تا چند سال پیش، هرچه یک محصول دکمههای بیشتر، امکانات متنوعتر و ظاهر پیچیدهتری داشت، پیشرفتهتر به نظر میرسید. اما امروز این نگاه تا حد زیادی تغییر کرده است. کاربران بیشتر از گذشته به سمت محصولاتی میروند که ساده، سریع و بدون نیاز به آموزش طولانی قابل استفاده باشند.
این تغییر فقط در دنیای تکنولوژی دیده نمیشود. از لوازم خانگی و ابزارهای شخصی گرفته تا اپلیکیشنها و محصولات روزمره، طراحی مینیمال و مفهوم Easy to Use به یکی از مهمترین معیارهای انتخاب تبدیل شده است. در بسیاری از موارد، کاربر دیگر نمیخواهد برای انجام یک کار ساده با منوهای پیچیده، تنظیمات متعدد یا دفترچه راهنما درگیر شود.
مینیمالیسم دیگر فقط یک سبک ظاهری نیست
وقتی درباره طراحی مینیمال صحبت میکنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن میرسد ظاهر ساده، رنگهای محدود و حذف جزئیات اضافی است. اما مینیمالیسم در طراحی محصول فقط به ظاهر مربوط نمیشود.
یک محصول مینیمال خوب باید بتواند پیچیدگی را از تجربه کاربر حذف کند. یعنی فرد بدون نیاز به فکر کردن زیاد، متوجه شود هر بخش چه کاری انجام میدهد و چگونه باید از محصول استفاده کند.
به همین دلیل بسیاری از برندها در سالهای اخیر تلاش کردهاند تعداد دکمهها، منوها و تنظیمات غیرضروری را کاهش دهند. هدف این است که کاربر سریعتر به نتیجه برسد و زمان کمتری صرف یادگیری نحوه استفاده از محصول کند.
Easy to Use؛ عبارتی که به مزیت رقابتی تبدیل شده است
امروزه «استفاده آسان» دیگر یک ویژگی جانبی نیست. برای بسیاری از کاربران، همین عامل میتواند تعیین کند که یک محصول خریداری شود یا نه.
فرض کنید دو دستگاه عملکرد تقریباً مشابهی دارند. یکی از آنها برای شروع نیاز به تنظیمات متعدد، اتصال به نرمافزار و مطالعه دفترچه راهنما دارد، اما دیگری تنها با چند مرحله ساده آماده استفاده میشود. در چنین شرایطی، بسیاری از کاربران گزینه دوم را انتخاب میکنند؛ حتی اگر امکانات کمتری داشته باشد.
این موضوع نشان میدهد که تجربه کاربری تا چه اندازه در تصمیم خرید اهمیت پیدا کرده است. محصولی که در استفاده روزانه اصطکاک کمتری ایجاد کند، معمولاً شانس بیشتری برای تبدیل شدن به بخشی از روتین کاربر دارد.
وقتی محصول بدون توضیح قابل استفاده است، طراحی کارش را درست انجام داده
یکی از معیارهای مهم طراحی خوب این است که کاربر بدون آموزش رسمی بتواند منطق محصول را درک کند.
در یک محصول خوشطراحی، محل دکمهها، شکل رابط کاربری و نحوه عملکرد اجزا باید تا حد ممکن قابل پیشبینی باشند. اگر کاربر برای انجام سادهترین کارها مجبور باشد مرتباً به راهنما مراجعه کند، احتمالاً طراحی بیش از حد پیچیده شده است.
نمونه این موضوع را میتوان در گوشیهای هوشمند، هدفونهای بیسیم، ساعتهای هوشمند و بسیاری از لوازم خانگی جدید مشاهده کرد. بسیاری از این محصولات بهجای ارائه دهها تنظیم مختلف، تلاش میکنند عملکردهای اصلی را در دسترستر کنند.
حذف امکانات همیشه به معنای ضعیفتر شدن محصول نیست
گاهی برندها برای سادهتر کردن یک محصول بخشی از امکانات آن را حذف میکنند. این کار در نگاه اول ممکن است محدودیت به نظر برسد، اما همیشه به معنای کاهش کیفیت نیست.
بعضی کاربران ترجیح میدهند محصولی داشته باشند که چند کار مشخص را بسیار خوب انجام دهد، نه وسیلهای که دهها قابلیت مختلف دارد اما استفاده از آن پیچیده است.
به همین دلیل در طراحی مدرن، تمرکز بیشتر روی عملکردهای اصلی و حذف امکانات کماستفاده دیده میشود. این رویکرد باعث میشود رابط کاربری سادهتر شود و کاربر سریعتر به نتیجه موردنظر برسد.
طراحی جمعوجور؛ نتیجه تغییر سبک زندگی کاربران
سبک زندگی شهری نیز در محبوبیت محصولات ساده نقش مهمی داشته است. بسیاری از افراد بخش قابل توجهی از روز را خارج از خانه سپری میکنند و وسایلی را ترجیح میدهند که فضای کمی اشغال کنند و حمل آنها آسان باشد.
هدفونهای کوچک، پاوربانکهای باریک، لپتاپهای سبک، بطریهای تاشو و ابزارهای چندکاره نمونههایی از این روند هستند.
در واقع، برای بسیاری از کاربران امروز سه ویژگی در کنار یکدیگر اهمیت پیدا کردهاند:
سادگی، قابلیت حمل و سرعت استفاده.
محصولی که بتواند این سه عامل را همزمان ارائه دهد، معمولاً راحتتر وارد زندگی روزمره کاربر میشود.
محصولات آمادهبهاستفاده چرا محبوب شدهاند؟
یکی دیگر از روندهای مرتبط با طراحی ساده، افزایش محبوبیت محصولات Ready to Use یا آمادهبهاستفاده است.
کاربران معمولاً ترجیح میدهند محصولی را از بستهبندی خارج کنند و تقریباً بلافاصله از آن استفاده کنند. هر مرحله اضافی، از نصب نرمافزار گرفته تا مونتاژ یا تنظیمات اولیه، میتواند بخشی از کاربران را منصرف کند.
این اتفاق در دستههای مختلف محصولات دیده میشود. حتی در برخی محصولات شخصی مخصوص مصرفکنندگان بزرگسال نیز طراحی به سمت کاهش تنظیمات و سادهتر شدن تجربه استفاده حرکت کرده است. برای مثال، پاد یکبار مصرف در دسته محصولاتی قرار میگیرد که ساختار آن بر آمادهبودن برای استفاده و حذف بخش زیادی از تنظیمات دستی متمرکز شده است.
البته سادگی استفاده بهتنهایی نباید معیار انتخاب باشد و در هر محصولی بررسی کیفیت، مشخصات و تناسب آن با نیاز فرد همچنان اهمیت دارد.
تفاوت طراحی ساده با طراحی بیش از حد ساده چیست؟
مینیمالیسم زمانی موفق است که پیچیدگی غیرضروری را حذف کند، نه اینکه امکانات ضروری را کنار بگذارد.
محصولی که بیش از حد ساده شده باشد ممکن است در ظاهر جذاب باشد اما در استفاده واقعی محدودیت ایجاد کند. برای مثال، حذف یک تنظیم مهم تنها برای کاهش تعداد دکمهها نمیتواند تصمیم طراحی خوبی باشد.
طراحی موفق باید میان سادگی و کاربرد تعادل ایجاد کند. کاربر باید بتواند بدون سردرگمی از محصول استفاده کند و در عین حال امکانات لازم برای انجام کار اصلی را در اختیار داشته باشد.
چرا برندها روی تجربه کاربری سرمایهگذاری بیشتری میکنند؟
در بازارهایی که محصولات از نظر مشخصات فنی به یکدیگر نزدیک شدهاند، تجربه کاربری میتواند تفاوت اصلی میان دو برند باشد.
امروزه کاربران تنها درباره قدرت، ظرفیت یا امکانات یک محصول صحبت نمیکنند. آنها درباره راحتی استفاده، کیفیت طراحی، سرعت انجام کار و حتی حس کار کردن با محصول نیز نظر میدهند.
همین موضوع باعث شده شرکتها منابع بیشتری برای طراحی رابط کاربری، بستهبندی، ارگونومی و سادهسازی فرایند استفاده اختصاص دهند.
یک محصول ممکن است روی کاغذ مشخصات فوقالعادهای داشته باشد، اما اگر تجربه استفاده از آن خستهکننده باشد، احتمال اینکه کاربر دوباره سراغ همان برند برود کمتر خواهد بود.
سادگی در آینده اهمیت بیشتری پیدا میکند
با افزایش تعداد ابزارهایی که در طول روز استفاده میکنیم، کاربران کمتر از گذشته تحمل پیچیدگی دارند. هر محصول جدید یک سیستم دیگر است که باید یاد گرفته شود و همین موضوع باعث شده طراحی ساده به یک مزیت جدی تبدیل شود.
احتمالاً در آینده محصولات بیشتری خواهیم دید که تنظیمات را بهصورت خودکار انجام میدهند، رفتار کاربر را تشخیص میدهند و تنها گزینههای موردنیاز را در لحظه نمایش میدهند.
در چنین شرایطی، بهترین طراحی لزوماً طراحیای نیست که بیشترین امکانات را به نمایش بگذارد؛ بلکه طراحیای است که باعث شود کاربر کمتر به خود محصول فکر کند و سریعتر به هدفش برسد.
جمعبندی
محبوبیت طراحی مینیمال و محصولات Easy to Use نتیجه تغییر اولویت کاربران است. افراد امروز بیشتر از گذشته به محصولاتی اهمیت میدهند که سریع یاد گرفته شوند، فضای کمی اشغال کنند و بدون تنظیمات پیچیده قابل استفاده باشند.
این تغییر باعث شده مفهوم «سادگی» از یک انتخاب زیباییشناختی به بخشی مهم از تجربه کاربری تبدیل شود. در نهایت، طراحی خوب زمانی موفق است که پیچیدگیهای فنی را در پشت صحنه نگه دارد و تجربهای ساده، قابل فهم و کاربردی در اختیار کاربر قرار دهد.
/
پایان رپورتاژ
