نقد فیلم خشمگین ، بررسی اکشن هنگکنگی کنجی تانگاکی است که با مبارزات خلاقانه، داستانی احساسی و تحسین گسترده منتقدان، توجهها را جلب کرده است.
سینمای اکشن هنگکنگ بار دیگر با فیلمی پرانرژی و خشن بازگشته است. خشمگین (The Furious) یک فیلم اکشن هنگکنگی به زبان انگلیسی محسوب میشود که به کارگردانی کنجی تانگاکی ساخته شده و داستان مردی معمولی را روایت میکند که پس از ربوده شدن دخترش، وارد نبردی مرگبار علیه یک امپراتوری جنایتکار میشود.
در این فیلم، شی میائو نقش مردی عادی را ایفا میکند که زندگیاش در پی یک اتفاق تلخ از مسیر معمول خارج میشود. او با کمک ناوین، خبرنگاری با بازی جو تسلیم، وارد جنگی بیرحمانه برای نجات دختر ربودهشدهاش میشود؛ نبردی که او را در برابر شبکهای گسترده از مجرمان قرار میدهد. در کنار این دو بازیگر، چهرههایی مانند برایان لی، جویی ایواناگا، یایان روحیان و جیا جین نیز در فیلم حضور دارند و به بخشهای اکشن و مبارزات تنوع بیشتری میبخشند.
بیشتر بخوانید:
نقد فیلم خشمگین

واکنشهای اولیه به فیلم نشان میدهد که خشمگین توانسته در بخش طراحی مبارزات، ریتم داستانی و اجرای صحنههای اکشن عملکردی تحسینبرانگیز داشته باشد. در وبسایت راتن تومیتوز، ۹۸ درصد از ۱۴۰ نقد فیلم The Furious مثبت بوده و میانگین امتیاز آن به ۸.۴ از ۱۰ رسیده است. جمعبندی منتقدان این وبسایت، فیلم را نمایشی بیوقفه و خونین توصیف میکند که با طراحی خلاقانه مبارزات رزمی و کارگردانی کنجی تانگاکی، یک تجربه اکشن پرشتاب و چشمگیر ارائه میدهد.
همچنین وبسایت متاکریتیک با استفاده از میانگین وزنی، امتیاز ۸۵ از ۱۰۰ را بر اساس ۲۰ نقد به فیلم اختصاص داده که نشاندهنده تحسین جهانی منتقدان است. علاوه بر این، تماشاگرانی که توسط CinemaScore مورد بررسی قرار گرفتند، به فیلم میانگین نمره «A» در مقیاس A+ تا F دادهاند؛ امتیازی که نشاندهنده استقبال بسیار مثبت مخاطبان از این اثر است.

هر نسل، چند فیلم اکشن دارد که قواعد این ژانر را بهطور کامل تغییر میدهند و به مخاطبان یادآوری میکنند که چرا در وهله اول عاشق این سبک از سینما شدهاند. این فیلمها به دلیل اینکه از ریسک کردن نمیترسند، اثری ماندگار از خود به جا میگذارند.
نمونههای چنین آثاری را میتوان در انرژی خیرهکننده نئونوآرهای هنگکنگی دهه ۹۰، سکانسهای فراموشنشدنی فیلم Oldboy ساخته پارک چان-ووک و خشونت بیرحمانه یورش مشاهده کرد. حالا The Furious نیز با شایستگی در کنار این آثار قرار میگیرد.
کنجی تانگاکی، استاد باسابقه بدلکاری و کارگردان فیلم، با این اثر یادآوری میکند که سینمای اکشن هنوز هم توانایی تغییر، غافلگیر کردن و بازتعریف خودش را دارد. خشمگین اثری است که نشان میدهد حتی در ژانری که بارها مورد استفاده قرار گرفته، هنوز میتوان ایدههای تازهای ارائه کرد.
داستان فیلم درباره وانگ وی، یک مهاجر چینی لال و استاد هنرهای رزمی است که در شهری جنایتزده در جنوب شرق آسیا زندگی آرامی دارد. او بهعنوان تعمیرکار کار میکند و تمام زندگیاش را وقف دختر کوچکش، رینی (یانگ انیو)، کرده است؛ اما این آرامش زمانی که دخترش توسط یک شبکه قاچاق کودکان ربوده میشود از بین میرود.
وانگ که چیزی برای از دست دادن ندارد، وارد مسیری خشونتآمیز میشود تا دخترش را به هر قیمتی نجات دهد. در این مسیر، او با ناوین، یک خبرنگار تحقیقی، آشنا میشود که او نیز در حال تعقیب همان سازمان جنایتکار است؛ اما انگیزه ناوین فقط یک مأموریت کاری نیست. این مبارزه برای او کاملاً شخصی است. او به دنبال یافتن حقیقت درباره همسرش ماتیا، خبرنگاری شجاع که پس از افشای رازهای خطرناک این شبکه جنایتکار ناپدید شده، است.
دو مرد که هرکدام قربانی همین امپراتوری جنایت شدهاند، با وجود تفاوتهایشان مجبور میشوند متحد شوند تا سازمانی را نابود کنند که زندگی هر دوی آنها را نابود کرده است.

کنجی تانگاکی بهخوبی میداند که گاهی یک صحنه مبارزه میتواند بیشتر از چندین صفحه دیالوگ، احساس و داستان را منتقل کند. فیلم از همان ابتدا این موضوع را ثابت کرده و تقریباً تا پایان، سرعت خود را کاهش نمیدهد.
فیلمنامه که توسط مک تین شو، لی ژیلونگ، شام کوان سین و فرانک هوی نوشته شده، عمداً ساده نگه داشته شده است. هدف فیلم پیچیده کردن داستان نیست وفراهم کردن بستری برای نمایش اکشن چیزی است که ما با آن مواجهه میشویم.
داستان در مکانی نامشخص در جنوب شرق آسیا اتفاق میافتد و فیلمبرداری در خیابانهای شلوغ تایلند انجام شده است. این انتخاب باعث شده فیلم فضایی چندزبانه داشته باشد. تانگاکی همچنین بهخوبی از محیطهای مختلف استفاده میکند و مکانهای عادی را به میدانهای نبردی خلاقانه تبدیل میسازد. مبارزات فیلم کاملاً قابل دنبال کردن هستند، هر ضربه وزن و تأثیر خودش را دارد و مهمتر از همه، مخاطب همیشه فرصت دیدن مهارت واقعی بازیگران و بدلکاران را پیدا میکند.

شی میائو یکی از بهترین بازیهای دوران کاری خود را ارائه میدهد. این بازیگر که در کودکی با حضور در کنار جت لی در فیلمهای پدر من یک قهرمان است و افسانه جدید شائولین شناخته شد، در اینجا تقریباً بدون استفاده از دیالوگ، تنها با چهره و حرکات بدن، داستان وانگ وی را روایت میکند.
نکته مهم این است که او شخصیت خود را به یک قهرمان اکشن شکستناپذیر تبدیل نمیکند. وانگ وی یک ماشین مبارزه نیست؛ او پدری ترسیده و درمانده است که تنها به دلیل عشق به دخترش به مبارزه ادامه میدهد. قدرت او از مهارت رزمی نمیآید، بلکه از ناامیدی و غریزه محافظت سرچشمه میگیرد.
جو تسلیم نیز انرژی متفاوتی به فیلم اضافه میکند. حضور او باعث ایجاد تعادل احساسی در اثری میشود که تقریباً هیچوقت فرصت توقف ندارد. سبک مبارزه او نیز نسبت به گذشته تغییر کرده است.
یانگ انیو نیز بهتدریج به مرکز احساسی فیلم تبدیل میشود. او در نقش رینی، رابطهای گرم و باورپذیر با پدرش ایجاد میکند و همزمان تواناییهای خود در هنرهای رزمی را نیز نشان میدهد. یکی از سکانسهای او بهخوبی اعتمادبهنفس و حضور قدرتمندش مقابل دوربین را نشان میدهد.

بزرگترین موفقیت خشمگین در طراحی صحنههای مبارزه آن است. کنجی تانگاکی و کنسوکه سونومورا دائماً راههای جدیدی برای هیجانانگیز نگه داشتن اکشن پیدا میکنند. هیچ دو مبارزهای شبیه به هم نیستند. شخصیتها از هر چیزی در محیط استفاده میکنند. آنها از دیوارها بالا میروند، از موانع عبور و تمام فضا را به زمین بازی بزرگی برای آشوب تبدیل میکنند.
سکانس کارخانه یخ یکی از برجستهترین لحظات فیلم است. پایان فیلم در اداره پلیس نیز به همان اندازه قدرتمند طراحی شده و احتمالاً باعث تشویق تماشاگران خواهد شد. وانگ و ناوین همهچیز را به سلاح تبدیل میکنند. این صحنهها گاهی اغراقآمیز و حتی غیرمنطقی به نظر میرسند، اما همیشه سرگرمکننده نیز باقی میمانند. مهمتر از همه، فیلم ثابت میکند که هنوز فضای زیادی برای تکامل سینمای اکشن وجود دارد.

The Furious هرگز وانمود نمیکند که یک فیلم کاملاً داستانمحور است. اولویت اصلی آن ارائه یک مبارزه بزرگ پس از مبارزهای دیگر است و در این زمینه نیز تا حد زیادی موفق عمل میکند.
با این حال، برخی دیالوگها کمی مصنوعی به نظر میرسند و بعضی لحظات احساسی آنطور که باید تأثیرگذار نیستند. تصمیم فیلم برای دوبله انگلیسی برخی شخصیتها و حفظ زبان اصلی برخی دیگر نیز کمی باعث حواسپرتی میشود. شاید بهترین انتخاب این بود که فیلم کاملاً به زبانهای اصلی شخصیتها وفادار میماند و تنها از زیرنویس استفاده میکرد.
داستانگویی بزرگترین نقطه قوت فیلم نیست. بیشتر زمان فیلم صرف صحنههای اکشن میشود و این مسئله به خودی خود مشکلی ندارد، اما با توجه به مدت زمان کمتر از دو ساعت، فیلمنامهای قویتر، شخصیتپردازی عمیقتر و موسیقی ماندگارتر میتوانستند وزن احساسی فیلم را افزایش دهند.
نتیجهگیری و امتیازدهی

خشمگین فیلمی نیست که بخواهد داستانی پیچیده یا فلسفی تعریف کند و هدف آن ارائه یکی از پرانرژیترین تجربههای اکشن سال است. اگرچه فیلمنامه میتوانست شخصیتها و لحظات احساسی را بهتر پرداخت کند، اما بهعنوان یک فیلم اکشن، اثری بسیار رضایتبخش است.
با کنار گذاشتن ضعفهای روایی، آنچه باقی میماند نمایشی خیرهکننده از طراحی بدلکاری، مبارزات خلاقانه و عشق به سینمای اکشن است؛ فیلمی که یادآوری میکند چرا این ژانر هنوز هم میتواند مخاطب را شگفتزده کند. The Furious شاید داستانی انقلابی نداشته باشد، اما در چیزی که اهمیت دارد، یعنی خلق هیجان ناب و فراموشنشدنی، کاملاً موفق است.
وبسایت فیگار به این فیلم نمره 7 از 10 را میدهد.
بیشتر بخوانید:
- نقد قسمت سوم فصل سوم سریال خاندان اژدها
- نقد و بررسی فیلم وسواس (Obsession)
- نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال خاندان اژدها
- نقد فصل چهارم سریال از جانب (From)
- نقد و بررسی فیلم فشار (Pressure)
نظر شما دربارهی این فیلم سینمایی اکشن چه بود؟ آیا این اثر را مشاهده کردهاید و آن را دوست داشتید؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.
