نقد انیمیشن داستان اسباب بازی ها 5 نشان میدهد پیکسار چگونه با ورود فناوری و صفحهنمایش، تلاش میکند داستانی تازه برای اسباببازیهای محبوبش روایت کند.
داستان اسباببازیها ۵ (Toy Story 5) یک انیمیشن کمدی و درام آمریکایی محصول سال ۲۰۲۶ است که توسط استودیوی پیکسار برای والت دیزنی پیکچرز تولید شده است. این فیلم به کارگردانی اندرو استنتون و با فیلمنامهای نوشته استنتون و کنا هریس ساخته شده و پنجمین قسمت اصلی مجموعه محبوب داستان اسباببازیها و دنبالهای بر Toy Story 4 محصول ۲۰۱۹ به شمار میرود.
در این قسمت، صداپیشگانی همچون تام هنکس، تیم آلن و جون کیوسک بار دیگر به نقشهای خود بازگشتهاند و بازیگرانی از جمله کانن اوبراین، اسکارلت اسپیرز، گرتا لی، شلبی ربارا، مایکل-میشل هریس و کریگ رابینسون نیز به جمع صداپیشگان اضافه شدهاند.
داستان فیلم دو سال پس از وقایع قسمت چهارم اتفاق میافتد و این بار جسی در کنار وودی، باز لایتیر و دیگر اسباببازیها با تهدیدی متفاوت روبهرو میشود.
بیشتر بخوانید:
نقد انیمیشن داستان اسباب بازی ها 5

در وبسایت راتن تومیتوز، نقد انیمیشن Toy Story 5 بر اساس ۳۲۲ نقد، امتیاز تأیید ۹۳ درصد و میانگین امتیاز ۷.۸ از ۱۰ را به دست آورده است. اجماع منتقدان این وبسایت نیز معتقد است که داستان اسباببازیها ۵ با پرداختن به دوران استفاده بیپایان از صفحهنمایش، تا حد زیادی از فرسودگی یک فرنچایز قدیمی دوری میکند و بار دیگر یادآوری میکند که این شخصیتهای دوستداشتنی هنوز میتوانند برای کودکان سراسر جهان همان دوست همیشگی باشند.
در متاکریتیک نیز فیلم بر اساس نظر ۵۵ منتقد، امتیاز ۷۳ از ۱۰۰ را به دست آورده که نشاندهنده واکنشهای عمدتاً مثبت است. از سوی دیگر، تماشاگرانی که توسط CinemaScore به تحلیل انیمیشن داستان اسباب بازی ها 5 مورد نظرسنجی قرار گرفتهاند، میانگین نمره A را به فیلم دادهاند.

پس از پنج فیلم، انتخاب محبوبترین قسمت از مجموعه داستان اسباببازیها بسیار سخت است. شاید بتوان یک گزینه را انتخاب کرد، اما واقعاً چه دلیلی برای این مقایسه وجود دارد؟
این فیلمها اکنون مجموعهای را تشکیل دادهاند که ارزش آن فراتر از مجموع لحظات خندهدار، خلاقیتهای دیوانهوار و ایدههای درخشانشان است. حقیقت این است که تمام انیمیشنهای داستان اسباببازیها زیبا، متفاوت و درخشان هستند و حالا در کنار یکدیگر تصویری کامل از یک جهان سینمایی ساختهاند. این تصویر درباره دوران کودکی، حس نوستالژی، کشمکشهای درونی، شوخیهای فیزیکی و جادوی ناب فیلمسازی است.
اگر قسمت اول داستان اسباببازیها را یک ایده بسیار پخته بدانیم و قسمت سوم را یک پایانبندی برای دوره نوستالژی عروسکها، قسمت پنجم یک پایانبندی برای بخش مدرن داستان است. این اثر جدید مانند یک جمعبندی باشکوه، تمام روح مجموعه را در خود بازتاب میدهد و شاید حتی بتواند پایانی کامل برای این ماجراجویی باشد؛ اما خب بهاندازه پایانبندی قسمت سوم، شکوه ندارد.
در طول ۳۰ سال تکامل این مجموعه، بزرگترین و در عین حال تلخترین مضمون آن همیشه مفهوم از دست دادن بوده است. غم جدایی، اما در عین حال پذیرفتن اجتنابناپذیر بودن آن، بخش مهمی از داستان را شکل میدهد.
اسباببازیها، از وودی و باز لایتیر گرفته تا جسی، بارها شاهد بزرگ شدن صاحبانشان و ترک شدن توسط آنها بودهاند. آنها حالا تقریباً شبیه والدینی هستند که فرزندانشان را میبینند که وارد دنیای بزرگسالان میشوند. فیلمهای این مجموعه همیشه درباره ترس از فراموش شدن و بیاستفاده شدن بودهاند، اما در کنار آن، مفهوم تولد دوباره را نیز مطرح کردهاند.

در داستان اسباببازیها ۵ اما موضوع تازهای مطرح میشود که بیش از هر زمان دیگری به دنیای امروز ارتباط دارد و آن هم ناپدید شدن مفهوم بازی کردن است.
بانی، کودک هشتسالهای که با صدای اسکارلت اسپیرز حضور دارد، هنوز با جسی و اسب وفادارش بولزآی بازی میکند، اما ظاهراً نمیتواند با کودکان دیگر محله ارتباط برقرار کند. دلیل این موضوع این است که دیگر کسی با اسباببازیها بازی نمیکند. همه کودکان درگیر صفحهنمایشها شدهاند و فناوری باعث تغییر اساسی در شیوه ارتباط آنها با یکدیگر شده است.
یکی از اسباببازیهای قدیمی با ناراحتی میگوید «دوران اسباببازیها تمام شده است» و در همین شرایط، والدین بانی برای او لیلپد را میخرند؛ یک تبلت کودکانه سخنگو با قاب قورباغهای که صدای آن را گرتا لی اجرا میکند. بانی خیلی سریع به این وسیله وابسته میشود، چراکه متوجه میشود میتواند از طریق ارتباط آنلاین، در کوتاهترین زمان ممکن دوست پیدا کند. تنها پانزده دقیقه کافی است تا او یک قرار بازی داشته باشد.
اما فیلم بهخوبی میداند چیزی وجود دارد که بسیاری از بزرگسالان فراموش کردهاند. دوستیهایی که از طریق فناوری شکل میگیرند، با دوستیهایی که در فضای واقعی و از طریق بازی مشترک ساخته میشوند، یکسان نیستند.

موضوع اصلی فیلم چیزی است که به آن بازی تخیلی گفته میشود. این مفهوم فراتر از یک سرگرمی ساده است. بازی تخیلی راهی است که کودکان دنیای درونی ذهن خود را به جهان بیرون منتقل میکنند و با ساختن داستانها و ماجراهای خیالی، خلاقیت خود را رشد میدهند.
داستان اسباببازیها ۵ این لحظات را با صحنههایی پر از رنگهای درخشان و طنزی برگرفته از ذهن کودکانه به تصویر میکشد. در اینجا منطق بزرگسالان کنار میرود و تخیل کودکانه فرمانروایی میکند.
با این حال، دنیای امروز دیگر چندان از این نوع بازی حمایت نمیکند. پس از یک مهمانی شبانه که از طریق تبلت هماهنگ شده، دوستان جدید بانی او را به خاطر علاقهاش به اسباببازیهای قدیمی مسخره میکنند. جسی و بولزآی سر از مزرعهای درمیآورند که زمانی محل زندگی صاحب اولیه جسی، یعنی امیلی بوده و حالا کودکی ۹ ساله به نام بلیز در آنجا زندگی میکند. بازگرداندن بانی به دنیای بازیهای واقعی کار سادهای نیست و برای این کار، جسی، وودی و دیگر دوستان قدیمی باید وارد عمل شوند.

در این مسیر، شخصیتهای جدیدی از جمله سه وسیله تکنولوژیک قدیمی که میان دنیای آنالوگ و دیجیتال قرار گرفتهاند نیز وارد داستان میشوند. همچنین گروهی از باز لایتیرها که در حالت نمایشی گیر کردهاند، تحت فرمان نسخهای قدرتمند به نام مولتیباز قرار دارند.
اندرو استنتون، کارگردان مشهور پیکسار که پیشتر وال-ئی را ساخته بود، برای نخستین بار هدایت مستقیم یک فیلم از مجموعه داستان اسباببازیها را بر عهده گرفته است. او فیلمی ساخته که لایههای داستانی متعددی دارد و برخلاف بسیاری از آثار مشابه، فناوری را بهعنوان دشمن مطلق معرفی نمیکند. فیلم بیشتر فناوری را بهعنوان یک جهان جدید در زندگی کودکان نشان میدهد؛ جهانی که میتواند جذاب باشد اما نباید جای تجربه واقعی زندگی را بگیرد.
با وجود پیچیدگی داستان، هسته اصلی روایت بسیار ساده است. جسی و دوستانش تلاش دارند شرایطی فراهم کنند تا بانی و بلیز دوباره تجربه یک بازی واقعی را داشته باشند، چراکه آنها هنوز ارتباط خود را با دنیای واقعی از دست ندادهاند.
جون کیوسک با اجرای شخصیت جسی، بار دیگر این شخصیت را به قهرمانی سرسخت اما دوستداشتنی تبدیل میکند. رابطه عاشقانه جسی و باز لایتیر نیز لحظاتی شیرین و بامزه خلق میکند، بهخصوص زمانی که باز تلاش میکند از او خواستگاری کند. در سوی دیگر، تام هنکس همچنان به وودی ویژگیهایی انسانی میبخشد؛ شخصیتی که با وجود ضعفها و افزایش سن، همچنان مقاوم و مهربان باقی مانده است.
داستان اسباببازیها ۵ در اوج خود لحظات بسیار سرگرمکنندهای دارد و حتی مراسم پایانی آن یکی از بهیادماندنیترین بخشهای مجموعه است؛ اما فیلم در کنار شادی، ضربههای احساسی قدرتمندی نیز وارد میکند. این اثر درباره پرسشی عمیق است که کودکان در جهانی که آنها را مجبور میکند خیلی زود بزرگ شوند و خود را در فضای مجازی تعریف کنند، چگونه میتوانند با یکدیگر ارتباط واقعی برقرار کنند؟
پاسخ فیلم نیز ساده است. آهستهتر زندگی کنید، واقعی باشید و بازی کنید. لذتی که دریافت میکنید، به اندازه لذتی است که خودتان خلق میکنید.
نتیجهگیری و امتیازدهی

داستان اسباببازیها ۵ با وجود برخی نشانههای خستگی در یک فرنچایز طولانی، همچنان توانایی پیکسار در روایت داستانهایی احساسی و انسانی را نشان میدهد. فیلم با پرداختن به خطر فراموش شدن بازیهای سنتی در عصر فناوری، موضوعی بهروز و قابل لمس را به قلب ماجرا میآورد و بار دیگر ارزش ارتباط واقعی و تخیل کودکانه را یادآوری میکند.
هرچند برخی تصمیمهای داستانی ممکن است به اندازه قسمتهای کلاسیک مجموعه تأثیرگذار نباشند، اما حضور شخصیتهای محبوب، لحظات احساسی و پیام انسانی فیلم باعث میشود داستان اسباببازیها ۵ همچنان پایانی شایسته برای یکی از مهمترین مجموعههای تاریخ انیمیشن باشد.
وبسایت فیگار به این انیمیشن نمره 7 از 10 را میدهد.
بیشتر بخوانید:
- نقد و بررسی فیلم دعوت (The Invite)
- نقد و بررسی انیمیشن مینیون ها و هیولاها (Minions & Monsters)
- نقد و بررسی فیلم سوزاندن مرده شریر (Evil Dead Burn)
- نقد و بررسی سول میت (Soulm8te)
- نقد و بررسی فیلم روز افشاگری (Disclosure Day)
نظر شما دربارهی انیمیشن داستان اسباب بازی ها 5 چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.
