تبلیغات در فیگار

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها ؛ وستروس در مسیر تاریک‌تر شدن

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها برای اپیزودی شخصیت‌محور که با تمرکز بر لرد اورموند هایتاور، پیچیدگی سیاست، جنگ و جاه‌طلبی وستروس را آشکار می‌کند است.

یکی از تحسین‌برانگیزترین ویژگی‌های جهان جرج آر. آر. مارتین در مجموعه ترانه یخ و آتش این است که تقریباً هیچ شخصیتی، حتی کوچک‌ترین مهره‌های داستان، آن‌قدر ساده و بی‌اهمیت نیست که نتواند قهرمان یک روایت فانتزی مستقل باشد.

نمونه‌ای که همیشه برای نشان دادن این ویژگی به آن اشاره می‌شود، لرد برریک دونداریون معروف به لرد آذرخش در سریال بازی تاج‌وتخت است. او در ابتدا تنها یک شخصیت سیاسی حاشیه‌ای از یکی از خاندان‌های کم‌اهمیت سرزمین‌های طوفان معرفی می‌شود؛ مردی که مأموریت پیدا می‌کند گرگور کلگین ملقب به «کوه سوارکار» را که هیولایی هشت‌فوتی و بی‌رحم است، پیدا کرده و به قتل برساند.

بیشتر بخوانید:

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها
نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها

در قسمت چهارم فصل سوم House of the Dragon، این روایت بزرگ بالاخره به سراغ لرد اورموند هایتاور با بازی جیمز نورتون می‌آید. برخلاف قسمت قبلی که تقریباً به‌طور کامل از زاویه دید ملکه رینیرا تارگرین روایت می‌شد، این قسمت تنها درباره یک شخصیت نیست. در طول اپیزود، ما هم‌زمان ماجراهای مختلفی را دنبال می‌کنیم که از دردسرهای لاریس استرانگ و اگان دوم در سرزمین‌های تاج‌گذاری گرفته تا ماجراجویی‌های دیمون تارگرین در ویل و مشکلات کریستون کول و گواین هایتاور در سرزمین‌های رودخانه‌ای را شامل می‌شود.

اما نقطه آغاز و پایان داستان، اورموند هایتاور است؛ شخصیتی که در همین یک قسمت خود را به یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین چهره‌های سریال تبدیل می‌کند.

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها
نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها

داستان قسمت در روستای کوچک تامبلتون در ریچ، جایی که اورموند، ارباب اولدتاون، در حمام خانه خاندان فوتلی مشغول استراحت است آغاز می‌شود. وقتی لیدی فوتلی از اینکه او مانند صاحب خانه رفتار می‌کند شکایت می‌کند، اورموند بدون هیچ خجالتی از جای خود بلند می‌شود و با غروری آشکار می‌گوید:

هدف من بازگرداندن خاندان برحق به تخت آهنین است.

در نگاه اول، این جمله مانند همان شعارهای معمول اشراف وستروس به نظر می‌رسد؛ اما تفاوت بزرگ اینجاست که اورموند حقیقت را کامل نمی‌گوید. در پایان قسمت مشخص می‌شود که هدف او تنها بازگرداندن خاندان تارگرین به قدرت نیست، بلکه او قصد دارد شاخه‌ای خاص از این خاندان را روی تخت آهنین بنشاند.

نقشه او درباره پسری با موهای نقره‌ای رنگ‌شده، تنها یک حرکت دفاعی برای جلوگیری از پیروزی سیاه‌ها نبود، بلکه بخشی از برنامه‌ای بزرگ‌تر برای ساختن آینده‌ای است که در آن یک پادشاه هایتاور-تارگرین بر وستروس حکومت کند و نکته مهم این است که چنین چیزی هرگز پیش از این اتفاق نیفتاده است. وستروس پادشاهان تارگرین زیادی داشته، اما هیچ‌گاه پادشاهی نداشته که تحت نفوذ مستقیم خاندان هایتاور و شخص اورموند رشد کرده باشد.

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها
نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها

همان‌طور که گرندمستر اورویل بعدها به رینیرا می‌گوید، احتمالاً اورموند اولدتاون را مانند یک پادشاهی مستقل اداره می‌کرده است. این موضوع همچنین توضیح می‌دهد چرا نامه‌های اتو هایتاور به اولدتاون بی‌پاسخ مانده بود و چرا در فصل گذشته تصویری کوتاه از زندانی بودن او میان نیروهای هایتاور دیدیم.

این ویژگی‌ها مستقیماً در کتاب آتش و خون نوشته مارتین وجود ندارند، اما مانند شخصیت‌پردازی فوق‌العاده پدی کانسیداین از شاه ویسریس، سازندگان سریال توانسته‌اند از میان خطوط تاریخی خشک کتاب، انسانی واقعی خلق کنند و اورموند مردی است که هم‌زمان می‌تواند یک رهبر منطقی، یک پدر جایگزین برای دیرون و فردی پر از خشم و غرور باشد.

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها
نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها

یکی از نقاط قوت مهم این قسمت، نشان دادن جنگ داخلی از زاویه دید مردم عادی است. در وستروس معمولاً جنگ‌ها از نگاه پادشاهان، اژدهایان و خاندان‌های بزرگ دیده می‌شوند؛ اما در تامبلتون، مخاطب می‌بیند که مردم عادی چگونه قربانی بازی قدرت اشراف می‌شوند.

اهالی شهر مجبورند سربازان هایتاور را در خانه‌های خود اسکان دهند و مانند همیشه، حضور ارتش در میان مردم به خشونت و سوءاستفاده منجر می‌شود. وقتی یکی از سربازان مرتکب تجاوز می‌شود، واکنش اورموند جالب است. او به دیرون می‌گوید:

در برخورد با کسانی که پایین‌تر از تو هستند، باید عادل اما سختگیر باشی.

اما راه‌حل او، یعنی اخته کردن یک سرباز، مشکل اصلی را حل نمی‌کند. او مجازات یک فرد را می‌بیند، اما ناتوان از درک سیستمی است که چنین خشونتی را ایجاد کرده است. این یکی از تم‌های تکرارشونده قسمت است که ناتوانی قدرتمندان در دیدن انسانیت کسانی که زیر دست آن‌ها قرار دارند، محسوب می‌شود.

همین موضوع در داستان اگان دوم و لاریس استرانگ نیز دیده می‌شود. لاریس که همیشه خودش را یک بازمانده و قربانی می‌دانسته، بهتر از هرکس می‌فهمد چگونه با افرادی برخورد کند که او را پایین‌تر از خود می‌بینند.

اما برای اگان، این تجربه کاملاً تازه است. مردی که همیشه خود را یکی از مهم‌ترین افراد دنیا تصور کرده، ناگهان مجبور می‌شود در میان مردم عادی پنهان شود. پادشاه اگان دوم، برای مدتی تبدیل به یک فرد بی‌اهمیت می‌شود؛ مردی که باید برای زنده ماندن حتی تحقیر شود و جایگاه واقعی خود را فراموش کند.

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها
نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها

در سوی دیگر، داستان رینیرا کمی آرام‌تر شده است. او تلاش می‌کند وعده خود به آلیسنت را حفظ کند، جسد اتو هایتاور را به اولدتاون بفرستد و شورای کوچک جدیدی تشکیل دهد؛ اما مشکلات اصلی همچنان باقی هستند.

اعتراض‌های مذهبی، نارضایتی مردم عادی و پیام‌های خیانت‌آمیزی که در شهر نوشته می‌شوند، نشان می‌دهند که حکومت رینیرا هنوز بسیار شکننده است.

همچنین داستان دیمون و رینا تارگرین همچنان یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های سریال باقی مانده است. تغییر بزرگ سریال در ترکیب داستان رینا و نتلز از نظر اقتصادی و روایی قابل درک است، اما اجرای آن هنوز مشکلاتی دارد.

بخش‌های مربوط به رینا در مقایسه با سایر خطوط داستانی، ریتم کندتر و پرداخت ضعیف‌تری دارند و حتی حضور دیمون در این بخش‌ها گاهی بیشتر به سمت طنز ناخواسته می‌رود.

نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها
نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال خاندان اژدها

قسمت چهارم فصل سوم خاندان اژدها یکی از شخصیت‌محورترین اپیزودهای سریال تاکنون است. این قسمت کمتر به نمایش اژدهایان و نبردهای عظیم اهمیت می‌دهد و بیشتر روی چیزی تمرکز می‌کند که جهان مارتین را جذاب کرده، یعنی انسان‌هایی با انگیزه‌ها، ترس‌ها و جاه‌طلبی‌های پیچیده است.

اورموند هایتاور در این قسمت ثابت می‌کند که یک شخصیت فرعی نیست؛ بلکه مردی است که رؤیاهای بزرگی برای آینده دارد، حتی اگر این رؤیاها با هزینه نابودی دیگران ساخته شوند.

اما همان چیزی که همه شخصیت‌های وستروس را به حرکت درمی‌آورد، یک حقیقت ساده است. در جهانی پر از انسان‌هایی که خود را قهرمان داستان می‌دانند، در نهایت تنها یک نفر می‌تواند پیروز شود.

بیشتر بخوانید:

نظر شما درباره‌ی نقد قسمت چهارم فصل سوم سریال House of the Dragon چیست؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.


نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *