تبلیغات در فیگار

نقد و بررسی فیلم سوپرگرل (Supergirl) ؛ بازگشتی که بوی گذشته را می‌دهد

نقد فیلم سوپرگرل بررسی می‌کند که جدیدترین قهرمان دنیای DC چگونه با داستانی تازه، بازی میلی آلکاک و چالش‌های کهکشانی خود ظاهر می‌شود.

پس از بازسازی گسترده دنیای سینمایی DC، استودیو DC با معرفی قهرمانان تازه تلاش می‌کند مسیر جدیدی را برای آینده این جهان آغاز کند. در این میان، فیلم Supergirl یکی از نخستین پروژه‌های مهم این دوران تازه محسوب می‌شود. این اثر داستان کارا زور-ال، دختر عموی سوپرمن را به مرکز توجه می‌آورد و برخلاف نسخه‌های پیشین، قصد دارد تصویری متفاوت‌تر از این شخصیت محبوب ارائه دهد.

این فیلم به کارگردانی کریگ گیلسپی و نویسندگی آنا نوگوئیرا ساخته شده و دومین فیلم در دنیای سینمایی جدید DC یا DC Universe (DCU) به شمار می‌رود. در این فیلم، میلی الکاک نقش اصلی کارا زور-ال را ایفا می‌کند و بازیگرانی مانند ماتیاس شوئنارتز، ایو ریدلی، دیوید کرومهولتز، امیلی بیچم، دیوید کورنزوت و جیسون موموآ نیز در آن حضور دارند.

داستان فیلم درباره کارا است که پس از آسیب دیدن سگ محبوبش کریپتو، سفری در سراسر کهکشان آغاز می‌کند تا دشمنی را پیدا کند که مسئول این اتفاق بوده است.

بیشتر بخوانید:

نقد فیلم سوپرگرل

نقد فیلم سوپرگرل
نقد فیلم سوپرگرل

فیلم Supergirl پس از اکران با واکنش‌های متفاوتی از سوی منتقدان و مخاطبان روبه‌رو شد. در وب‌سایت راتن تومیتوز، از میان ۳۶۲ نقد فیلم Supergirl که منتشرشده، ۵۳ درصد نقدها مثبت بودند و فیلم میانگین امتیاز ۵.۵ از ۱۰ را دریافت کرد.

جمع‌بندی منتقدان این سایت اشاره می‌کند که میلی آلکاک انرژی و اعتمادبه‌نفس قابل توجهی به شخصیت کارا زور-ال بخشیده، اما فیلم در بخش داستانی همچنان گرفتار برخی کلیشه‌های آشنا در ژانر ابرقهرمانی است.

در سایت متاکریتیک نیز فیلم بر اساس ۵۶ نقد، امتیاز ۵۰ از ۱۰۰ را دریافت کرد که نشان‌دهنده واکنش‌های «متوسط یا ترکیبی» منتقدان است.

نقد فیلم سوپرگرل
نقد فیلم سوپرگرل

شاید زمان آن رسیده باشد که بالاخره درباره وضعیت فعلی سینمای ابرقهرمانی صادقانه صحبت کنیم. این بحث را می‌توان به دنیای Star Wars هم تعمیم داد، اما فعلاً بهتر است تمرکز را روی مشکلاتی بگذاریم که این روزها تقریباً تمام جهان‌های سینمایی اقتباس‌شده از کمیک را درگیر کرده‌اند.

اصطلاح «خستگی از فیلم‌های ابرقهرمانی» دیگر فقط یک تئوری نیست؛ اما Supergirl حقیقت مهم‌تری را آشکار می‌کند و آن هم این است که مخاطبان دیگر حاضر نیستند به یک فیلم صرفاً قابل قبول رضایت بدهند.

سال‌ها تولید بی‌وقفه آثار ابرقهرمانی و اولویت دادن به گسترش فرنچایزها به جای خلاقیت، باعث شده هر فیلم جدید بیشتر از قبل از آن چیزی فاصله بگیرد که زمانی عاشقش بودیم. حالا دیگر حضور شخصیت‌های محبوب روی پرده به‌تنهایی کافی نیست. مخاطب کیفیت می‌خواهد. فیلم Supergirl تقریباً در هیچ‌یک از جنبه‌های فیلمسازی این کیفیت را ارائه نمی‌دهد.

در بهترین حالت، Supergirl اقتباسی قابل‌تحمل از یک کتاب کمیک است. این فیلمی که صرفا از تماشاگر انتظار دارد صرفاً بابت ساخته شدنش قدردان باشد و درباره کیفیت آن سؤال نپرسد. مشکل اصلی فیلم هم دقیقاً همین است.

سینمای ابرقهرمانی که زمانی اوج سرگرمی هالیوود محسوب می‌شد، امروز قربانی موفقیت‌های گذشته خودش شده است. Supergirl نیز پر از کلیشه‌ها، الگوهای تکراری و شوخی‌هایی است که زیر سایه سبک آشنای جیمز گان قرار گرفته‌اند.

کریگ گیلسپی فیلمساز توانایی است، اما این فیلم به‌وضوح نشان می‌دهد که او نه شناخت عمیقی از شخصیت سوپرگرل و نه درک درستی از لحن آثار ابرقهرمانی مدرن دارد. او تلاش می‌کند فضای آثار جیمز گان را تقلید کند، اما هرگز نمی‌تواند میان شوخ‌طبعی، احساسات و اکشن تعادل برقرار کند.

در نتیجه، فیلم از همان ابتدا در ایجاد تنش و بار احساسی ناکام می‌ماند و هرچه جلوتر می‌رود، این ضعف بیشتر به چشم می‌آید.

نقد فیلم سوپرگرل
نقد فیلم سوپرگرل

داستان درباره کارا زور-ال با بازی میلی آلکاک است که برای جشن تولدش از سیاره‌ای با خورشید قرمز به سیاره‌ای دیگر سفر می‌کند؛ البته هدف واقعی او فرار از گذشته، غرق شدن در الکل و دوری از هرگونه قهرمان‌بازی است؛ درست برخلاف پسرعمویش، سوپرمن.

اما زمانی که دزد دریایی فضایی و قاچاقچی انسان به نام کرم خانواده‌ای را برای تصاحب سلاح‌هایشان قتل‌عام می‌کند، تنها بازمانده این حمله، دختری به نام روثی، تصمیم می‌گیرد برای انتقام گرفتن از قاتل خانواده‌اش کمک پیدا کند.

کارا ابتدا هیچ علاقه‌ای به همراهی با او ندارد، اما وقتی کرم سگ وفادارش، کریپتو را مسموم می‌کند و تنها پادزهر را نزد خود نگه می‌دارد، این دو ناچار می‌شوند برای متوقف کردن او با یکدیگر متحد شوند.

در میانه داستان نیز لوبو ظاهر می‌شود. حضور او بیشتر از آنکه ضرورتی داستانی داشته باشد، صرفاً برای جلب توجه مخاطبان طراحی شده است.

نقد فیلم سوپرگرل
نقد فیلم سوپرگرل

اگر قرار باشد تنها یک نقطه قوت واقعی برای Supergirl نام برد، بدون شک آن نقطه میلی آلکاک است. او تمام توان خود را برای جان بخشیدن به شخصیت کارا صرف کرده و اجرایی ارائه می‌دهد که بسیار بهتر از کیفیت خود فیلم است. بازی آلکاک پرانرژی، صمیمی، سرکش و کاملاً متعهد به شخصیت است. در واقع، اگر Supergirl تا پایان قابل تماشا باقی می‌ماند، دلیلش اجرای اوست، نه کیفیت فیلم.

به همین دلیل، اگر واکنش‌های منفی متوجه شخص آلکاک شود، کاملاً ناعادلانه خواهد بود؛ زیرا مشکل اصلی هرگز بازی او نیست، بلکه فیلمنامه و کارگردانی هستند.

نقد فیلم سوپرگرل
نقد فیلم سوپرگرل

یکی از عجیب‌ترین تصمیم‌های فیلم این است که مدام قدرت‌های سوپرگرل را محدود می‌کند. فیلمنامه تقریباً در تمام طول داستان به دنبال بهانه‌ای است تا کارا نتواند از توانایی‌هایش استفاده کند، انگار خود فیلم هم به شخصیت اصلی‌اش اعتماد ندارد.

بارها سوپرگرل کنار گذاشته می‌شود، قدرت‌هایش را از دست می‌دهد یا مجبور می‌شود نقش پرستار و محافظ شخصیت‌های دیگر را ایفا کند، در حالی که جذاب‌ترین ویژگی او دقیقاً همان قدرت و توانایی‌های خارق‌العاده‌اش است.

در پرده سوم این مشکل به اوج می‌رسد. جایی که کارا قدرت‌هایش را بازمی‌یابد، چند لحظه بعد دوباره آن‌ها را از دست می‌دهد، سپس با بازگشتی قهرمانانه دوباره قدرتمند می‌شود و تنها چند ثانیه بعد بار دیگر همه چیز را از دست می‌دهد.

بخش بزرگی از فیلم بر پایه اتفاقاتی پیش می‌رود که صرفاً برای جلو بردن داستان طراحی شده‌اند.  فیلم بارها تلاش می‌کند خود را اثری تاریک‌تر از فیلم‌های معمول ابرقهرمانی نشان دهد، اما هرگز حاضر نیست واقعاً وارد جنبه‌های تاریک داستان شود. به همین دلیل، رشد شخصیتی کارا ناقص باقی می‌ماند و سفر قهرمانانه او هیچ تأثیر احساسی عمیقی ایجاد نمی‌کند.

نقد فیلم سوپرگرل
نقد فیلم سوپرگرل

شخصیت کرم نیز یکی از ضعیف‌ترین بخش‌های فیلم است. با وجود اینکه فیلم او را قاچاقچی انسان، قاتل و جنایتکاری خطرناک معرفی می‌کند، شخصیتش آن‌قدر سطحی نوشته شده که هیچ‌گاه تهدیدی واقعی به نظر نمی‌رسد.

انگیزه‌های او تقریباً وجود ندارند و فیلم حتی فراموش می‌کند نشان دهد چرا باید از او متنفر باشیم. در مقابل، بازی اغراق‌آمیز ماتیاس خونارتس نیز بیشتر به فیلم دیگری تعلق دارد.

یکی دیگر از مشکلات فیلم، استفاده از شخصیت کودک به‌عنوان موتور محرک داستان است. هرچند این بخش مستقیماً از کمیک اقتباس شده، اما باز هم احساس می‌شود فیلم از یکی از قدیمی‌ترین کلیشه‌های هالیوود استفاده کرده است. اینکه قهرمان فقط زمانی می‌تواند به انسان بهتری تبدیل شود که مجبور باشد از یک کودک مراقبت کند.

حضور کوتاه دیوید کورنسوت در نقش سوپرمن نیز یکی دیگر از نکات منفی فیلم است و این حضور بسیار محدود باقی می‌ماند و انگار صرفا تبلیغی برای فیلم بوده است.

با وجود تمام مشکلات، فیلم کاملاً بدون نقطه قوت نیست. طراحی موجودات فضایی و نژادهای بیگانه با دقت و خلاقیت قابل توجهی انجام شده و از معدود بخش‌هایی است که حس ماجراجویی علمی‌تخیلی را زنده نگه می‌دارد.

جیسون موموآ نیز هرچند حضور کوتاهی در نقش لوبو دارد، اما تقریباً تمام صحنه‌های خود را می‌دزدد و کاریزمای همیشگی‌اش را به نمایش می‌گذارد.

نتیجه‌گیری و امنیازدهی

نقد فیلم سوپرگرل
نقد فیلم سوپرگرل

در نهایت، Supergirl تقریباً در تمام بخش‌های مهم ناامیدکننده ظاهر می‌شود. فیلمنامه بیشتر شبیه پیش‌نویس اولیه‌ای است که هرگز بازنویسی نشده است، جلوه‌های بصری کیفیتی پایین‌تر از انتظار دارند، نورپردازی بیش از حد بی‌روح است، تدوین ریتم منسجمی ندارد و صحنه‌های اکشن نیز فاقد هیجان و خلاقیت لازم هستند.

حتی در مبارزه‌ها، دوربین مدام اطراف شخصیت‌ها می‌چرخد و اجازه نمی‌دهد مخاطب به‌درستی درگیر اتفاقات شود.

در میان تمام این ضعف‌ها، تنها بازی درخشان میلی آلکاک، طراحی برخی موجودات فضایی و حضور کوتاه لوبو باعث می‌شوند فیلم تا پایان قابل تماشا باقی بماند. اما این نقاط قوت هرگز نمی‌توانند اثری را نجات دهند که در مهم‌ترین بخش خود، یعنی روایت داستانی جذاب برای معرفی یکی از محبوب‌ترین قهرمانان DC، ناکام مانده است.

وب‌سایت فیگار به این فیلم نمره 4 از 10 را می‌دهد.

نظر شما درباره‌ی فیلم سوپرگرل چه بود؟ آیا این اثر را مشاهده کرده‌اید؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.


نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *