سریال شوالیه هفت پادشاهی با تمرکز بر داستانی خطی، شخصیتهای محدود و لحظاتی الهامبخش، تجربهای متفاوت و جذاب نسبت به خاندان اژدها ارائه میدهد
پس از موفقیت عظیم سریال Game of Thrones و ایجاد دنیای وسیع وستروس، انتظار میرفت اسپینآفهای مختلفی بتوانند این جهان را گسترش دهند. سریال خاندان اژدها ، اولین اسپینآف، با بودجه سنگین و جلوههای ویژه گسترده توانست بخشهای بزرگی از تاریخ تاریک خاندان تارگرین را نشان دهد، اما برخی مخاطبان از پیچیدگی بیش از حد روایت و تمرکز بر سیاست و قدرت انتقاد کردند.
مقالات مرتبط:
- بزرگترین تفاوتهای سریال شوالیه هفت پادشاهی با دیگر آثار دنیای بازی تاجوتخت
- نگاهی جامع به تمام خاندانهای حاضر در سریال شوالیه هفت اقلیم
- ایستراگهای بازی تاجوتخت در سریال شوالیه هفت اقلیم
شوالیه هفت پادشاهی یا خاندان اژدها

حالا سریال A Knight of the Seven Kingdoms ، با اقتباس از مجموعه رمانهای دانک و اگ (Dunk & Egg)، فرصت دارد که داستانی متفاوت ارائه دهد. سریال شوالیه هفت اقلیم تاکنون با نگاهی تازه، تمرکز بر شخصیتها و روایت خطی، موفق شده توجه بسیاری از طرفداران را جلب کند.
سریال شوالیه هفت پادشاهی نیازی به CGI ندارد
یکی از تفاوتهای بزرگ سریال شوالیه هفت پادشاهی با سریال بازی تاج و تخت و خاندان اژدها، عدم وابستگی آن به CGI است.
در سریال گیم آف ترونز ، جلوههای ویژه برای زنده کردن مردگان یا خلق نبردهای عظیم ضروری بود و خاندان اژدها نیز بیشتر روی اژدهایان تمرکز داشت؛ اما در شوالیه هفت پادشاهی، داستان عمدتاً در دهکدهها، جنگلها و محیطهای طبیعی روایت میشود و بنابراین، نیازی به نمایش کاخهای عظیم یا صحنههای CGI پیچیده نیست و این امکان را به سریال میدهد که بدون تکیه بر جلوههای بصری گرانقیمت، روی داستان و شخصیتها تمرکز کند.
رمانهای Dunk & Egg نیز منبع اقتباس سریال هستند که روایت مستقیمی از سفر شخصیتها ارائه میدهند و کمتر حماسی و پیچیده هستند.
بودجه پایین اما پتانسیل بالا

شوالیه هفت پادشاهی با بودجهای کمتر از Game of Thrones و سریال House of the Dragon تولید شده است. این امر ممکن است در نگاه اول یک ضعف به نظر برسد، اما تجربه ثابت کرده که بودجه بالا همیشه موفقیت را تضمین نمیکند.
Game of Thrones نیز در فصلهای ابتدایی بودجه محدودی داشت و توانست با داستانی جذاب و شخصیتهای باورپذیر توجه جهانی را جلب کند. در سریال شوالیه هفت پادشاهی، نبود نبردهای عظیم و صحنههای پرهزینه باعث شده که بودجه محدود، مانع پیشرفت سریال نشود و تمرکز بر روایت، شخصیتها و تعاملات آنها باشد.
روایت خطی و با پیچیدگی کم نسبت به خاندان اژدها
یکی از مشکلات خاندان اژدها پرشهای زمانی متعدد و روایت چندزمانی آن بود. مخاطب برای هماهنگ شدن با داستان نیاز به توجه زیاد داشت و این باعث کاهش لذت برخی بینندگان شد. در مقابل، سریال شوالیه هفت پادشاهی بیشتر از چند فلشبک محدود استفاده و داستان را بهصورت خطی و پیوسته روایت میکند.
به عنوان مثال، فلشبکی در قسمت دوم با عنوان Hard Salt Beef به گذشته بازمیگردد، اما عمده روایت در زمان حال و با تمرکز بر شخصیت اصلی دنبال میشود. این ویژگی باعث شده که مخاطب راحتتر با داستان همراه شود و از سردرگمیهای زمانی و پیچیدگیهای غیرضروری دور باشد.
شخصیتها و تمرکز داستان

شوالیه هفت پادشاهی برخلاف Game of Thrones و خاندان اژدها که به خانوادهها و شخصیتهای متعدد توجه داشتند، عمدتاً روی دو شخصیت اصلی یعنی سر دانکن بلند قامت و شاگردش اگ تمرکز میکند.
حتی زمانی که داستان به فلشبکهایی از گذشته آرلان یا دیگر شخصیتها میرود، روایت دوباره به دانکن و اگ بازمیگردد. این تمرکز باعث میشود مخاطب بتواند به راحتی با شخصیتها همراه شود و از پراکندگی داستان و گیج شدن ناشی از تعداد زیاد شخصیتها در امان باشد.
نگاه الهامبخش و متفاوت
در خاندان اژدها، تمرکز اصلی روی سیاست و قدرت بود و شخصیتها برای تصاحب تاج و تخت و جایگاه بالاتر تلاش میکردند. خیانتها، رقابتها و بازیهای قدرت در مرکز داستان قرار داشتند و همین باعث شد مخاطبان بخش زیادی از داستان را با فضای تاریک و سنگین مرتبط بدانند.
در سریال A Knight of the Seven Kingdoms ، دانکن و اگ در طول سفر خود بخشهای متفاوتی از وستروس را تجربه میکنند و تعاملات آنها پر از لحظات الهامبخش و گفتارهای آموزنده است. این ویژگی باعث میشود سریال علاوه بر سرگرمکننده بودن، به عنوان منبع انگیزه و آموزههای انسانی نیز برای مخاطب عمل کند.
طنز و سرگرمی در کنار جدیت

اسپین آف جدید بازی تاج و تخت از همان قسمت اول، جنبه طنز و سرگرمکننده خود را نشان داده است. دیالوگها و صحنههایی که دانک را در موقعیتهای خندهدار و گاهی شرمآور قرار میدهند، لحظاتی جذاب و دلنشین خلق میکنند.
تعاملات او با اگ نیز لحظات انسانی و دوستانه را برجسته میکند، بدون آنکه جدیت داستان و فضای تاریخی و ماجراجویانه آن تحت تأثیر قرار گیرد. این ترکیب باعث شده که سریال هم برای طرفداران داستانهای جدی و هم برای کسانی که به دنبال سرگرمی هستند، جذاب باشد.
وفاداری به لحن و دنیای Game of Thrones
اگرچه خانه اژدها تنها شباهت خود به سریال Game of Thrones را در خشونت و جلوههای ویژه نشان میداد، سریال شوالیه هفت اقلیم در بسیاری از جنبهها یادآور Game of Thrones است.
لحن، فیلمبرداری، صحنهها و محیطها، مخاطب را به یاد تاریکی کوچهها و شرایط زندگی شخصیتها در نسخه اصلی میاندازد. حتی احساس حضور در کوچهها و محیطهای دشوار، شبیه همان جایی است که آریا استارک آموزش دید و مخاطب میتواند همان حس و حال را تجربه کند.
شوالیه هفت پادشاهی بهتر است یا خاندان اژدها؟
شوالیه هفت پادشاهی نشان داده که برای ارائه تجربهای جذاب و موفق، نیازی به بودجه کلان یا جلوههای ویژه گسترده نیست. تمرکز بر شخصیتهای محدود، روایت خطی، لحظات طنز و سرگرمکننده، تعاملات انسانی و وفاداری به فضای Game of Thrones، این اسپینآف را به تجربهای تازه، جذاب و قابل احترام تبدیل کرده است.
این سریال توانسته نشان دهد که داستانهای ساده و انسانی میتوانند به همان اندازه هیجانانگیز و تأثیرگذار باشند که نبردهای عظیم، سیاستها و توطئههای پیچیده. شوالیه هفت پادشاهی با الهامبخشی و سرگرمی، جایگاه خود را در میان آثار دنیای وسترُس تثبیت کرده و توانسته توجه طرفداران قدیمی و جدید را به خود جلب کند.
بیشتر بخوانید:
بهنظر شما کدام سریال در دنیای نغمه بهتر ساخته شده است؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.




