تبلیغات در فیگار

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل ؛ بررسی جزئیات مخفی اثر جدید دی‌سی

فیلم سوپرگرل سرشار از اشاره‌های مخفی، جزئیات کمیک‌بوکی و رازهایی است که در مقاله حقایق پنهان فیلم سوپرگرل به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

فیلم سوپرگرل منتشر شده و سرشار از جزئیات مخفی و ایستر اگ‌هایی است که برای طرفداران دقیق دنیای دی‌سی و کسانی که تاریخچه این شخصیت را می‌شناسند، جذابیت ویژه‌ای دارند. برخی از این اشاره‌ها بازسازی‌های وفادارانه‌ای از کمیک محبوب Supergirl: Woman of Tomorrow هستند، در حالی که برخی دیگر به دهه‌ها داستان‌پردازی درباره خانواده سوپرمن، کمیک‌های عصر نقره‌ای (Silver Age) و حتی آینده جهان سینمایی جدید دی‌سی (DCU) مرتبط می‌شوند.

فیلم سوپرگرل واکنش‌های متفاوتی از سوی منتقدان دریافت کرده است. تا این تاریخ، امتیاز فیلم در سایت Rotten Tomatoes حدود ۵۸ درصد ثبت شده و بسیاری از نقدها، بازی میلی آلکاک در نقش کارا زور-ال و عملکرد بازیگران را تحسین کرده‌اند. با این حال، برخی منتقدان نیز فیلمنامه‌ای معمولی، ضعف در روایت و اجرای ناهماهنگ را از نقاط ضعف فیلم دانسته‌اند.

بیشتر بخوانید:

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
حقایق پنهان فیلم سوپرگرل

از ارتباط‌های ظریف با داستان‌های کلاسیک سوپرگرل گرفته تا اشاره‌هایی به اسطوره‌های خانواده سوپرمن و مسیر آینده DCU، این فیلم تلاش کرده است دنیای گسترده‌تری را در پس داستان اصلی خود شکل دهد. در ادامه، به بررسی مهم‌ترین حقایق پنهان، ایستراگ‌ های فیلم سوپرگرل می‌پردازیم که نشان می‌دهند سوپرگرل بسیار بیشتر از یک ماجراجویی ساده فضایی است.

ارتباط خورشید سبز با اسطوره‌شناسی کمتر شناخته‌شده کریپتونی

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
حقایق پنهان فیلم سوپرگرل

بیشتر داستان‌های سوپرمن و خانواده او تنها به تأثیر خورشیدهای زرد، قرمز و آبی می‌پردازند، اما فیلم سوپرگرل با معرفی یک خورشید سبز، وارد بخش‌های عمیق‌تر و کمتر شناخته‌شده اسطوره‌شناسی دی‌سی می‌شود.

اگرچه در کمیک‌ها موارد نادری از حضور نور سبز خورشید دیده شده است، اما استفاده از آن در اینجا به این ایده کمک می‌کند که قدرت‌های کریپتونی‌ها نتیجه تابش‌های مختلف ستاره‌ای هستند، نه توانایی‌هایی ثابت و تغییرناپذیر.

این جزئیات کوچک اما قابل‌توجه، اشاره‌ای به علمی‌تر و پیچیده‌تر شدن منطق پشت قدرت‌های سوپرمن و اسطوره‌های کریپتونی دارد. خورشید سبز، در عمل، برای کریپتونی‌ها مانند کریپتونایت عمل می‌کند و باعث تضعیف آن‌ها می‌شود.

شهر آرگو نشان می‌دهد چرا کارا با سوپرمن تفاوت زیادی دارد

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
ایستراگ های فیلم Supergirl

بیشتر آثار مربوط به خانواده سوپرمن، از جمله کمیک‌ها، کارا را شخصیتی کاملاً متفاوت از پسرعموی بسیار خوش‌بین‌ترش نشان می‌دهند. فیلم Supergirl نیز از این قاعده پیروی می‌کند. داستان فیلم با نمایش شهر آرگو (Argo City) آغاز می‌شود؛ شهری که گذشته تاریک و تلخ آن، پایه احساسی شخصیت کارا را شکل می‌دهد.

کلارک کنت در کودکی روی زمین، زیر نور خورشید زرد و در محیطی سرشار از عشق و حمایت والدین ناتنی‌اش بزرگ شد. او همچنین تقریباً هیچ خاطره‌ای از سیاره کریپتون ندارد؛ اما کارا دوران شکل‌گیری شخصیت خود را در بخشی باقی‌مانده از کریپتون، یعنی شهر آرگو، سپری کرد. او نه‌تنها شاهد فروپاشی تمدن خود بود، بلکه نابودی دنیایش را با چشمان خودش دید.

این تفاوت بزرگ توضیح می‌دهد که چرا کارا برای سازگار شدن با زندگی روی زمین با مشکلات بیشتری روبه‌رو است. او اندوه و فقدانی را با خود حمل می‌کند که حتی سوپرمن، با تمام همدلی و درک عمیقش، هرگز نمی‌تواند به‌طور کامل آن را تجربه کند.

قتل الیاس نال توسط کرم

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
حقایق پنهان فیلم سوپرگرل

قتل الیاس نال (Elias Knoll)، پدر روثی، توسط کرم و همچنین مسموم کردن کریپتو، شباهت بسیار زیادی به اتفاقات ابتدایی کمیک Supergirl: Woman of Tomorrow دارد؛ حتی ترتیب رخدادها نیز تقریباً همان مسیر داستانی نسخه کمیک را دنبال می‌کند.

سازندگان فیلم تصمیم درستی گرفته‌اند که این بخش از داستان را تا حد زیادی بدون تغییر حفظ کنند، زیرا همین اتفاقات هستند که انگیزه اصلی روثی برای گرفتن انتقام را شکل می‌دهند و در کنار آن، غریزه محافظتی و حس مسئولیت کارا را به‌عنوان قهرمان داستان نشان می‌دهند.

کریپتو؛ سگ سوپرگرل به جای سوپرمن

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
حقایق پنهان فیلم سوپرگرل

خوانندگان کمیک معمولاً کریپتو (Krypto) را به‌عنوان سگ وفادار سوپرمن می‌شناسند، اما در دنیای سینمایی جدید دی‌سی (DCU)، این سگ کریپتونی به کارا تعلق دارد. برخلاف نسخه‌های سنتی که کریپتو همراه همیشگی کلارک کنت می‌شود، در فیلم مشخص می‌شود که او از ابتدا حیوان خانگی کارا بوده است.

این تغییر ظاهراً کوچک، اهمیت احساسی زیادی برای داستان دارد؛ زیرا کریپتو یکی از معدود یادگارهای باقی‌مانده از دوران کودکی کارا در کریپتون محسوب می‌شود. همین موضوع توضیح می‌دهد که چرا او تا این اندازه به حیوان خانگی خود وابسته است.

بنابراین، مسموم شدن کریپتو دیگر فقط یک اتفاق داستانی ساده نیست، بلکه ضربه‌ای عاطفی به کارا وارد می‌کند؛ چرا که او نه‌تنها در حال از دست دادن یک همراه، بلکه در حال از دست دادن یکی از آخرین پیوندهای خود با خانه و گذشته نابودشده‌اش است.

لباس‌ها و طراحی‌های وفادار به کمیک گروه راهزنان

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
حقایق پنهان فیلم Supergirl

فیلم به‌درستی در برابر وسوسه تبدیل کردن راهزنان (Brigands) به گروهی از مزدوران شرور با ظاهری کاملاً علمی‌تخیلی مقاومت می‌کند. بیشتر افراد کرم همچنان از طراحی‌های زره‌مانند و خشن بیلکیس اولی (Bilquis Evely) در کمیک الهام گرفته‌اند؛ طراحی‌هایی که ظاهری از جنگجویانی سرسخت به آن‌ها می‌دهد که در حاشیه‌های کهکشان زندگی می‌کنند.

با این حال، کرم (Krem) با بازی ماتیاس شوئنارتس (Matthias Schoenaerts) از دیگر اعضای گروه متمایز است. شوئنارتس همان حس تهدید و خطر آشنای این شخصیت را به نمایش می‌گذارد، اما طراحی ظاهری او فاصله زیادی با نسخه کمیک دارد.

در کمیک، کرم ظاهری عضلانی با موهای قرمز و ریش قرمز دارد؛ اما فیلم این ظاهر را با یک طراحی زرهی معمولی‌تر، شبیه جنگ‌سالاران دنیای مکس دیوانه (Mad Max)، جایگزین کرده است.

این تغییر همچنان باعث می‌شود شخصیت کرم قابل‌شناسایی باقی بماند، اما شاید از نظر بصری به اندازه نسخه کمیک خاص و منحصربه‌فرد نباشد؛ نسخه‌ای که یکی از چشمگیرترین طراحی‌های شخصیت در داستان Supergirl: Woman of Tomorrow به شمار می‌آید.

تی‌شرت بلوندی کارا

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
حقایق پنهان فیلم سوپرگرل

کارا در فیلم یک تی‌شرت از گروه بلوندی (Blondie)، یکی از گروه‌های شناخته‌شده سبک پانک راک، به تن دارد. این انتخاب صرفاً یک ارجاع ساده به فرهنگ عامه نیست، بلکه بازتابی از تغییرات شخصیتی است که تام کینگ در کمیک Supergirl: Woman of Tomorrow ایجاد کرد و سپس کریگ گیلسپی، کارگردان فیلم، و آنا نوگیرا، فیلمنامه‌نویس، آن را به نسخه سینمایی منتقل کردند.

این نسخه از سوپرگرل شخصیتی متفاوت از قهرمان همیشه خوش‌بین اقتباس‌های قدیمی دارد. کارا در این داستان بیش از حد الکل مصرف می‌کند، خیلی زود وارد درگیری می‌شود و رفتارهای تکانشی از خود نشان می‌دهد. او همچنین غم و اندوهی غیرقابل تصور را پشت طعنه‌ها، شوخی‌های تلخ و بی‌پروایی‌هایش پنهان می‌کند.

تی‌شرت بلوندی به شکلی ظریف نشان می‌دهد که مخاطبان با نسخه‌ای متفاوت از کارا روبه‌رو هستند؛ شخصیتی که بیشتر شبیه یک سرگردان پانک و سرکش در میان کهکشان است تا همان قهرمان ابدی و امیدوار نسخه‌های کلاسیک. این جزئیات کوچک، فاصله میان سوپرگرل جدید و تصویر سنتی او را به‌خوبی برجسته می‌کند.

حضور کوتاه سوپرمن مستقیماً به پایان فیلم سوپرمن مرتبط است

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
حقایق پنهان فیلم سوپرگرل

حضورهای کوتاه سوپرمن (دیوید کورنسوت) در فیلم، تنها برای ایجاد ارتباط میان دو اثر از دنیای سینمایی جدید دی‌سی (DCU) استفاده نشده‌اند، بلکه باعث شکل‌گیری پیوندی جذاب و یکپارچه میان این دو فیلم می‌شوند.

این حضورها مستقیماً ادامه صحنه پایانی فیلم سوپرمن (Superman 2025) هستند؛ جایی که کارا پس از اینکه کریپتو را برای مدتی نزد کلارک می‌گذارد، به قلعه تنهایی (Fortress of Solitude) بازمی‌گردد تا سگ کریپتونی خود را پس بگیرد.

این ارتباط همچنین نکته مهمی درباره خط زمانی داستان روشن می‌کند. ماجراجویی کارا همزمان با مسیر قهرمانی کلارک در جریان است. به عبارت دیگر، سوپرگرل و سوپرمن در دوره‌ای مشابه در حال تجربه کردن چالش‌های خود هستند و داستان‌های آن‌ها به‌صورت موازی در حال پیشرفت است.

روثی راوی داستان است؛ درست مانند کمیک تام کینگ

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
حقایق پنهان فیلم سوپرگرل

با وجود تفاوت‌های زیادی میان نسخه کمیک و فیلم، یکی از انتخاب‌های هوشمندانه در اقتباس سینمایی این است که روثی (Ruthye) همچنان به‌عنوان راوی داستان حفظ شده است؛ درست همان‌طور که در کمیک Supergirl: Woman of Tomorrow اثر تام کینگ این اتفاق رخ می‌دهد.

فیلم به جای اینکه کارا را مانند یک ابرقهرمان بی‌نقص نشان دهد که هرگز اشتباه نمی‌کند، شخصیت او را از نگاه روثی به تصویر می‌کشد؛ زنی که با شکست‌ها، زخم‌های روحی و تصمیم‌های دشوار روبه‌رو می‌شود، اما همچنان مهربانی خود را حفظ می‌کند و حاضر نیست از اصول اخلاقی‌اش عبور کند.

این روایت باعث می‌شود سوپرگرل شخصیتی انسانی‌تر و پیچیده‌تر پیدا کند. کارا به خاطر انتخاب‌ها و رفتارهایش دوباره معنای قهرمان بودن را پیدا می‌کند. او با کمک به دیگران و انجام کارهای فداکارانه، تعریف شخصی خودش از یک قهرمان را می‌سازد.

حضور روثی به‌عنوان راوی همچنین به داستان حال‌وهوایی شبیه افسانه‌های کلاسیک می‌دهد؛ چیزی که سوپرگرل را از یک داستان معمولی درباره آغاز یک ابرقهرمان جدا می‌کند و آن را به روایتی درباره فقدان، رشد شخصی و یافتن معنای واقعی قهرمانی تبدیل می‌سازد.

سرنوشت کرم تغییر کرده است

حقایق پنهان فیلم سوپرگرل
ایستراگ های سوپرگرل

پایان فیلم سوپرگرل برای کسانی که منبع اصلی داستان را خوانده‌اند، غافلگیرکننده بود. در کمیک، کارا پس از شکست دادن کرم (Krem) او را به منطقه فانتوم (Phantom Zone) می‌فرستد؛ زندانی در یک بُعد موازی در دنیای دی‌سی که برای نگهداری مجرمان خطرناک استفاده می‌شود.

این تصمیم در کمیک، پیام اصلی داستان را حفظ می‌کند که عدالت با انتقام تفاوت دارد. کارا با اینکه خشم و درد روثی را درک می‌کند، اجازه نمی‌دهد یک کودک که از غم و فقدان رنج می‌برد، دست به قتل بزند. او نشان می‌دهد که مجازات یک جنایتکار نباید به معنای تسلیم شدن در برابر میل به انتقام باشد.

در فیلم نیز کارا همین درس را به روثی منتقل می‌کند و مانع کشتن کرم توسط او می‌شود. اما سپس خودش تصمیم می‌گیرد جان کرم را بگیرد. با این تغییر، بار اخلاقی این تصمیم از دوش یک کودک داغ‌دیده برداشته می‌شود و بر دوش خود کارا قرار می‌گیرد.

این پایان، بسیار تاریک‌تر از نسخه کمیک است و نشان می‌دهد گاهی قهرمانی به معنای پذیرفتن لکه‌ای اخلاقی و تحمل عواقب یک تصمیم دشوار است تا فرد دیگری مجبور به تحمل آن نباشد.

این ایده یادآور تصمیم بتمن در پایان فیلم شوالیه تاریکی (The Dark Knight) ساخته کریستوفر نولان است؛ جایی که قهرمان داستان مسئولیتی سنگین را بر عهده می‌گیرد تا از دیگران محافظت کند. در هر دو روایت، قهرمان واقعی کسی نیست که همیشه در نگاه دیگران بی‌نقص باقی بماند، بلکه کسی است که حاضر است برای حفظ دیگران هزینه شخصی و اخلاقی بپردازد.

بیشتر بخوانید:

نظر شما درباره‌ی مطلب فیلم سوپرگرل چه بود؟ آیا این اثر را مشاهده کرده‌‍اید؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.


نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *