تبلیغات در فیگار

نقد و بررسی اتاق‌های پشتی (Backrooms) ؛ ملاقات با ترس در پشت دیوارهای واقعیت

نقد فیلم اتاق های پشتی ، اثری علمی‌تخیلی و روان‌شناختی را نشان می‌دهد که کین پارسونز با الهام از افسانه اینترنتی Backrooms، کابوسی تازه و وهم‌آلود خلق کرده است.

در سال‌های اخیر، بسیاری از افسانه‌های ترسناک اینترنتی یا همان کریپی‌پاستاها تلاش کرده‌اند راه خود را به سینما باز کنند، اما کمتر اثری توانسته مانند Backrooms مرز میان ترس دیجیتال و وحشت سینمایی را به شکلی موفق ترکیب کند.

این فیلم علمی‌تخیلی و ترسناک روان‌شناختی، نخستین تجربه کارگردانی بلند کین پارسونز، فیلمسازی که پیش از این با مجموعه ویدیوهای کوتاه اینترنتی خود، جهان وهم‌آلود اتاق‌های پشتی را به یکی از شناخته‌شده‌ترین پدیده‌های فرهنگ وحشت آنلاین تبدیل کرده بود محسوب می‌شود.

Backrooms در واقع گسترشی سینمایی از مجموعه اینترنتی پارسونز است که از افسانه معروفی با همین نام الهام گرفته شده است. این افسانه‌ها درباره جهانی بی‌انتها از فضاهای خالی، راهروهای زردرنگ و مکان‌هایی که میان واقعیت و کابوس قرار دارند، هستند و این فیلم تلاش می‌کند این ایده ساده اما تأثیرگذار را به یک روایت داستانی عمیق‌تر تبدیل کند و به جای تکیه صرف بر ترس‌های ناگهانی، فضایی اضطراب‌آور درباره تنهایی، گم‌شدن و فروپاشی ذهنی انسان ایجاد کند.

بیشتر بخوانید:

نقد فیلم اتاق های پشتی

نقد فیلم اتاق های پشتی
نقد فیلم اتاق های پشتی

واکنش منتقدان نیز نشان داد که این اقتباس سینمایی توانسته فراتر از یک پروژه اینترنتی ساده ظاهر شود. فیلم در وب‌سایت بخش نقد فیلم Backrooms در راتن تومیتوز توانست رضایت ۸۷ درصد از ۲۹۵ منتقد را به دست آورد و میانگین امتیاز ۷.۴ از ۱۰ را ثبت کند. اجماع منتقدان این وب‌سایت، در تحلیل فیلم Backrooms نخستین تجربه بلند کین پارسونز را اثری بسیار مطمئن توصیف می‌کنند که فضاهای مرزی و ترسناک اینترنتی را به فیلمی تبدیل کرده که همزمان مسحورکننده و وحشت‌آور است.

نقد فیلم اتاق های پشتی
نقد فیلم اتاق های پشتی

اگر کسی خواب ببیند که در خانه‌اش یک اتاق مخفی پیدا کرده، معمولاً این خواب می‌تواند معنایی خوشایند داشته و شاید نشانه‌ای از کشف استعدادی ناشناخته، ورود به مرحله‌ای جدید از زندگی یا پیدا کردن بخش‌هایی از وجود باشد که تاکنون پنهان مانده‌اند. حتی در دنیای واقعی هم پیدا کردن یک فضای ناشناخته می‌تواند مانند یک هدیه غیرمنتظره باشد؛ اما این همان خوابی نیست که کلارک، فروشنده مبلمان، تجربه می‌کند.

او در واقع خواب نمی‌بیند. او واقعاً یک اتاق پنهان، یا دقیق‌تر، یک بُعد کاملاً مخفی را که در پشت دیوار زیرزمین فروشگاهش قرار دارد را پیدا کرده است. با این حال، کشف او خیلی زود از یک ماجراجویی ساده فراتر می‌رود و به مکانی تبدیل می‌شود که در آن خاطرات به جهان‌های کابوس‌وار تغییر شکل می‌دهند و واقعیت‌های جایگزین جای قوانین عادی جهان را می‌گیرند.

کلارک، شخصیت اصلی فیلم Backrooms، کارگردان جوانی است که پیش‌تر با مجموعه ویدیوهای اینترنتی خود در یوتیوب شناخته شده بود. در این فیلم، چیوتل اجیوفور در نقش کلارک و رناته رینسوه در نقش مری، درمانگر او، اجراهایی قدرتمند ارائه می‌دهند. در واقع بخش زیادی از فیلم بر رابطه این دو شخصیت استوار است و با وجود حضور کوتاه اما تأثیرگذار بازیگرانی مانند مارک دوپلاس، فین بنت و لوکیتا مکسول، داستان بیشتر شبیه یک رویارویی دو نفره میان کلارک و مری پیش می‌رود.

با این حال، مهم‌ترین توصیه درباره داستان فیلم این است که بدون دانستن جزئیات وارد آن شوید. اگر مجموعه اینترنتی Backrooms را ندیده باشید، تجربه فیلم می‌تواند بسیار جذاب‌تر باشد؛ زیرا فیلم تلاش می‌کند مخاطب را مانند شخصیت اصلی، در محیطی ناشناخته و غیرقابل پیش‌بینی رها کند.

حتی اگر تاکنون خواب پیدا کردن اتاق‌های مرموز را ندیده باشید، Backrooms شما را وارد تجربه‌ای سورئال و گاه پوچ، جهانی که مرز میان واقعیت، خاطره و توهم دائماً در حال تغییر است، می‌کند. طراحی صحنه نقش مهمی در ایجاد این حس دارند و فضایی خلق می‌کنند که هم آشنا به نظر می‌رسد و هم نگران‌کننده است.

نقد فیلم اتاق های پشتی
نقد فیلم اتاق های پشتی

با وجود اینکه Backrooms اثری خلاقانه و متفاوت است، اما کاملاً از هیچ به وجود نیامده است. فیلم هم از مجموعه اینترنتی کین پارسونز الهام گرفته و هم ریشه‌هایی در مفهوم فضای بینابینی یا همان Liminal Space دارد. Liminal Space فضاهایی آشنا هستند که به شکلی خالی، بی‌روح و ناآرام به نظر می‌رسند.

اگرچه این ایده‌ها اغلب به عنوان پدیده‌ای متعلق به قرن بیست‌ویکم و فرهنگ اینترنت معرفی می‌شوند، اما Backrooms نشان می‌دهد که این مفاهیم قدمت بیشتری دارند. سینما سال‌هاست با ایده جهان‌های موازی، مکان‌های خارج از منطق و واقعیت‌های پنهان بازی کرده است.

از نظر شباهت‌های سینمایی، می‌توان ردپای آثاری مانند همه‌چیز همه‌جا به یکباره (Everything Everywhere All at Once)، ثانیه‌ها (Seconds و، فرشته نابودکننده (The Exterminating Angel) را در فضای فیلم مشاهده کرد.

اما شاید نزدیک‌ترین مقایسه را بتوان در داستان کوتاه سطح سوم نوشته جک فینی در سال ۱۹۵۰ پیدا کرد. این داستان درباره مردی معمولی به نام چارلی است که در ایستگاه مرکزی قطار نیویورک، سکوی اضافی و غیرممکنی را پیدا می‌کند. در آنجا مردم لباس‌های قدیمی می‌پوشند، هوا متفاوت است و قطارها متعلق به گذشته هستند، زیرا این مکان در واقع سال ۱۸۹۴ است.

چارلی پس از بازگشت به زمان حال، ماجرا را برای روان‌پزشکش تعریف می‌کند؛ اما پزشک ابتدا حرف او را باور نمی‌کند تا اینکه خودش به دنبال آن مکان می‌گردد و با غیرممکن روبه‌رو می‌شود. این دقیقاً همان مسیری است که مری، درمانگر کلارک، در Backrooms طی کرد او نیز به دنبال بُعد پنجم می‌رود و چیزی را پیدا می‌کند که نباید وجود داشته باشد.

نقد فیلم اتاق های پشتی
نقد فیلم اتاق های پشتی

یکی از نقاط قوت اصلی Backrooms این است که فیلم تلاش نمی‌کند همه چیز را توضیح دهد. پارسونز به جای نمایش مستقیم هیولاها و تهدیدها، از ابهام و ناشناختگی برای ایجاد ترس استفاده می‌کند.

در مرکز داستان مردی مطلقه که یک فروشگاه مبلمان در یک مرکز تجاری فرسوده را اداره می‌کند قرار دارد. او تلاش می‌کند مشکلات خشم خود را با کمک درمانگری به نام مری حل کند. مری نیز گذشته‌ای دردناک دارد و خاطرات مربوط به مادری که مشکلات روانی داشته را سرکوب کرده است.

یک شب، کلارک در دیوار زیرزمین فروشگاه راهرویی مخفی پیدا می‌کند که به مجموعه‌ای بی‌پایان از اتاق‌ها با کاغذدیواری زردرنگ ختم می‌شود. در نگاه اول، این مکان عادی به نظر می‌رسد، اما با دقت بیشتر، بی‌نظمی‌های عجیب آن آشکار می‌شود.

مبلمان در بعضی اتاق‌ها روی هم انباشته شده‌اند، در برخی دیگر در کف فرو رفته‌اند و گاهی اشیایی عجیب به دیوارها و سقف‌ها متصل شده‌اند. هرچه کلارک بیشتر در این جهان پیش می‌رود، محیط عجیب‌تر و خطرناک‌تر می‌شود.

نقد فیلم اتاق های پشتی
نقد فیلم اتاق های پشتی

بسیاری از مخاطبان ممکن است پیش از دیدن فیلم با مجموعه ویدیویی یوتیوبی کین پارسونز آشنا نباشند، اما اتاق‌های پشتی بدون نیاز به شناخت آن مجموعه نیز اثری تأثیرگذار باقی می‌ماند. فیلم از همان لحظات ابتدایی حس کنجکاوی ایجاد می‌کند. انگار ایده اتاق‌های بی‌پایان، از فضای کابوس‌وار کلبه سیاه در سریال Twin Peaks الهام گرفته و آن را به مسیری کاملاً جدید برده است.

فیلم‌برداری جرمی کاکس و طراحی تولید دنی ورمت، فضایی مینیمال اما عمیقاً مؤثر ایجاد کرده‌اند. فیلم با نشان دادن کمتر، بیشتر ترس ایجاد می‌کند. همه چیز در Backrooms شبیه چیزی است که باید طبیعی باشد، اما یک ناهماهنگی کوچک در آن وجود دارد که حس اضطراب و وحشت را به وجود می‌آورد.

اجیوفور و رینسوه نیز به خوبی با این فضای روان‌شناختی هماهنگ شده‌اند. آن‌ها شخصیت‌هایی را بازی می‌کنند که مشکلات و آسیب‌های گذشته‌شان در این جهان عجیب به شکل فیزیکی ظاهر می‌شود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های Backrooms اعتماد کارگردان به قدرت ناشناخته‌هاست. او می‌داند که گاهی چیزی که دیده نمی‌شود، ترسناک‌تر از چیزی است که نمایش می‌دهیم.

نتیجه‌گیری و امتیازدهی

نقد فیلم اتاق های پشتی
نقد فیلم اتاق های پشتی

فیلم با کمترین میزان توضیح، جهانی پیچیده خلق می‌کند که مخاطب مجبور شود خودش درباره آن تصمیم بگیرد. فیلم اتاق های پشتی همه پاسخ‌ها را ارائه نمی‌دهد و همین موضوع باعث می‌شود امکان بازگشت دوباره به این جهان و حتی ساخت ادامه‌ای برای آن وجود داشته باشد. Backrooms شاید تنها سطح ابتدایی از جهانی بسیار بزرگ‌تر باشد، اما همین سطح ابتدایی کافی است تا کین پارسونز را به یکی از نام‌هایی تبدیل کند که باید آینده‌اش را دنبال کرد.

وب‌سایت فیگار به این فیلم نمره 8 از 10 را می‌دهد.

بیشتر بخوانید:

نظر شما درباره‌ی اتاق های پشتی چه بود؟ آیا شما از این فیلم ترستاک روان‌شناختی راضی بودید؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.


نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *