این مطلب به بررسی نقد فیلم وسواس میپردازد و داستان، ساختار تولید و مسیر شکلگیری این اثر ترسناک ماورایی را تحلیل میکند.
فیلم Obsession محصول ۲۰۲۵ آمریکا، یک اثر ترسناک ماورایی است که نویسندگی، کارگردانی و تدوین آن را کوری بارکر بر عهده داشته است. این فیلم داستان مردی به نام بیِر (مایکل جانسون) را روایت میکند؛ کارمند یک فروشگاه موسیقی که در پی خرید یک اسباببازی ماورایی، به شکلی ناخواسته آرزویی هولناک را محقق میکند؛ اما این خواسته ساده، به زنجیرهای از پیامدهای وحشتناک و غیرقابل کنترل منتهی میشود که مرز میان عشق، وسواس و جنون را درهم میشکند.
در کنار جانسون و ناوارته، بازیگرانی همچون کوپر تاملینسون، میگان لاولس و اندی ریکتر نیز در نقشهای مکمل حضور دارند و به جهان محدود اما پرتنش فیلم عمق بیشتری میبخشند.
بیشتر بخوانید:
نقد فیلم وسواس

در وبسایت تجمیع نقد راتن تومیتوز 94% از ۲۸۲ نقد فیلم Obsession منتقدان نسبت به فیلم مثبت ارزیابی شدهاند و میانگین امتیاز آنها ۸.۱ از ۱۰ است. جمعبندی این وبسایت درباره فیلم چنین میگوید:
Obsession با برداشتی چندشآور و اولیه، آن را به شکلی زیرکانه و فریبنده به نتیجهای عامهپسند تبدیل میکند.

کری بارکر پیش از ورود به سینمای بلند، بیشتر به عنوان یک کمدین در یوتیوب شناخته میشد. او در سال ۲۰۲۳ با انتشار فیلم کوتاه ترسناک The Chair در کانال شخصیاش توجهها را به خود جلب کرد؛ اثری که زمینهساز همکاری او با تهیهکننده جیمز هریس شد. همین همکاری باعث شد پیشنهاد ساخت یک فیلم بلند به او داده شود. فیلم در اکتبر ۲۰۲۴ در لسآنجلس و با بودجهای حدود ۷۵۰ هزار دلار فیلمبرداری شد.
این اثر دومین فیلم بلند بارکر پس از Milk & Serial (۲۰۲۴) محسوب میشود و همچنین نخستین تجربه او در اکران سینمایی گسترده است؛ نقطه عطفی در مسیر حرفهای فیلمسازی که او را از فضای اینترنتی به سینمای جریان اصلی نزدیکتر میکند.

فیلم وسواس از آن دسته آثاری است که در سکوت و بیادعایی آغاز میشود اما در پایان، همچون رخدادی روانی و اخلاقی در ذهن مخاطب رسوب میکند. این اثر فیلمی است که در نگاه نخست میتواند در قالب یک مهیجِ ترسناک مستقل با بودجهای محدود طبقهبندی شود، اما در لایههای ژرفتر خود به تأملی تاریک درباره میل انسانی، فروپاشی اخلاق و لغزش آگاهی در مواجهه با خواستنهای مهارناپذیر بدل میشود. فیلم در مرز میان وسوسه و انحطاط حرکت میکند و هرچه پیشتر میرود، بیش از پیش از منطق ساده روایت فاصله میگیرد و به قلمرو تجربهای روانی و فلسفی نزدیک میشود.
هسته مرکزی فیلم بر ایدهای ساده اما هولناک استوار است. شیئی جادویی که وعده تحقق یک آرزو را میدهد و همین وعده، نقطه آغاز انهدامی تدریجی در جهان شخصیتها میشود. فیلم از این ایده به عنوان یک عنصر فانتزی صرف و مثابه استعارهای از میل انسانی استفاده میکند.
میلی که در ظاهر معصومانه بهشمار میآید در ذات خود، توان دگرگون کردن واقعیت و ویران ساختن بنیانهای اخلاقی را دارد. فیلم وسواس از همان ابتدا مخاطب را در موقعیتی قرار میدهد که در آن، خواستن دیگر کنشی بیخطر نیست، بلکه نیرویی است که میتواند هستی را دگرگون سازد.

در مرکز این فروپاشی، شخصیت بییر با بازی مایکل جانستون قرار دارد. او انسانی در ظاهر معمولی، اما در باطن درگیر نوعی کشمکش خاموش میان اخلاق و تمنا است. فیلم او را همزمان در جایگاه قهرمان و ضدقهرمان تثبیت میکند و همچنین او را به شکل موجودی معلق میان انتخاب و سقوط ترسیم نشان میدهد.
تصمیم او برای استفاده از نیروی شیء جادویی، آغاز زنجیرهای از پیامدهایی است که نه تنها جهان پیرامون، بلکه ساختار درونی خودش او را نیز متلاشی میسازد. جانستون این فروپاشی را با نوعی سکون تلخ و تدریجی اجرا میکند که در آن، انفعال بیش از کنش، حامل معنا میشود.
در سوی دیگر روایت، نیکی با بازی ایندی ناوارته قرار دارد. او شخصیتی است که به تدریج از یک حضور انسانی قابل درک، به تجلی هراس تبدیل میشود. بازی ناوارته در این نقش، واجد نوعی کیفیت ناآرام و لغزان است که مرز میان انسان بودن و غیرانسان بودن را مخدوش میسازد.
او در لحظاتی چنان طبیعی و آسیبپذیر ظاهر میشود که همدلی مخاطب را برمیانگیزد و در لحظاتی دیگر، چنان از منطق رفتاری فاصله میگیرد که به موجودی ناشناخته و تهدیدآمیز بدل میشود. این دوگانگی، هسته اضطرابآفرین فیلم را شکل میدهد و شخصیت نیکی را به یکی از ماندگارترین تصاویر هراس در سینمای معاصر بدل میسازد.
بهترین فیلمهای ترسناک قرن 21 با شخصیتهای نمادین

فیلم در پرداخت خشونت، رویکردی صریح و بیپرده اتخاذ میکند. خشونت در Obsession صرفاً ابزار شوک نیست، زبان بیان سقوط تدریجی معنا هم محسوب میشود. صحنههای آسیب جسمی و فروپاشی بدنی، در امتداد فروپاشی روانی شخصیتها قرار میگیرند و میان این دو، پیوندی ناگسستنی برقرار میشود.
تماشای این لحظات، هم تجربهای بصری محسوب میشوند و هم نوعی مواجهه جسمانی با اضطراب و انزجار هستند. فیلم با آگاهی کامل از این تأثیر، از نمایش جزئیات پرهیز نمیکند و در عوض، مخاطب را در مواجهه مستقیم با پیامدهای میل رهاشده قرار میدهد.
در کنار این خشونت، طنزی تلخ و گاه ناآرام نیز در ساختار فیلم جریان دارد. این طنز برای تخفیف تنش نیست و برای تعمیق شکاف میان امر عادی و امر هولناک به کار میرود. فیلم در لحظاتی به گونهای رفتار میکند که انگار جهانِ در حال فروپاشی، همچنان میتواند حامل موقعیتهای مضحک و انسانی باشد. این همزیستی متناقض میان خنده و هراس، اثر را به سطحی پیچیدهتر از یک روایت صرفاً ترسناک ارتقا میدهد و آن را به مطالعهای درباره بیثباتی تجربه انسانی نزدیک میسازد.

از منظر ساختاری، فیلم وسواس بر یک الگوی ساده اما مؤثر بنا شده است. ایده تحقق آرزو، در اینجا به عنوان موهبتی جادویی نشان داده نمیشود و بیشتر شبیه به مکانیسمی برای آشکارسازی تاریکترین لایههای روان انسان عمل میکند. فیلم به جای آنکه منشأ بیرونی شر را برجسته کند، آن را در درون میل انسانی جستوجو میکند. در این جهان، شیء جادویی تنها واسطهای است برای آشکار شدن آنچه همواره در درون شخصیتها وجود داشته است.
در این میان، رابطه میان بییر و نیکی به تدریج از یک پیوند عاطفی به ساختاری پیچیده از وابستگی، کنترل و فروپاشی بدل میشود. فیلم این رابطه را در قالبی تدریجی و غیرخطی ترسیم میکند و نشان میدهد که چگونه عشق، در غیاب تعادل اخلاقی و آگاهی، میتواند به شکلی از سلطه و انهدام متقابل تبدیل شود. این تحول حاصل انباشتی از انتخابهای کوچک و لحظات نادیده گرفته شده است که در نهایت به نقطه انفجار میرسند.
از منظر زیباییشناختی، فیلم با وجود محدودیتهای تولید، واجد انسجامی قابل توجه در طراحی بصری و صوتی است. استفاده از نورهای سرد، فضاهای خالی و رنگهای کمجان، جهانی را خلق میکند که در آن حیات عاطفی به تدریج رنگ میبازد. طراحی صوتی نیز با ایجاد لایههایی از صداهای ناآرام و ناهنجار، به تقویت حس اضطراب کمک میکند و تجربه تماشای فیلم را به سطحی فراگیر و احاطهکننده میرساند.
نتیجهگیری و امتیازدهی

در نهایت، وسواس را میتوان به عنوان روایتی درباره شکست مرزهای اخلاقی در مواجهه با میل بیپایان درک کرد. فیلم نشان میدهد که چگونه خواستن در غیاب محدودیت و آگاهی، میتواند به نیرویی ویرانگر بدل شود که هم دیگری و هم خود فرد را نیز در بر بگیرد. آنچه در پایان باقی میماند، یک نتیجهگیری روشن و بلکه احساسی از ناآرامی مداوم است؛ احساسی که تا مدتها پس از پایان فیلم در ذهن مخاطب ادامه مییابد و او را وادار به بازاندیشی در ماهیت میل و مسئولیت انسانی میکند.
وبسایت فیگار به این فیلم نمره 9 از 10 را میدهد.
بیشتر بخوانید:
- نقد و بررسی قسمت دوم فصل سوم سریال خاندان اژدها
- نقد فصل چهارم سریال از جانب (From)
- نقد و بررسی قسمت اول فصل سوم خاندان اژدها
- نقد و بررسی فیلم فشار (Pressure)
- نقد و بررسی سریال خلیج بیوهها (Widow’s Bay)
نظر شما دربارهی فیلم Obsession چه بود؟ آیا شما از این فیلم ترستناک راز آلود راضی بودید؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.
