فیلم ادیسه کریستوفر نولان اقتباسی متفاوت از حماسه هومر است؛ روایتی که با تغییر شخصیتها، لحن و جزئیات داستان، برداشت شخصی کارگردان را ارائه میکند.
وقتی نخستین تصاویر فیلم ادیسه به کارگردانی کریستوفر نولان منتشر شد، واکنشهای تندی در فضای مجازی شکل گرفت و برخی منتقدان به تفاوتهای آن با روایت هومر اعتراض کردند.
با این حال، فراموش کردن ماهیت خود ادیسه در چنین بحثی آسان است؛ چراکه این حماسه نهتنها اثری اسطورهای، بلکه محصول سنتی شفاهی است که طی قرنها بارها بازگو، گسترش و بازآفرینی شده است. بنابراین انتظار یک اقتباس کاملاً وفادار از اثری که اساساً در طول تاریخ بارها دستخوش تغییر شده، چندان منطقی نیست.
ادامه مطلب حاوی اسپویل از فیلم سینمایی ادیسه نولان است.
بیشتر بخوانید:
تمام تغییرات کریستوفر نولان در فیلم ادیسه نسبت به کتاب

طبیعی است که نولان، فیلمساز برنده اسکار و کارگردان آثاری همچون اوپنهایمر و تلقین، برای تبدیل داستانی حدوداً ۶۰۰ صفحهای به فیلمی سهساعته، آزادیهای هنری قابلتوجهی به خرج دهد و در عین حال امضای شخصی خود را بر آن بگذارد.
در روایت او، اودیسئوس با بازی مت دیمون مردی شکسته و تسخیرشده توسط تصاویر و خاطرات جنگ ترواست که با هدایت آتنا با بازی زندایا، در سفر دهساله خود برای بازگشت به ایتاکا با خدایان، سیرنها، غولها، اسکیلا و یک سایکلوپ روبهرو میشود.
در همین حال، همسر وفادارش پنهلوپه با بازی آن هاتاوی و پسر جوان و کمتجربهاش تِلِماخوس با بازی تام هالند، در خانه در برابر دهها خواستگار مقاومت میکنند.
همین تغییرات نشان میدهند که فیلم The Odyssey نولان قرار نیست صرفاً بازسازی تصویری حماسه هومر باشد. او با بازتعریف شخصیتها، تغییر برخی روابط و افزودن عناصر تازه، داستانی آشنا را از زاویهای متفاوت روایت میکند. در ادامه، مهمترین تفاوتهای فیلم جدید کریستوفر نولان با اثر کلاسیک هومر را بررسی خواهیم کرد.
پنهلوپه و تلماخوس

یکی از تغییرات مهم نولان نسبت به حماسه هومر، به دو شخصیت محوری داستان یعنی پنهلوپه، همسر اودیسئوس، و تلماخوس، پسر او مربوط میشود. در کتاب، تلماخوس در چندین موقعیت مادرش را سرزنش میکند و حتی زمانی که پنهلوپه از خوانندهای دربار درخواست میکند ترانهای «کمتر دردناک» بخواند، او را به اتاقش میفرستد تا به بافتن ادامه دهد و با لحنی آمرانه میگوید:
سخن گفتن کار مردان است، همه آنها و بیش از همه من؛ زیرا اختیار این خانه در دست من است.
این رفتار تحقیرآمیز تلماخوس نسبت به مادرش، بدون شک بازتابی از نگرشهای مردسالارانه حاکم بر آن دوره است. اما نولان در فیلم جایگاه این دو شخصیت را معکوس کرده است. در روایت او، این پنهلوپه است که بارها تلماخوس را بهدلیل خامی و نابالغیاش سرزنش میکند و حتی صراحتاً میگوید اگر اختیار کار در دست او بود، تماشای سوختن خواستگاران تا سرحد مرگ را انتخاب میکرد.
به این ترتیب، نولان پنهلوپهای را به تصویر میکشد که اعتمادبهنفس، استقلال و تسلط بسیار بیشتری بر شرایط دارد؛ شخصیتی که شاید پیش از این هرگز با چنین قدرت و صراحتی در اقتباسهای فیلم اودیسه دیده نشده باشد.
سینون و آنتینوس

شخصیت سینون، سرباز یونانی دورویی که با فریب دادن ترواییها باعث میشود اسب تروا را به داخل دیوارهای شهر وارد کنند، در ایلیاد یا اودیسه حضور ندارد و نخستین بار در انهاید اثر ویرژیل مطرح میشود. نولان در فیلم خود با بازتعریف این شخصیت که الیوت پیج نقش او را ایفا میکند، جایگاه کاملاً متفاوتی برایش در نظر گرفته است.
در نسخه نولان، سینون یک چوپان جوان اهل ایتاکا است که بهجای آنتینوس برای جنگ به خدمت گرفته میشود. اودیسئوس نیز او را فریب میدهد تا جانش را فدا کند و نقشه ورود اسب تروا به داخل شهر عملی شود. بعدها، زمانی که اودیسئوس در هادس با روح بیجان سینون روبهرو میشود، این سرباز کشتهشده از او میخواهد یک یادگار یا توتم را به آنتینوس بازگرداند تا ترسویی و بزدلی او را به یادش بیاورد.
این انتخاب روایی نولان، تصویری بیرحمانهتر از آنتینوس، بدنامترین خواستگار پنهلوپه، ارائه میدهد و او را بیش از پیش به شخصیتی بزدل و بیعرضه تبدیل میکند؛ مردی که نهتنها در غیاب اودیسئوس برای تصاحب جایگاه او تلاش میکند، بلکه حتی حاضر نیست بهای جنگی را که به راه انداخته است، خودش بپردازد.
هلن تروا و کلیتمنسترا

اگرچه هر دو شخصیت در حماسه هومر نقشهایی فرعی دارند، نولان در فیلم ادیسه خود چند تغییر مهم در شخصیتپردازی آنها ایجاد کرده است. انتخاب لوپیتا نیونگو، بازیگر برنده اسکار، برای ایفای نقش هر دو شخصیت، ظاهر و نژاد آنها را از تصویر سنتیشان در اقتباسهای پیشین متفاوت کرده است؛ تصمیمی که پیش از اکران فیلم با واکنشهای تند و نژادپرستانهای در فضای مجازی روبهرو شد، با وجود اینکه این شخصیتها اساساً متعلق به اسطورهشناسی یونان هستند.
نولان همچنین در فیلم، هلن تروا و کلیتمنسترا را خواهران دوقلو قرار داده است، در حالی که در روایتهای کلاسیک آنها خواهر ناتنی هستند.
تغییر دیگر، به ظاهر هلن مربوط میشود. نولان او را با جای زخمی بزرگ روی صورتش به تصویر کشیده است. زخمی که بهنوعی نشانه شرم و بهای جنگی است که بهدلیل ماجرای او آغاز شد و طبق افسانهها هزار کشتی را به سوی تروا روانه کرد. این جزئیات، هلن را از تصویر ایدهآل و بینقص «زیباترین زن جهان» در اسطورهها فاصله میدهد و پیامدهای جنگ تروا را به شکلی ملموستر بر چهره او ثبت میکند.
لائستریگونیها

اگر از آن دسته مخاطبانی بودید که با دیدن غولهای شمشیر بهدست و زرهپوش در تریلر ادیسه از خود میپرسیدند آیا چنین موجوداتی در کتاب هم حضور دارند، پاسخ منفی است. نولان در بازآفرینی لائستریگونیها، قبیلهای از غولهای آدمخوار و منسوب به پوزئیدون، آزادی هنری قابلتوجهی به خرج داده است.
در روایت هومر، لائستریگونیها بسیاری از افراد اودیسئوس را میخورند و با پرتاب تختهسنگهای عظیم، ۱۱ کشتی از ۱۲ کشتی او را نابود میکنند؛ تنها کشتی اودیسئوس که خارج از بندر لنگر انداخته بود، موفق به فرار میشود؛ اما نولان این موجودات را به شوالیههایی غولپیکر و زرهپوش تبدیل کرده است؛ جنگجویانی عظیمالجثه که افراد اودیسئوس را با دستکاری درختان و شاخههای جنگل، در قفسهایی طبیعی گرفتار میکنند و در جریان این نبرد، دو کشتی از سه کشتی اودیسئوس را از بین میبرند.
این تغییر، یکی از نمونههای واضح آزادیهای خلاقانه نولان در بازآفرینی عناصر اسطورهای کتاب اودیسه است و نشان میدهد که او صرفاً قصد بازسازی موبهموی روایت هومر را نداشته است.
فائیکیها و لوتوسخواران

طبیعی است که نولان برای تبدیل کتابی حدوداً ۶۰۰ صفحهای به فیلمی سهساعته، ناچار به حذف بخشهایی از داستان شده باشد. به همین دلیل، او ماجرای اقامت اودیسئوس و همراهانش در جزیره شِریا در میان فائیکیها را کنار گذاشته است؛ قومی که به داشتن کشتیهای باشکوه و پیشرفته شهرت دارند.
در شِریا، ناوسیکا، شاهدخت این سرزمین، اودیسئوس را نزد آلکینوس، پادشاه، و آرِته، ملکه، میبرد. آنها پس از شنیدن روایتهای اودیسئوس از جنگ تروا، موافقت میکنند یکی از کشتیهای قدرتمندشان را در اختیار او بگذارند تا به ایتاکا بازگردد. این بخش از داستان یکی از مهمترین قسمتهای روایت هومر است، چراکه اودیسئوس در جریان بازگویی خاطراتش، بخشهای زیادی از ماجراهای سفر و جنگ را برای فائیکیها تعریف میکند.
ماجرای لوتوسخواران نیز به همین سرنوشت دچار شده و از فیلم حذف شده است. در کتاب، اودیسئوس و افرادش به جزیرهای میرسند که ساکنان آن از گیاه لوتوس تغذیه میکنند. سربازان اودیسئوس پس از خوردن این گیاه، دیگر علاقهای به بازگشت به خانه ندارند و حتی هدف خود را فراموش میکنند؛ در نهایت، اودیسئوس مجبور میشود آنها را به زور به کشتی بازگرداند.
اما نولان ایده اصلی این ماجرا را به شکلی متفاوت وارد داستان کرده است. در فیلم، کالیپسو با بازی شارلیز ترون است که به اودیسئوس لوتوس میدهد تا او میل و اشتیاق خود برای بازگشت به خانه را از دست بدهد. بنابراین، نولان به جای بازسازی مستقیم دو اپیزود مشهور اودیسه، عناصر کلیدی آنها را ترکیب کرده و در قالب رابطه اودیسئوس و کالیپسو به کار گرفته است.
سایکلوپ

یکی از هوشمندانهترین نقشههای اودیسئوس در روایت هومر، به فرار او و افرادش از چنگال پولیفموس، سایکلوپ غولپیکر و پسر پوزئیدون، مربوط میشود. اودیسئوس ابتدا به سایکلوپ میگوید نامش هیچکس است.
سپس او و افرادش با دادن شراب به پولیفموس، او را مست میکنند و در ادامه با یک چوب تیز و تراشیده، چشم او را کور میکنند. وقتی سایکلوپ از شدت درد فریاد میزند و همسایگانش برای کمک میآیند، او فریاد میزند: «هیچکس دارد به من آسیب میزند!» و همین باعث میشود دیگر سایکلوپها تصور کنند اتفاق خاصی نیفتاده است.
پس از آن، اودیسئوس و سربازانش برای فرار از غار، خود را به زیر شکم گوسفندان میبندند. پولیفموس که برای جلوگیری از فرار آنها، هنگام خروج گله دست روی پشت گوسفندان میکشد، متوجه حضور سربازان در زیر بدن حیوانات نمیشود و آنها موفق به فرار میشوند.
اما نولان هر دو بخش مشهور این نقشه، یعنی شوخی هیچکس و مست کردن سایکلوپ با شراب و همچنین ترفند بستن خود به گوسفندان را از فیلم حذف کرده است. در نسخه او، اودیسئوس و افرادش پس از کور کردن سایکلوپ، با قرار دادن شاخوبرگ و پوشش گیاهی روی پشت خود از غار خارج میشوند. در نتیجه، یکی از معروفترین و زیرکانهترین لحظات اودیسه در فیلم با نقشهای متفاوت جایگزین شده است.
لهجهها

تقریباً تمام شخصیتهای فیلم نولان با لهجه آمریکایی صحبت میکنند و بازیگران نیز تغییر چندانی در لحن و شیوه بیان خود ایجاد نکردهاند. این مسئله بهویژه در مورد آگاممنون، جنگجوی بیرحم با بازی بنی سافدی، بیشتر به چشم میآید؛ چراکه صدای سفدی ذاتاً چندان ابهتآمیز نیست و فیلم حتی تلاش زیادی میکند تا چهره او را نشان ندهد.
این انتخاب درباره منلائوس، پادشاه اسپارت با بازی جان برنتال، حتی عجیبتر به نظر میرسد؛ چراکه او عملاً همان لحن آشنای جان برنتال را حفظ کرده است؛ گویی بهجای پادشاه اسپارت، همان شخصیت خیاباندیده و خشن همیشگی او را میبینیم.
البته وادار کردن تمام بازیگران به استفاده از لهجهای کاملاً یونانی احتمالاً بیش از حد مصنوعی به نظر میرسید. با این حال، انتخاب مسیری مانند لهجه بریتانیایی در سریال من، کلادیوس میتوانست گزینه مناسبتری باشد و دستکم از حسی که برخی دیالوگها را بیش از اندازه امروزی و نامتناسب با فضای اسطورهای فیلم میکند، بکاهد.
خدایان

اگرچه آتنا با بازی زندایا، که بیشتر در فیلم ظاهر میشود تا با لبخند اعمال اودیسئوس را تأیید یا با تکان دادن سر آنها را رد کند، حضور دارد و هادس، خدای جهان زیرین، کالیپسو و سیرسه نیز در ادیسه نولان دیده میشوند، اما دیگر خدایان اساطیری به شکل محسوسی از فیلم حذف شدهاند.
در فیلم خبری از زئوس، پوزئیدون، اینو یا هراکلس نیست. حتی هرمس، پیامآور خدایان که در روایت هومر نقش نسبتاً مهمی دارد، کاملاً غایب است. در اودیسه، این هرمس است که به آزادی اودیسئوس از چنگ کالیپسو کمک میکند و همچنین گیاهی جادویی در اختیار او میگذارد تا در برابر افسونهای سیرسه از او محافظت کند.
حذف این شخصیتها باعث شده نسخه نولان از جهان اسطورهای هومر، بهمراتب خلوتتر و متمرکزتر باشد و بخش قابلتوجهی از نقش مستقیم خدایان در سرنوشت اودیسئوس، از روایت فیلم کنار گذاشته شود.
تغییر چهره و هویت

در بخش پایانی حماسه هومر، اودیسئوس مدت زیادی را در ایتاکا سرگردان است و در حالی که خود را در میان خواستگاران جا زده، اطلاعات جمعآوری میکند تا بفهمد چه کسانی هنوز به او وفادار ماندهاند. او به لطف آتنا، خود را به شکل گدای پیر و چروکیدهای درمیآورد تا هویتش پنهان بماند.
اما فیلم نولان این ترفند معروف را کنار گذاشته است. در نسخه سینمایی، اودیسئوس دیگر خود را به شکل پیرمردی سالخورده درنمیآورد و در عوض، صورت زخمی و کوفتهاش را زیر کلاه شنلش پنهان میکند. به این ترتیب، نولان یکی دیگر از عناصر مهم داستان هومر را سادهتر کرده و به جای تغییر کامل ظاهر اودیسئوس، از پوشاندن چهره او برای حفظ هویتش استفاده میکند.
لائرتس

بزرگترین شخصیتی که نولان در اقتباس خود از فیلم The Odyssey بهطور کامل حذف کرده، لائرتس، پدر سالخورده اودیسئوس و پادشاه پیشین ایتاکا، است. لائرتس که زمانی جنگجویی قهرمان بود، همان کسی است که پنهلوپه برای او پارچه کفنی میبافد.
لائرتس که از غیبت ۲۰ ساله پسرش در سوگ و اندوهی عمیق فرو رفته ــ همان اندوهی که سرانجام جان همسرش و مادر اودیسئوس، آنتیکلیا، را نیز گرفت ــ کاخ ایتاکا را ترک کرده و به مزرعه خود پناه برده است. او در آنجا بهتدریج تحلیل میرود و در انتظار بازگشت اودیسئوس روزگار میگذراند.
دیدار دوباره اودیسئوس و لائرتس در مزرعه، یکی از احساسیترین صحنههای کتاب است. البته این صحنه نمونهای عجیب و حتی آزاردهنده از عادت اودیسئوس به فریب و دستکاری روانی نیز به شمار میرود؛ چراکه او پیش از آشکار کردن هویت واقعیاش، خود را غریبهای معرفی میکند و پدرش را با این دروغ عذاب میدهد.
در نهایت، به لطف قدرت آتنا، لائرتس در نبرد اودیسئوس با خانواده خواستگارانی که برای انتقام خون کشتهشدگانشان آمدهاند، در کنار پسرش میجنگد و اوپیتس، پدر آنتینوس، را به قتل میرساند. حذف لائرتس از فیلم، نهتنها یکی از مهمترین پیوندهای خانوادگی داستان را کنار میگذارد، بلکه باعث میشود یکی از احساسیترین لحظات بازگشت اودیسئوس به خانه نیز از روایت نولان حذف شود.
کشتن خواستگاران

در روایت نولان از اودیسه، اودیسئوس پس از کشیدن کمان و عبور دادن تیر از میان ردیفی از تبرها، بهتنهایی به خواستگاران حمله میکند و یکی پس از دیگری آنها را از پا درمیآورد. سهم تِلِماخوس در این درگیری به کشتن ملانتیوس، خدمتکار خائن اهل ایتاکا، محدود میشود؛ او با این کار مانع از آن میشود که ملانتیوس همچنان برای خواستگاران سلاح فراهم کند.
در فیلم، کنیزان نیز زنده میمانند و بسیاری از خواستگاران پس از مشاهده شجاعت اودیسئوس، از مبارزه دست میکشند و در برابر پادشاه حقیقی خود زانو میزنند. اما روایت هومر بسیار خشنتر و خونینتر است و در آن، تِلِماخوس نیز نقشی بسیار قهرمانانهتر دارد. او در کنار پدرش با خواستگاران میجنگد و این دو، با کمک دو خدمتکار وفادار و یاری آتنا، تکتک آنها را به قتل میرسانند.
پس از آن، اودیسئوس و تِلِماخوس کنیزانی را که با خواستگاران رابطه داشتهاند، مجبور میکنند خون ریختهشده روی کف کاخ را پاک کنند و سپس آنها را به دار میآویزند؛ اما سرنوشت ملانتیوس از همه هولناکتر است: ابتدا او را به بند میکشند و سپس گوشها، بینی، دستها، پاها و اندام تناسلیاش را قطع میکنند. خلاصه اینکه نسخه هومر از این کشتار، فاصله بسیار زیادی با برداشت نسبتاً کنترلشدهتر نولان دارد.
بیشتر بخوانید:
- فیلم به پرفروشترین اثر کریستوفر نولان تبدیل شد
- بهترین فیلم های ترسناک 2026
- بهترین سریال های جنایی 2026
- بهترین سریال های ابرقهرمانی 2026
- بهترین فیلم های درام 2026
نظر شما دربارهی فیلم ادیسه و تغییرات آن چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.
