خشونت و خونریزی مستقیم روی میآورد. جریانات خونین، شکست استخوانها و حتی صحنههای مبارزه با عناصر تایچی که هاروئه اجرا میکند، جایگزین ترسهای تلویحی و کلیشهای میشوند.
این تحول نه تنها بازخوانی عناصر بصری J-Horror است، بلکه فلسفهای را نشان میدهد که خشونت و ترس میتوانند بهصورت مستقیم و ملموس، همزمان با طنز و هیجان، تجربه شوند.

با وجود تلاشهای شجاعانهٔ شیراشی، فیلم همچنان تراژدی سایوری و جنبههای وحشتناک داستان او را حفظ میکند. حقایق خشونتآمیز و ترسناک زندگی سایوری، اوج نهایی فیلم را به ارتفاعات هیجان، ترس، خشونت و حتی احساسات عمیق میبرد. این رویکرد فلسفی نشان میدهد که خشونت و ترس اگر با طنز و امید ترکیب شوند، میتوانند ابزاری برای بازتعریف نگاه ما به ژانر باشند.
شیراشی با این فیلم تلاش میکند ترس، طنز و امید را در هم بیامیزد؛ مفهومی که از نظر فلسفی میتواند با نظریههای اگزیستانسیالیستی و تحلیلهای روانشناختی در مورد مواجهه انسان با نیروهای غیرقابل کنترل ارتباط داشته باشد.
فیلم House of Sayuri به وضوح نشان میدهد که وحشت ژاپنی تنها یک ابزار برای ایجاد ترس نیست، بلکه میتواند وسیلهای برای بازاندیشی در مورد عدالت، انتقام، امید و تعامل انسانی باشد. هرچند تغییرات ناگهانی لحن و ترکیب ژانرها گاه تجربه بیننده را دچار سردرگمی میکند؛ اما این سردرگمی خود نمادی از پیچیدگی جهان انسانی است.
جمعبندی و نمرهدهی

در پایان House of Sayuri فیلمی جسورانه و خلاقانه است که تلاش میکند سنتهای ژانر J-horror را بازتعریف کند، با روحیهای فلسفی و انسانگرایانه، و مخاطب را در تجربهای همزمان ترسناک، طنزآمیز و تأملبرانگیز قرار دهد.
این فیلم نمونهای است از سینمایی که میکوشد ترس را با امید و انسانیت تلفیق کند و نشان دهد که حتی در مواجهه با نیروهای ماورایی و جبر حتمی، انسان میتواند اراده و شجاعت خود را بازیابد و جهان را با نگاه تازهای تجربه کند.
وبسایت فیگار به این فیلم نمره 8 از 10 را میدهد.
نظر شما دربارهی مطلب نقد فیلم House of Sayuri چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.