نقد انیمیشن مینیون ها و هیولاها بازگشت موجودات زرد محبوب به دوران طلایی هالیوود با ماجرایی تازه، پرانرژی، نوستالژیک و سرگرمکننده را بررسی میکند.
پس از سالها ماجراجویی و حضور در دنیای من نفرتانگیز، مینیونهای دوستداشتنی بار دیگر به پرده سینما بازگشتهاند و این بار با داستانی بر عشق به خود سینما و دوران طلایی هالیوود شکل گرفته است. Minions & Monsters یک انیمیشن کمدی آمریکایی محصول سال ۲۰۲۶ است که به عنوان سومین قسمت از مجموعه پیشدرآمدهای مینیونها و هفتمین قسمت از مجموعه بزرگتر Despicable Me شناخته میشود.
بیشتر بخوانید:
نقد انیمیشن مینیون ها و هیولاها

پس از انتشار، Minions & Monsters با واکنش مثبت بسیاری از منتقدان روبهرو شد و برخی در نقد انیمیشن Minions & Monsters آن را بهترین قسمت این مجموعه پس از نخستین فیلم Despicable Me در سال ۲۰۱۰ دانستند. بسیاری از نقدها، استفاده موفق فیلم از فضای هالیوود قدیم، شوخیهای هوشمندانهتر و انرژی همیشگی مینیونها را از نقاط قوت اصلی آن عنوان کردند.
در وبسایت راتن تومیتوز، این انیمیشن توانسته نظر مثبت ۸۹ درصد از ۱۷۹ منتقد را به دست آورد و میانگین امتیاز ۶.۹ از ۱۰ را ثبت کند. جمعبندی منتقدان این وبسایت در نقد انیمیشن جدید مینیون ها فیلم را اثری توصیف میکند که با انتقال آشوب و شیطنت همیشگی مینیونها به تاریخ هالیوود، یکی از سرگرمکنندهترین تجربههای این مجموعه را رقم زده است. همچنین این فیلم در حال حاضر به عنوان یکی از بالاترین امتیازهای تاریخ کمپانی ایلومینیشن در این وبسایت شناخته میشود.
وبسایت متاکریتیک نیز بر اساس نظر ۳۰ منتقد، امتیاز ۷۰ از ۱۰۰ را به فیلم داده که نشاندهنده واکنشهای عمدتاً مثبت نسبت به آن است. از سوی دیگر، مخاطبان شرکتکننده در نظرسنجی سینمااسکور، میانگین نمره A- را برای فیلم ثبت کردهاند.

موجودات زرد، استوانهایشکل که با نام مینیونها شناخته میشوند، نخستین بار به عنوان دستیاران وفادار گرو، شخصیت شرور با صداپیشگی استیو کارل در انیمیشن من نفرتانگیز از کمپانی ایلومینیشن ظاهر شدند. در جریان آن ماجرا، گرو یاد گرفت که دوست بدارد، دخترها بزرگ شدند و مینیونها همیشه همان مینیونهای همیشگی باقی ماندند. موجوداتی بامزه، بیدفاع و البته کاملاً ناتوان.
آنها به زبان مینیونیزی که ترکیبی نامفهوم و بیمعنا از زبانهای مختلف که توسط نسلی با علاقهای تقریباً دادائیستی به هذیانگویی و حرفهای بیربط، بارها در فضای مجازی تبدیل به میم شده است، صحبت میکنند. مجموعه من نفرتانگیز طی ۱۶ سال گذشته تا حدی به لطف محبوبیت مینیونها، به پرفروشترین مجموعه انیمیشن تاریخ تبدیل شده است.
با مینیونها و هیولاها، هفتمین قسمت این مجموعه و سومین فیلم از مجموعه فرعی متمرکز بر مینیونها، پیر کافین کارگردان بار دیگر به سراغ بسیاری از ایدههایی میرود که پیشتر در فیلم مینیونها محصول ۲۰۱۵ دیده بودیم. مانند آن فیلم، داستان جدید نیز با قبیلهای سرگردان از مینیونها آغاز میشود که به دنبال ارباب شرور بعدی خود هستند. اما این بار، به جای آنکه سر از یک غار یخی دربیاورند، مینیونها سوار قطاری میشوند که از ریل خارج شده و آنها را به محوطه استودیوی برادران برایت در لسآنجلس اواخر دهه ۱۹۲۰ میبرد.
از بلوار سانست گرفته تا آرتیست و از آواز در باران تا بابیلون، گذار هالیوود از سینمای صامت به سینمای ناطق، همواره دورهای جذاب برای فیلمسازان بوده تا با ابزارهای پیشرفتهتر، دوباره به سراغ آن بروند. این بار نیز این دوره، به شکلی غیرمنتظره و بسیار سرگرمکننده، به زمین بازی مینیونها تبدیل شده است.

شوخیها و حرکات پرشتاب ارتش زردرنگ ایلومینیشن از همان ابتدا ریشه عمیقی در کمدی اسلپاستیک کلاسیک داشتهاند. بنابراین در سومین فیلم مستقل مینیونها، پیر کافین که هم کارگردان است، هم نویسنده و هم صداپیشه، این تأثیر را رسماً وارد داستان میکند و به شکل مستقیم به چهرههایی مانند باستر کیتون، چارلی چاپلین و هارولد لوید ارجاع میدهد و نتیجه ماجرایی است که در آن مینیونها کاملاً منطقی تبدیل به ستارههای کمدی صامت میشوند تا اینکه همان زبان عجیب و نامفهوم خودشان رؤیایشان را خراب میکند.
حاصل کار یک نقطه اوج واضح برای مجموعه است. این بار با فیلمی از مینیونها طرف هستیم که برخلاف آشوب شاد و بیهدف همیشگی، ایدهای واقعی در مرکز خود دارد و ثابت میکند این موجودات استوانهایشکل، زمانی جذابترند که ستاره اصلی باشند، نه صرفاً دستیار و شخصیت فرعی.
مینیونها: ظهور گرو محصول ۲۰۲۲ بار دیگر آنها را به ارباب قدیمیشان، یعنی گرو وابسته کرد و از این نظر بیشتر شبیه یک قدم رو به عقب بود. مینیونها زمانی جذابتر میشوند که تمام صفحه را به تسخیر خود دربیاورند و تقریباً همه چیز دیگر را کنار بزنند.
فیلم جدید در این زمینه کاملاً موفق عمل میکند. کودکان احتمالاً تا هفتهها از اتفاقات این فیلم بخندند و دیالوگهای نامفهوم فیلم را تکرار کنند و والدینشان نیز شاید دستکم با دیدن این صحنهها لبخندی از سر یادآوری بزنند.

مینیونها و هیولاها همچنین نخستین فیلم مجموعه محسوب میشود که پیر کافین به تنهایی کارگردانی آن را بر عهده داشته است. در هر صورت، به نظر میرسد کنترل خلاقانه کامل کافین تفاوت بزرگی ایجاد کرده است. بهخصوص در نیمه نخست فیلم، اثر به شکلی لذتبخش و سرشار از انرژی احساس میشود؛ انگار هیچکس واقعاً بر مینیونها نظارت ندارد. فیلم از قالبهای معمول استودیویی رها میشود و با شوخیهای تصویری مخصوص سینمادوستان و داستانگویی آزادانهای پیش میرود که گاهی حتی فیلمهایی را در دل فیلم دیگری جای میدهد.
پس از تیتراژ ابتدایی که به شکلی هوشمندانه لوگوهای قدیمی استودیو یونیورسال را به عقب برمیگرداند تا به دهه ۱۹۲۰ برسیم، داستان با یک قاب روایی سرگرمکننده، هرچند کمی اضافه، آغاز میشود. یک راهنمای تور یونیورسال با صداپیشگی آلیسون جنی، گروهی از کودکان و والدینشان را در میان مجموعهای از یادگاریهای استودیو میگرداند؛ در این میان حتی یک شوخی بسیار خوب درباره جورج لوکاس نیز وجود دارد. سپس به داستان جیمز و هنری، دو مینیون شرور و دردسرساز که باور کردنش سخت است، اما ظاهراً از پیشگامان فیلمسازی در هالیوود بودهاند میرسیم.
با بازگشت به گذشته، این دو از همان ابتدا با یک ویژگی مشترک از سایر مینیونها متمایز میشوند. آنها حتی برای دیگر مینیونها نیز بیش از حد آشوبگر هستند. در کنار این ویژگی، رابطه عمیق و صمیمانهای میانشان وجود دارد که باعث میشود تمام اتفاقات دیوانهوار بعدی، در پسزمینه خود نوعی شیرینی و گرمای واقعی داشته باشند.
این دو در حالی به یکدیگر نزدیک میشوند که گروه مینیونها سراسر جهان را میگردد تا اربابان شرور جدیدی پیدا کند و البته آنها را به شکلی کاملاً خندهدار و مناسب ردهبندی سنی PG به کشتن دهد. این خشونت عجیب، نسبتاً خشن اما در عین حال سرخوشانه، یکی از ویژگیهایی است که همیشه در فیلمهای مینیونها غافلگیرکننده و حتی تا حدی طراوتبخش بوده است. یک اعدام خلاصه و سریع واقعاً میتواند فریاد از مخاطب بگیرد؛ همانطور که مرگ بر اثر قدم گذاشتن روی یک قطعه لگوی ماقبل تاریخ که از سنگ تراشیده شده نیز چنین اثری دارد.

سفر مینیونها سرانجام به هالیوود قدیم، جایی که آنها ناخواسته فیلمبرداری یک وسترن به سبک آثار روی راجرز را مختل میکنند، میرسد. این سکانس اکشن با سرعتی نفسگیر پیش میرود و به شکلی دیوانهوار از تعقیبوگریز اسبها در بیابان به فیلمی درباره قطاری خارج از کنترل تبدیل میشود.
کارگردان فیلم، یک مهاجر اروپایی سختگیر با صداپیشگی کریستف والتس، در ابتدا از اینکه مینیونها فیلمبرداری او را به آشوب کشیدهاند خشمگین میشود. اما رؤسای پولدار استودیو که هر دو با صداپیشگی جف بریجز حضور دارند، عاشق نتیجه دیوانهوار ماجرا میشوند.
مینیونها یکشبه به ستارههای پرده نقرهای تبدیل میشوند، در تعداد زیادی فیلم کمدی صامت و آثار ژانری کوتاه و سریع بازی میکنند و در عمارتی عظیم و مجلل که هزینه آن را استودیو میپردازد، زندگی رؤیایی خود را آغاز میکنند.
این بخش، غنیترین قسمت فیلم از نظر داستانگویی و همچنین شوخیهای مداوم و درجهیک است. فیلم مملو از ارجاعهای عاشقانه به تاریخ سینماست. در کنار اینها، شوخیهای تصویری با سرعتی سرسامآور از مقابل چشم مخاطب عبور میکنند.

در اینجا واقعاً آرزو میکنیم فیلم زمان بیشتری را به دوره ستاره شدن مینیونها اختصاص میداد؛ زیرا زمانی که سینمای ناطق وارد میدان میشود، صنعت سینما را زیرورو میکند و این موجودات نامفهوم از هالیوود بیرون انداخته میشوند، مینیونها و هیولاها تا حدی شتاب خود را از دست میدهد.
جدا کردن گروه و سپردن بخش عمدهای از آنها به ربات ترسویی به نام دورت، با صداپیشگی جسی آیزنبرگ، باعث میشود کیفیت شوخیها یکدست نباشد. یک خط داستانی عاشقانه کمرمق نیز میان دورت و دبی، یک فعال سرسخت حقوق زنان با صداپیشگی زویی دویچ، شکل میگیرد که ظاهراً تلاشی برای ایجاد جذابیت بیشتر برای مخاطبان بزرگسال است؛ اما بهتر بود این ایده همان مرحله پیشنویس اول باقی میماند.
در مقابل، رؤیای جیمز برای کارگردانی فیلم هیولایی خودش در یونیورسال بسیار جذابتر است. با این حال، اجرای این ایده ــ که در آن او با استفاده از جادوی واقعی سینما، هیولاهای ویرانگر را احضار میکند ــ بیشتر به آشوبی پرسروصدا منجر میشود.
با بزرگتر شدن فیلم و نزدیک شدن آن به یک نبرد دیوانهوار برای نجات جهان در برابر نیروهای شروری که مینیونها این بار تصمیم گرفتهاند به جای پیوستن به آنها، شکستشان دهند، اثر کمکم بیشتر شبیه یک فیلم معمولی مینیونها میشود.
البته ایرادی هم ندارد. بالاخره این همان چیزی است که مخاطبان میخواهند و مینیونها و هیولاها آن را با تمام انرژی و شور و شوق یک کارتون دیوانهوار در اختیارشان میگذارد. حتی زمانی که فیلم در نهایت تسلیم فرمولهای آشنای مجموعه میشود، بخش قابل توجهی از زمان نسبتاً کوتاه و خوشریتم خود را چنان عجیب، سرکش و عامهپسند سپری میکند که همچنان حمایت و همراهی مخاطب را با خود حفظ میکند.
نتیجهگیری و امتیازدهی

مینیونها و هیولاها با ترکیب دنیای پرآشوب مینیونها و ادای احترام به هالیوود کلاسیک، یکی از بهترین قسمتهای این مجموعه در سالهای اخیر است. هرچند فیلم در بخش پایانی کمی به فرمولهای آشنای مجموعه بازمیگردد، اما ایده خلاقانه، شوخیهای تصویری و حضور پررنگ مینیونها باعث میشود همچنان اثری سرگرمکننده و متفاوت باشد.
وبسایت فیگار به این انیمیشن نمره 7 از 10 را میدهد.
بیشتر بخوانید:
- نقد و بررسی فیلم سوزاندن مرده شریر (Evil Dead Burn)
- نقد و بررسی سول میت (Soulm8te)
- نقد و بررسی فیلم سوپرگرل (Supergirl)
- نقد و بررسی فیلم روز افشاگری (Disclosure Day)
- نقد و بررسی اتاقهای پشتی (Backrooms)
نظر شما دربارهی انیمیشن مینیون ها و هیولاها چیست؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.
