نقد فیلم پروژه درود بر مریم روایتی از سفری میان فراموشی و نجات، جایی که علم، تنهایی و امید در تاریکی بیانتها معنا پیدا میکنند است.
فیلم Project Hail Mary، تازهترین اثر علمیتخیلی به کارگردانی فیل لرد و کریستوفر میلر، تلاشی جاهطلبانه برای پیوند دادن علم سخت با درامی انسانی و عمیق است
این فیلم که بر اساس رمانی از اندی ویر ساخته شده، داستان مردی را روایت میکند که در خلأ مطلق، نهتنها باید جهان را نجات دهد، بلکه پیش از آن، باید خودش را دوباره بشناسد.
بیشتر بخوانید:
نقد فیلم پروژه درود بر مریم

در وبسایت جمعآوری نقد راتن تومیتوز، ۹۴ درصد از ۴۰۰ نقد منتقدان مثبت ارزیابی شدهاند. اجماع این سایت چنین میگوید:
یک ادیسه فضایی خیرهکننده از نظر بصری که بهواسطه جذابیت بیدردسر رایان گاسلینگ در بهترین فرم خود پیش میرود؛ Project Hail Mary ترکیبی نزدیک به معجزه از هوشمندی و احساس است.
وبسایت متاکریتیک که از میانگین وزنی استفاده میکند، در نقد فیلم Project Hail Mary بر اساس ۶۰ نقد، امتیاز ۷۷ از ۱۰۰ را به فیلم داده که نشاندهنده «نقدهای عموماً مطلوب» است.
تماشاگرانی که توسط CinemaScore مورد نظرسنجی قرار گرفتند، به این فیلم نمره «A» در مقیاس A+ تا F دادهاند.

فیلم Project Hail Mary از همان ابتدا با یک پیشفرض آشنا وارد میدان میشود. ژانر علمیتخیلی در این فیلم اغلب با جدیت، اضطراب و سنگینی معنا تعریف میشود. در چنین جهانهایی، انسان در برابر بینهایت کیهانی قرار میگیرد؛ جایی که بقا آخرین ضرورت است؛ اما این اثر، اقتباسشده از رمان پرفروش اندی ویر، راهی دیگر را برمیگزیند.
فیلم به کارگردانی فیل لرد و کریستوفر میلر، داستان رایلند گریس را روایت میکند؛ مردی که در خلأ مطلق فضا، بیهیچ خاطرهای از گذشته، بیدار میشود. او نه یک قهرمان کلاسیک است و نه حتی یک فضانورد حرفهای، او انسانی معمولی است که ناخواسته بار نجات زمین را بر دوش میکشد.
این فقدان هویت اولیه، استعارهای است از وضعیت انسان معاصر، موجودی که در جهانی بیمعنا بیدار شده و ناچار است معنای خود را در دل بحران بیافریند.
یکی از مهمترین ستونهای فیلم، بازی رایان گاسلینگ است. حضور او، حتی در طولانیترین سکانسهای تکنفره، هرگز به خلأ نمیانجامد. او میان طنز موقعیت و شکنندگی درونی، تعادلی ظریف ایجاد میکند؛ انگار که انسان در مواجهه با امر ناشناخته، همزمان هم میخندد و هم میترسد. این دوگانگی، همان چیزی است که فیلم را از یک تجربه صرفاً علمیتخیلی فراتر میبرد و آن را به تأملی درباره وضعیت وجودی بشر بدل میسازد.
با این حال، ریتم فیلم همواره یکنواخت نیست. لحظاتی وجود دارد که روایت دچار تکرار یا کشآمدگی میشود، اما جذابیت بازی گاسلینگ مانع از فروپاشی کامل انسجام اثر میشود. او همچون نیرویی جاذبهگونه، مخاطب را در مدار فیلم نگه میدارد؛ حتی زمانی که روایت از اوج فاصله میگیرد.

در سطحی عمیقتر، Project Hail Mary درباره بقا نیست، درباره «با هم بودن» است. فیلم بهطرزی هوشمندانه ایده همکاری میان گونهها را مطرح میکند. اینکه نجات، در ارتباط شکل میگیرد، این سریال را شکل میدهد. رابطه میان گریس و موجود بیگانه، راکی، به قلب تپنده روایت تبدیل میشود. این پیوند، گرمایی نادر به فیلم میبخشد؛ گرمایی که در بسیاری از آثار پرهزینه علمیتخیلی امروز غایب است.
راکی، با تمام بیگانگی ظاهریاش، واجد نوعی معصومیت و جذابیت است که او را به شخصیتی دوستداشتنی بدل میکند. او نه تهدید محسوب میشود و نه هیولا. او را میتوان دیگریای دانست که میتواند فهمیده شود. این نگاه، نوعی بازتعریف از مفهوم بیگانه ارائه میدهد؛ انگار آنچه ما را از دیگری جدا میکند، ناتوانی در درک اوست؛ اما همین گرما، در عین حال نقطه ضعف فیلم نیز است.
در حالی که آثاری مانند Interstellar یا The Martian مخاطب را به دل اضطراب و ناآرامی پرتاب میکنند، این فیلم اغلب مسیر اطمینانبخشتری را انتخاب میکند. گاهی بیش از حد توضیح میدهد و به جای آنکه احساس را در سکوت به مخاطب منتقل کند، آن را بیان میکند. در اینجا، فیلم اندکی از لبه تیز خود فاصله میگیرد.
این دوگانگی در لحن نیز مشهود است. فیلم نمیتواند بهطور کامل تصمیم بگیرد که میخواهد یک درام فضایی پرتنش یا روایتی سبکتر و خانوادگی باشد. نتیجه، اثری است که همزمان جذاب است اما همیشه نفسگیر نیست. با این حال، در لحظاتی خاص—بهویژه در سکانسهایی که سکوت بر فضا حاکم میشود—فیلم نشان میدهد که چه ظرفیت عظیمی برای خلق تنش دارد.

از منظر روایت، داستان با بیدار شدن گریس در سفینهای ناشناخته آغاز میشود و بهتدریج از طریق فلشبکها، گذشته او آشکار میشود. او یک زیستشناس مولکولی است که برای حل بحران «آستروفیج»—میکروارگانیسمی که انرژی ستارگان را میبلعد—انتخاب شده است. این تهدید، نه فقط یک خطر علمی، بلکه نمادی از فرسایش تدریجی امید در جهان است.
در این مسیر، شخصیت اوا استرات، مقام دولتی سرسختی که پروژه را هدایت میکند، بهعنوان نماینده عقلانیت سرد و ضرورتگرایی وارد داستان میشود. او یادآور این حقیقت است که گاهی نجات، نیازمند تصمیماتی بیرحمانه است.
اما نقطه عطف روایت، مواجهه گریس با راکی است؛ موجودی از سیارهای دیگر که او نیز مأموریتی مشابه دارد. این دیدار، فیلم را از یک تریلر علمی به یک «دوستی میانسیارهای» تبدیل میکند. در اینجا، علم بهانهای برای طرح پرسشی عمیقتر میشود که آیا فهم متقابل، میتواند بر تفاوتهای بنیادین غلبه کند؟
در نهایت، Project Hail Mary فیلمی است که میان امید و ترس، علم و احساس، و فردیت و جمعگرایی در نوسان است. شاید به تندی برخی آثار ژانر نباشد، اما در عوض، چیزی نادر ارائه میدهد که ایمانی آرام به اینکه حتی در تاریکترین نقاط جهان، امکان ارتباط و همدلی وجود دارد، است.
جمعبندی و نمرهدهی

Project Hail Mary اثری است که با تکیه بر امید، رفاقت و انسانگرایی، چهرهای متفاوت از ژانر علمیتخیلی ارائه میدهد. فیلم هرچند در ریتم و لحن دچار نوسان است، اما با بازی درخشان رایان گاسلینگ و رابطه گرم با راکی، همچنان تاثیرگذار باقی میماند. این اثر بیش از آنکه نفسگیر باشد، دلنشین و تأملبرانگیز است؛ تجربهای که به جای ترس، به همدلی تکیه دارد.
وبسایت فیگار به این فیلم نمره 7 از 10 را میدهد.
بیشتر بخوانید:
- بهترین سریال های ابرقهرمانی 2026
- بهترین فیلم های کمدی 2026
- بهترین فیلم های درام 2026
- بهترین فیلم های اکشن 2026
نظر شما دربارهی فیلم پروژه درود بر مریم چیست؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.
