ترسناک ترین بازی های دهه 2010 هنوز هم با فضاسازی، داستانگویی و وحشت روانی خود میتوانند بازیکنان را به تجربهای فراموشنشدنی و کابوسوار دعوت کنند.
دهه ۲۰۱۰ یکی از مهمترین دورهها برای ژانر وحشت در دنیای بازیهای ویدیویی بود. در این دوره سازندگان راههای تازهای برای ترساندن بازیکنان پیدا کردند. در این سالها، ترس تنها به موجودات عجیب و جامپاسکرهای ناگهانی محدود نبود و برخی بازیها بازیکن را مجبور میکردند در کمدها پنهان شود و از شکارچیان مرگبار فرار کند، برخی با ایجاد فضایی سنگین و روانشناختی ذهن مخاطب را به چالش میکشیدند و بعضی دیگر کاری میکردند که باز کردن یک در ساده، به تصمیمی ترسناک تبدیل شود.
بیشتر بخوانید:
ترسناک ترین بازی های دهه 2010
در ادامه لیست (کیوورد) را مشاهده خواهید کرد. این لیست به انتخاب () نوشته شده است.
- SOMA
- INSIDE
- Until Dawn
- Blair Witch
- Resident Evil 7: Biohazard
- Amnesia: The Dark Descent
- The Evil Within Series
- Dead Space 2
- Outlast Series
- Alien: Isolation

یکی از جذابترین ویژگیهای بازی های ترسناک جدید ، ماندگاری ترس آنهاست. بسیاری از این آثار با وجود گذشت سالها، هنوز توانایی ایجاد اضطراب، وحشت و احساس ناامنی را دارند؛ چراکه ترس آنها تنها به گرافیک یا جلوههای بصری وابسته نیست، بلکه از طراحی صدا، فضای بازی، داستانگویی و ایجاد حس درماندگی در بازیکن سرچشمه میگیرد. بازیهایی مانند Amnesia: The Dark Descent، Outlast، Alien: Isolation و Resident Evil 7 نمونههایی از آثاری هستند که در دهه ۲۰۱۰ مسیر جدیدی برای وحشت تعاملی ایجاد کردند.
SOMA
استودیوی Frictional Games پس از موفقیت Amnesia: The Dark Descent، اثری ساخت که تمرکز بسیار بیشتری بر وحشت وجودی داشت. داستان SOMA در مرکز تحقیقاتی زیرآبی PATHOS-II، جایی که بازیکن میان ماشینها، موجودات ترسناک و پرسشهایی درباره ماهیت آگاهی انسان گرفتار میشود؛ پرسشهایی که هرچه جلوتر میروند، ناراحتکنندهتر و پیچیدهتر میشوند، جریان دارد.
ترس در SOMA بیشتر از آنکه به تعقیبوگریزهای مداوم وابسته باشد، از ایدهها و افکاری سرچشمه میگیرد که حتی پس از پایان بازی نیز ذهن بازیکن را رها نمیکنند. این بازی نشان میدهد گاهی ترسناکترین چیز سوالاتی است که درباره وجود، هویت و معنای انسان بودن در ذهن باقی میماند.
INSIDE

بازی INSIDE ساخته استودیوی Playdead از نظر فنی یک اثر بازی ترسناک محسوب نمیشود، اما معرفی آن صرفاً بهعنوان یک بازی پازل-پلتفرمر، شدت فضای ناآرامکننده و آزاردهنده آن را نادیده میگیرد. بدون اینکه وارد جزئیات داستانی و اسپویل شویم، بازیکن در نقش پسربچهای قرار میگیرد که باید از دنیایی تاریک و سرکوبگر عبور کند؛ جهانی پر از آزمایشهای عجیب، ماشینآلات مرموز و اتفاقاتی که بهطرزی غیرمنتظرهای هولناک هستند.
قدرت اصلی بازی جدید ترسناک INSIDE در روایت مینیمال و کمحرف آن نهفته است. بازی اطلاعات زیادی در اختیار مخاطب نمیگذارد و همین سکوت باعث میشود تصاویر وهمآلود و لحظات ناراحتکننده آن مدتها پس از پایان تجربه، در ذهن بازیکن باقی بمانند. این اثر ثابت میکند که گاهی بدون هیولاهای آشکار یا ترسهای ناگهانی، یک فضای سنگین و پر از ابهام میتواند به یکی از ماندگارترین تجربههای وحشت تبدیل شود.
بهترین بازی های ترسناک لیمینال
Until Dawn
استودیوی Supermassive Games فرمول کلاسیک فیلمهای اسلشر نوجوانانه را گرفت و آن را به تجربهای تعاملی تبدیل کرد؛ تجربهای که در آن این خود بازیکن است که تصمیم میگیرد چه کسی طلوع آفتاب را خواهد دید. Until Dawn با استفاده از انتخابهای چندشاخه و سیستم اثر پروانهای (Butterfly Effect) کاری میکند که حتی تصمیمهای ظاهراً ساده و بیاهمیت، پیامدهای بزرگی در ادامه داستان داشته باشند.
نتیجه، یکی از بهترین بازی های ترسناک است که در آن حتی دانستن قواعد ژانر وحشت هم نمیتواند نجاتبخش باشد؛ چراکه سرنوشت شخصیتها به انتخابهای خود شما وابسته است. در Until Dawn هر تصمیم میتواند مسیر داستان را تغییر دهد و کوچکترین اشتباه ممکن است به قیمت جان یکی از شخصیتها تمام شود.
Blair Witch

استودیوی Bloober Team در بازی Blair Witch بازیکن را راهی جنگل Black Hills میکند. شما باید به دنبال پسربچهای گمشده بگردید، اما اگر فیلم اصلی را دیده باشید، میدانید که این مکان آخرین جایی است که یک نفر دوست دارد در آن گرفتار شود. بازی با تمرکز بر حس سردرگمی، پارانویا و فضای سنگین و خفقانآور جنگل، تلاش میکند همان ترس روانی مجموعه را به شکل تعاملی بازسازی کند.
در این مسیر، Bullet، سگ همراه شما، یکی از معدود منابع آرامش در میان این محیط ترسناک است. هرچند Blair Witch اثری بینقص نیست، اما گم شدن در میان آن درختان تاریک و مواجه شدن با ناشناختههایی که در دل جنگل پنهان شدهاند، همچنان تجربهای اضطرابآور و تأثیرگذار باقی میماند.
Resident Evil 7: Biohazard
شرکت Capcom با Resident Evil 7: Biohazard مجموعه بازی های ترسناک کامپیوتر محبوب خود را دوباره به سمت ریشههای ژانر وحشت بقا بازگرداند و این بار با زاویه دید اولشخص، منابع محدود و یک خانواده بسیار خطرناک در دل ایالت لوئیزیانا. خانواده Baker بهعنوان اصلیترین عامل ترس بازی، نقش مهمی در ایجاد فضایی آزاردهنده و غیرقابل پیشبینی دارند، اما این محیط بسته و خفقانآور بازی است که باعث میشود حتی سادهترین کارها، مانند گشتوگذار و پیدا کردن مسیر، به تجربهای پرتنش تبدیل شوند.
Resident Evil 7: Biohazard همچنین ثابت کرد که این مجموعه میتواند با تغییر زاویه دید و ارائه رویکردی تازه، دوباره خود را بازآفرینی کند، بدون اینکه عناصر اصلی و هویتی را که سالها باعث محبوبیت آن شده بود، از دست بدهد. این اثر یکی از بهترین بازی های ترسناک PS4 بود که نشان داد وحشت در احساس دائمی ناامنی و انتظار برای اتفاقی ناشناخته نهفته است.
Amnesia: The Dark Descent

استودیوی Frictional Games با ساخت Amnesia: The Dark Descent نقش مهمی در بازتعریف ژانر وحشت بقا در دوران مدرن داشت. در این بازی مبارزه کردن راهحل اصلی نیست و حتی تاریکی نیز به یک تهدید واقعی تبدیل میشود. ماجراجویی دنیل در قلعه Brennenburg بازیکن را مجبور میکند پنهان شدن، فرار کردن و مدیریت منابع محدود را بهعنوان مهارتهای اصلی برای زنده ماندن یاد بگیرد.
قدرت Amnesia تنها در ترسهای ناگهانی یا موجودات مخوف آن خلاصه نمیشود، بلکه در ایجاد حس درماندگی و آسیبپذیری دائمی بازیکن است. این بازی تأثیر عمیقی بر نسل جدید آثار وحشت اولشخص گذاشت و بسیاری از بازیهای ترسناکی که پس از آن منتشر شدند، از ایدهها و ساختار آن الهام گرفتند. Amnesia: The Dark Descent ثابت کرد که گاهی ناتوانی در مقابله با ترس، میتواند ترسناکتر از هر سلاحی باشد.
The Evil Within Series
بازگشت شینجی میکامی، خالق افسانهای مجموعه Resident Evil، به ژانر وحشت بقا با ساخت مجموعه The Evil Within به اثری منجر شد که هیچ علاقهای به ایجاد حس امنیت در بازیکن ندارد. این بازی سباستین کاستلانوس را وارد جهانی پر از موجودات چندشآور، تلههای مرگبار و محیطهایی میکند که دائماً در حال تغییر و فروپاشی هستند.
در حالی که The Evil Within 2 با ارائه آزادی بیشتر برای کاوش، فرمول نسخه اول را گسترش میدهد، هر دو بازی همچنان بر ایجاد فضایی ناآرام و کابوسوار تمرکز دارند. هرچند این مجموعه گاهی از نظر طراحی و روایت دچار آشفتگی میشود، اما طراحی موجودات ترسناک و عجیب آن همچنان یکی از نقاط قوت اصلی آن باقی مانده است.
Dead Space 2

Dead Space 2 به آیزاک کلارک سلاحهای بیشتر و اعتمادبهنفس بالاتری نسبت به نسخه اول میدهد، اما این تغییرات به معنای امنتر شدن محیط بازی نیست. استودیوی Visceral Games در این قسمت تمرکز بیشتری روی وحشت بدنی، طراحی صدای آزاردهنده و دشمنانی گذاشت که میتوانند حتی یک رویارویی ساده را به هرجومرجی مرگبار تبدیل کنند.
این بازی وحشتناک نسبت به بسیاری از آثار فهرست، رویکردی اکشنتر دارد، اما همچنان در بهترین لحظات خود میداند چگونه احساس ترس و ناراحتی را به بازیکن منتقل کند. Dead Space 2 با ترکیب مبارزات پرتنش و فضاسازی خفقانآور، ثابت میکند که افزایش قدرت قهرمان لزوماً به معنای کاهش ترس نیست؛ زیرا در تاریکی فضا، همیشه چیزی خطرناکتر از چیزی که انتظار دارید در کمین است.
Outlast Series
استودیوی Red Barrels در طراحی Outlast بر یک ایده بیرحمانه تمرکز کرد: شما یک دوربین دارید، اما هیچ سلاحی در اختیار ندارید. تحقیقات مایلز آپشور در آسایشگاه Mount Massive خیلی زود به نبردی برای بقا تبدیل میشود؛ جایی که تنها راه نجات، دویدن، پنهان شدن و امیدوار بودن است که موجودی که شما را تعقیب میکند، مسیر دیگری را انتخاب کند.
نسخه دوم یعنی Outlast 2 با تغییر محیط و گسترش فرمول اصلی، مسیر تازهای را برای مجموعه ایجاد کرد، اما نسخه اول به همراه بسته الحاقی Whistleblower همچنان بهعنوان کابوس اصلی این سری شناخته میشود. Outlast با حذف امکان مبارزه مستقیم، بازیکن را به ضعیفترین و آسیبپذیرترین حالت ممکن میبرد و ثابت میکند گاهی ناتوانی در دفاع از خود، ترسناکترین سلاح یک بازی وحشت است.
Alien: Isolation

استودیوی Creative Assembly به شکلی شگفتانگیز توانست در سال ۲۰۱۴ اثری بسازد که حتی سالها بعد نیز همچنان حس میشود از زمان خود جلوتر بوده است. Alien: Isolation بهخوبی درک کرد که موجود Xenomorph نیازی به ترسهای ناگهانی و از پیش برنامهریزیشده ندارد؛ زیرا یک شکارچی غیرقابل پیشبینی که دائماً بازیکن را دنبال میکند، بهتنهایی میتواند وحشتی واقعی خلق کند.
ایستگاه فضایی Sevastopol همچنان یکی از بهترین محیطهای ترسناک در تاریخ بازیها محسوب میشود؛ جایی که هر دریچه هوا، هر کمد مخفی شدن و حتی صدای فلزی دوردست میتواند باعث شود بازیکن در تصمیم بعدی خود تردید کند. فضای بازی بهجای تکیه بر غافلگیریهای ساده، با ایجاد حس دائمی تعقیب و ناامنی، ترسی ماندگار میسازد.
بیشتر بخوانید:
- بهترین بازی های روگ لایک که داستان خاصی ندارند
- بهترین بازی های کلاسیک
- بهترین بازی های جهان
- بهترین بازی های 16 بیتی
- بهترین بازی های واقعیت مجازی
نظر شما دربارهی مطلب ترسناک ترین بازی های دهه 2010 چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.





