تبلیغات در فیگار

نقد و بررسی فیلم جیغ 7 (Scream 7) ؛ گوست‌فیس دیگر غافلگیر نمی‌کند

در نقد فیلم جیغ 7 به بررسی بازگشت سیدنی پرسکات، احیای نوستالژی اسلشر و چالش‌های جدی این دنباله جنجالی در جلب نظر منتقدان می‌پردازیم.

فیلم Scream 7 محصول سال ۲۰۲۶، جدیدترین فصل از یکی از ماندگارترین فرنچایزهای اسلشر هالیوود است. این اثر فیلمی است که در ادامه Scream VI ساخته شده و هفتمین قسمت از مجموعه اسکرین به شمار می‌رود.

این فیلم به کارگردانی کوین ویلیامسون، فیلمسازی که سال‌ها پیش با خلق ایده اولیه این مجموعه، نقش مهمی در شکل‌گیری هویت آن داشت ساخته شده است.

در این قسمت، بازیگران قدیمی مجموعه از جمله نو کمپبل، جزمین ساوی براون، میسون گودینگ، دیوید آرکت، متیو لیلارد و کورتنی کاکس بار دیگر به نقش‌های خود بازگشته‌اند. در کنار آن‌ها، چهره‌های تازه‌ای همچون ایزابل می، آنا کمپ، میشل رندولف، جیمی تاترو، مکنا گریس، ایسا جرمن، سلست اوکانر، سم رکنر، مارک کنسوئلوس، تیم سایمونز و جوئل مک‌هیل نیز به جمع بازیگران پیوسته‌اند.

بیشتر بخوانید:

نقد فیلم جیغ 7

نقد فیلم جیغ 7
نقد فیلم جیغ 7

داستان این قسمت حول محور یک گوست‌فیس جدید شکل می‌گیرد که این بار دختر سیدنی پرسکات را هدف قرار داده است؛ ایده‌ای که به‌نوعی بازگشت مستقیم به ریشه‌های احساسی و خانوادگی این فرنچایز محسوب می‌شود.

با این حال، بازخوردهای اولیه منتقدان چندان امیدوارکننده نبوده است. در وب‌سایت راتن تومیتوز، تنها ۳۸ درصد از ۷۹ نقد منتشرشده مثبت ارزیابی شده‌اند. همچنین متاکریتیک با میانگین وزنی خود در نقد فیلم Scream 7 ، امتیاز ۳۹ از ۱۰۰ را بر اساس نظر ۲۸ منتقد ثبت کرده که نشان‌دهنده دریافت کلی «عمدتاً نامطلوب» است.

نقد فیلم جیغ 7
نقد فیلم جیغ 7

فیلم جیغ ۷ تازه‌ترین فصل از فرنچایزی است که روزگاری با نگاهی هجوآمیز و هوشمندانه به ژانر وحشت، قواعد آن را همزمان می‌شکست و بازتعریف می‌کرد. اکنون اما این دنباله بیش از آنکه ادامه‌ای خلاقانه باشد، به نظر می‌رسد تلاشی مضطرب برای چنگ زدن به میراثی است که دیگر رمقی برای ایستادن ندارد.

بازگشت کوین ویلیامسون، این‌بار در مقام کارگردان، در ظاهر نوید احیای روح اولیه مجموعه را می‌دهد؛ اما نتیجه بیش از آنکه بازگشتی پیروزمندانه باشد، یادآور این حقیقت تلخ است که نوستالژی، اگر بدل به تکیه‌گاه مطلق شود، می‌تواند به زندان خلاقیت تبدیل شود.

سیدنی پرسکات با بازی نو کمپبل بار دیگر به میدان بازمی‌گردد؛ زنی که سال‌هاست در سایه چهره نقاب‌دار گوست‌فیس زیسته و اکنون باید با میراثی روبه‌رو شود که هم هویت او را ساخته و هم او را زخمی کرده است.

فیلم با وداعی پرتنش با وودزبورو آغاز می‌شود و سپس تمرکز خود را بر زندگی تازه سیدنی در شهری کوچک می‌گذارد؛ جایی که او صاحب یک کافه است و تلاش می‌کند مادری محافظه‌کار و سخت‌گیر برای دختر نوجوانش، تاتوم با بازی ایزابل می باشد. سیدنی اکنون با مارک اوانز، کلانتر شهر با بازی جوئل مک‌هیل، ازدواج کرده و ظاهراً زندگی آرامی را بنا نهاده است؛ اما آرامش در جهان جیغ همواره پیش‌درآمد طوفان است.

نقد فیلم جیغ 7
نقد فیلم جیغ 7

بازگشت گوست‌فیس و هدف قرار دادن تاتوم و دوستانش، فیلم را وارد مسیری آشنا می‌کند. این ایده بالقوه ظرفیت پرداختی چندلایه درباره انتقال ترومای نسلی را داشت، اما فیلم در اجرا اغلب به سطحی‌ترین لایه‌های درام بسنده می‌کند.

تنش میان مادر و دختر ــ میان گذشته‌ای سرکوب‌شده و آینده‌ای بی‌خبر ــ می‌توانست هسته عاطفی اثر باشد و در لحظاتی کوتاه، به‌ویژه زمانی که سیدنی دخترش را در دل حملات خشونت‌بار راهنمایی می‌کند نیز چنین می‌شود. با این حال، این رگه‌های درخشان زیر بار ایده‌های پراکنده و پرداخت‌نشده دفن می‌شوند.

فیلم از نظر بازیگری همچنان سنت انتخاب‌های قابل اتکا را حفظ کرده است. بازگشت کورتنی کاکس در نقش جیل ودرز، در کنار میسون گودینگ و جزمین ساوی براون در نقش چاد و میندی میکس-مارتین، حس تداوم را تقویت می‌کند. با این حال، تمرکز افراطی بر سیدنی باعث می‌شود فهرست مظنونان به طرز عجیبی کوتاه و قابل‌حدس باشد.

اگر در فیلم جیغ 6 افشای هویت قاتل قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسید، این‌بار فیلم حتی تلاشی جدی برای پنهان نگه‌داشتن راز تا پرده سوم انجام نمی‌دهد و نتیجه آن است که شخصیت‌هایی مانند سیدنی و جیل که روزگاری هوشمند و تیزبین تصویر می‌شدند، در مواجهه با معمایی نه‌چندان پیچیده، ساده‌لوح جلوه می‌کنند.

نقد فیلم جیغ 7
نقد فیلم جیغ 7

از منظر میزانسن و تعلیق، ویلیامسون هنوز توانایی خلق صحنه‌های تنش‌زا را دارد. حملات ناگهانی گوست‌فیس، قتل‌هایی خشن با جزئیاتی عریان از خشونت و ضرباهنگی که در نیمه نخست فیلم حفظ می‌شود، یادآور ریشه‌های اسلشر مجموعه است؛ اما نوآوری معرفی «نقاب‌برداری مبتنی بر هوش مصنوعی» ــ تماس‌های تصویری و دستکاری چهره برای آزار روانی سیدنی ــ نه‌تنها به بیانیه‌ای جدی درباره فناوری بدل نمی‌شود، بلکه صرفاً به ابزاری روایی تقلیل می‌یابد.

فیلم می‌کوشد نشانه‌هایی از دغدغه درباره تکنولوژی و جعل هویت ارائه دهد، اما در نهایت چیزی جز سطحی‌ترین برداشت‌ها عرضه نمی‌کند. این خط داستانی در پرده پایانی به ضعیف‌ترین نقطه کل فرنچایز منتهی می‌شود.

جیغ 7 در تأملاتش درباره میراث و نوستالژی دچار تناقض است. از یک سو، ظاهراً می‌خواهد از تکرار گذشته فاصله بگیرد و از ضدنوستالژی سخن بگوید و از سوی دیگر، در اوج داستان با رژه‌ای از ارجاعات و حضورهای کوتاه و بی‌مورد، به همان گذشته‌ای پناه می‌برد که مدعی عبور از آن است.

این وابستگی، حالتی ملتمسانه به فیلم می‌دهد؛ انگار که سازندگان با مرور خاطرات، در پی تضمین بقای برند هستند اما نوستالژی اگر بدل به جایگزین خلاقیت شود، به جای احیا، به فرسایش می‌انجامد.

نقد فیلم جیغ 7
نقد فیلم جیغ 7

شخصیت‌پردازی قاتلان نیز از مشکلات اساسی فیلم است. انگیزه‌ها مبهم، گاه مضحک و در نهایت تهی از وزن دراماتیک‌اند. زمانی که هویت گوست‌فیس آشکار می‌شود، نه شوکی واقعی در کار است و نه تأملی جدی درباره چرایی خشونت. آنچه باقی می‌ماند، صرفاً حس تصادفی‌بودن و شتاب‌زدگی است؛ انگار فیلم بیش از آنکه از ضرورتی روایی زاده شده باشد، محصول الزام‌های تجاری است. این حس «سفارش سازمانی» در لایه‌های مختلف اثر قابل لمس است.

با این همه، نمی‌توان منکر نقاط قوت محدود فیلم شد. ایزابل می در نقش تیتوم حضوری تازه و امیدبخش دارد. او در تقابل با مادر اسطوره‌ای‌اش، تلاشی صادقانه برای تعریف هویت مستقل ارائه می‌دهد.

صحنه‌هایی که میان مادر و دختر شکل می‌گیرد، یادآور این حقیقت هستند که وحشت، در شکاف‌های عاطفی و سکوت‌های ناگفته خانه می‌کند. در این لحظات، فیلم به مرزهای درامی انسانی نزدیک می‌شود که می‌توانست قلب تپنده‌ای برای کل روایت باشد؛ اما در سطحی کلان‌تر، جیغ 7 بیش از هر چیز نشانه‌ای از فرسودگی یک ایده است.

مجموعه‌ای که زمانی با نگاه متامتنی و نقد هوشمندانه کلیشه‌های وحشت، ژانر را دگرگون کرد، اکنون خود در دام همان کلیشه‌ها افتاده است. دیگر خبری از آن بازیگوشی آگاهانه و آن نگاه انتقادی به قواعد نیست. فیلم نه حرف تازه‌ای درباره سینمای وحشت می‌زند و نه ساختار ژانر را به چالش می‌کشد. آنچه باقی مانده، تکرار فرمولی است که زمانی انقلابی بود و اکنون عادی و حتی کهنه به نظر می‌رسد.

نو کمپبل و کورتنی کاکس همچنان کاریزمای خود را حفظ کرده‌اند و تعامل‌شان جذاب است، حتی اگر فیلمنامه فرصت چندانی برای درخشش به آن‌ها ندهد. اما اتکا به قدرت ستاره‌ها نمی‌تواند خلأ ایده را جبران کند.

هنگامی که مخاطب می‌تواند قاتل را پیش از شخصیت‌های اصلی حدس بزند و فیلم چیزی برای گفتن درباره وضعیت کنونی ژانر نداشته باشد، پرسش اساسی شکل می‌گیرد که آیا این جهان هنوز ضرورتی برای ادامه دارد؟

جمع‌بندی و نمره‌دهی

نقد فیلم جیغ 7
نقد فیلم جیغ 7

جیغ در آغاز، آینه‌ای در برابر سینمای وحشت بود و اکنون اما این آینه ترک برداشته و تصویرش تار شده است. پس از سه دهه خون‌ریزی و تعقیب، شاید زمان آن رسیده باشد که گوست‌فیس چاقو را زمین بگذارد. زیرا وقتی هراس بدل به عادت شود و نوستالژی جای خلاقیت را بگیرد، حتی تیزترین تیغه‌ها نیز دیگر برنده نخواهند بود.

وب‌سایت فیگار به این فیلم نمره 4 از 10 را  می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

نظر شما درباره‌ی نقد فیلم جیغ 7 چه بود؟ آیا شما این فیلم را مشاهده کرده‎اید؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.


نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *