در نقد فیلم رز ، با درامی تاریخی و رازآلود روبهرو هستیم که با ورود سربازی مرموز به روستایی منزوی، هویت، حقیقت و اعتماد را به چالش میکشد.
رز (Rose) یک فیلم درام محصول سال ۲۰۲۶ به کارگردانی مارکوس شلاینزر است که فیلمنامه آن را الکساندر بروم و شلاینزر بهصورت مشترک نوشتهاند. داستان فیلم در قرن هفدهم میلادی میگذرد و درباره سربازی مرموز به نام رز با بازی ساندرا هولر است؛ زنی که خود را به شکل مردی درآورده و ناگهان وارد روستایی دورافتاده و منزوی از پروتستانها میشود.
رز ادعا میکند وارث یک مزرعه متروکه و قدیمی است و برای اثبات ادعای خود، سندی را به روستاییانی که با تردید و سوءظن به او نگاه میکنند، ارائه میدهد. ورود این غریبه مرموز، تعادل جامعه کوچک روستا را بر هم میزند و زمینه را برای روایتی درباره هویت، راز، حقیقت و بیاعتمادی فراهم میکند.
بیشتر بخوانید:
نقد فیلم رز (Rose)

رز در جشنوارهها و میان منتقدان نیز با استقبال چشمگیری روبهرو شده است. نقد فیلم Rose در راتن تومیتوز بر اساس ۲۶ نقد، امتیاز ۱۰۰ درصدی و میانگین نمره ۸.۱ از ۱۰ را به دست آورده است. در متاکریتیک نیز با ۱۳ نقد، امتیاز ۸۸ از ۱۰۰ را کسب کرده که نشاندهنده تحسین گسترده منتقدان است.

فیلم Rose به کارگردانی مارکوس شلاینزر، پرترهای ظریف و جزئینگر از شخصیتی خیالی است که خود را بهعنوان کشاورزی قدرتمند و مردی سرسخت جا میزند. ریشههای این شخصیت را میتوان در صدها نمونه مشابه در طول تاریخ پیدا کرد.
نقش اصلی این فیلم چنان تناسب خیرهکنندهای با ساندرا هولر دارد که تقریباً غیرممکن است بازیگر دیگری را در این نقش تصور کنیم. خشونت کنترلشده در رفتار، اراده آهنین، کاریزمای محکم و توانایی هولر در انتقال احساسات با کمترین حرکات، شخصیت رز را با قدرتی منحصربهفرد شکل میدهد.
شلاینزر نیز با مهارتی چشمگیر و استفاده از فیلمبرداری سیاهوسفید، داستان زنی آلمانی در اوایل قرن هفدهم را روایت میکند که با ظاهر شدن در هیئت یک مرد، خود را بهعنوان سرباز جا میزند، از جنگ سیساله جان سالم به در میبرد، مالک یک مزرعه متروکه میشود، احترام روستاییان پروتستان را به دست میآورد و حتی در نهایت نقش همسر و پدر یک خانواده را بر عهده میگیرد.
فیلم با متنی آغاز میشود که داستان رز را با لحنی اغراقآمیز و افسانهوار معرفی میکند؛ انگار که یک دورهگرد قصهگو در همان دوران قرار است ماجرای او را برای مردم تعریف کند:
داستان واقعی و پیچیده فریبکاری که زمین و مردم را فریب داد، زنی که برخلاف سرشت زنانهاش همچون مردان رفتار کرد و دست به کارهای شرورانه بسیاری زد.
اما این لحن جنجالی، در حقیقت ترفندی هوشمندانه از سوی شلاینزر و الکساندر بروم، نویسنده همکار او، است. این مقدمه ابتدا انتظار یک ماجرای تاریخی پرهیاهو و حتی سرگرمکننده را ایجاد میکند، در حالی که Rose در واقع پرترهای آرام و جدی است. این فیلم سرشار از مشاهدههای ظریف و پیچیدگیهای روانشناختی درباره زنی که شجاعانه مسیر زندگی خودش را انتخاب میکند و هویتی برای خود میسازد که بدون این تغییر ظاهر، هرگز امکان تجربه آن را نداشت.

رز در اواخر فیلم و هنگام حضور در برابر قاضی، با بازی سِوِن-اریک بشتولف، جملهای ساده اما بسیار معنادار میگوید:
آزادی بیشتری در پوشیدن شلوار وجود دارد.
همین صراحت نشان میدهد که ماجرا بیش از آنکه یک فریبکاری حسابشده یا نقشهای طولانی برای گول زدن دیگران باشد، تلاش رز برای به دست آوردن امکان خودشناسی و تحقق خویشتن است. این راه برای کنار زدن موانعی که جامعه آن دوران بر سر راه زنان قرار داده بود، محسوب میشود. اینکه او توانسته این فریب را برای چنین مدت طولانی حفظ کند، رز را به نوعی قهرمان پیشرو در تاریخ کوییر تبدیل میکند، هرچند هولر در بازی خود از هرگونه قهرمانسازی یا ستایش اغراقآمیز شخصیت فاصله میگیرد.
هولر طی یک دهه گذشته به یکی از استعدادهای برجسته سینمای بینالمللی تبدیل شده است. او با نقشآفرینی در فیلمهایی مانند Toni Erdmann، The Zone of Interest و Anatomy of a Fall که برای آخری نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد. فیلم Rose بار دیگر فرصت درخشانی برای نمایش تواناییهای اوست. نمونهای از بازیگری دقیق، صادقانه و فیزیکی که هیچ نیازی به نمایشگری و اغراق ندارد.
شاید تنها نکته ناامیدکننده این باشد که داستان رز کاملاً واقعی نیست و او شخصیت گمنامی از تاریخ نیست. شلاینزر در جریان تحقیقات خود با صدها زن از دورههای مختلف تاریخی مواجه شده که به دلایل گوناگون مانند دسترسی به فرصتهای شغلی، تحصیل، فرار از مجازاتهای قانونی، محافظت در برابر تجاوز یا رهایی از ازدواجهای اجباری را به شکل مردان درمیآوردند. رز ترکیبی خیالی از تمام این زنان است؛ شخصیتی که شاید هرگز دقیقاً وجود نداشته، اما آنقدر باورپذیر است که گویی مستقیماً از دل تاریخ بیرون آمده است.

مفهوم هویت تراجنسیتی و میل همجنسخواهانه نیز در پسزمینه داستان حضور دارند، اما فیلم بیش از آنکه بر مفهوم کوییر بودن تمرکز کند، به مسئله حق تعیین سرنوشت علاقهمند است. رز زنی است که تصمیم میگیرد خودش درباره زندگی، هویت و آیندهاش تصمیم بگیرد، حتی اگر این انتخاب او را در تضاد کامل با هنجارهای جامعه قرار دهد.
درباره گذشته رز اطلاعات چندانی ارائه نمیشود. روایت فیلم که با صدای ماریسا گروالدت همراه است، تنها توضیح میدهد که غریبهای که از میان جنگلها نزدیک میشود، در جنگ حضور داشته و سندی در اختیار دارد که او را وارث مزرعهای در روستایی دورافتاده معرفی میکند. حتی نام مردانهای که رز با آن زندگی میکند نیز هیچگاه مشخص نمیشود. روستاییان او را «سرباز»، همسرش او را «ارباب» و مأمور دادگاه او را «متهم» خطاب میکنند.
بخش قابل توجهی از جذابیت فیلم در رابطه رز با سوزانا، همسرش، شکل میگیرد. مسئله ازدواج و رابطه زناشویی میان آنها از همان ابتدا موقعیتی پیچیده ایجاد میکند. رز برای مدتی با وعدهای درباره حفظ «پاکدامنی» سوزانا، مسئله رابطه زناشویی را عقب میاندازد؛ اما با گذشت زمان، راهحلی موقت برای این مشکل پیدا میشود که فیلم با لحنی خشک و کنایهآمیز به آن میپردازد.
زمانی که سوزانا متوجه میشود باردار است، یکی از جالبترین لحظات فیلم رقم میخورد. واکنش کوتاه و حیرتزده هولر نمونهای عالی از طنز مبتنی بر کمینهگرایی، جایی که یک نگاه و تغییر جزئی در حالت چهره، بیشتر از چندین خط دیالوگ حرف میزند، است. البته تولد زودهنگام نوزاد باعث میشود زمانبندی بارداری با روایت سوزانا همخوانی کاملی نداشته باشد و بار دیگر شک و تردیدهایی درباره هویت واقعی پدر شکل بگیرد.

شلاینزر و دو بازیگر اصلیاش با ظرافت قابل توجهی دوران خوش زندگی مشترک این زوج را به تصویر میکشند. فیلم هرگز آنقدر بر جنبه طنز ماجرا تأکید نمیکند که داستان رز به یک کمدی تبدیل شود. شخصیت اصلی همواره با احترام و شأن انسانی فردی به تصویر کشیده میشود که کنترل زندگی خودش را در دست گرفته است. سوزانا نیز بهتدریج نشان میدهد بسیار باهوشتر و پذیراتر از چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد.
حادثهای که در آن سوزانا دچار واکنش آلرژیک شدید ناشی از نیش زنبورها میشود و همسرش مجبور میشود از او مراقبت کند، نقطه عطف دیگری در رابطه این دو است. شلاینزر حتی در این موقعیت نیز از تبدیل داستان به یک کمدی سبک و سطحی پرهیز میکند و بیشتر بر تغییری تمرکز دارد که در سوزانا شکل میگیرد. او سرانجام جایگاه خود را بهعنوان بانوی خانه پیدا میکند و برای جلوگیری از افشای راز، کارگران و خدمتکاران مزرعه را از اطراف خود دور نگه میدارد.
فیلم در این بخش به شکلی ظریف یادآوری میکند که زنان آن دوران انتخابهای چندانی در زندگی نداشتند. در عین حال، رابطه رز و سوزانا نیز بهتدریج از یک ازدواج صرفاً نمایشی به نوعی علاقه و دلبستگی متقابل تبدیل میشود. راوی اشاره میکند که توانایی در میان گذاشتن یک راز بزرگ با شخصی دیگر، خود نوعی رهایی و سبک شدن از بار آن راز است.
اما اتفاقات بعدی، فضای فیلم را بهتدریج سنگینتر و تراژیکتر میکنند. Rose در خلال داستان خود، بدون آنکه به بیانیهای مستقیم تبدیل شود، به مسائلی مانند قوانین سختگیرانه مردسالارانه، امتیازات مردان، اخلاقگرایی ریاکارانه، انکار حق زنان بر بدن خود و تحقیر کسانی که متفاوت هستند میپردازد.
فیلم برای رز راه فراری معجزهآسا از قضاوت جامعه نمیسازد، چراکه چنین راهحلی با فضای تاریخی داستان همخوانی نداشت. اما حتی زمانی که سرنوشت بیرحمانه رز آشکار میشود و داستان به سمت تراژدی پیش میرود، شخصیت او همچنان از نوعی مقاومت و اراده برای در دست گرفتن روایت زندگی خودش برخوردار است.

از نظر بصری نیز Rose فیلمی بسیار چشمگیر است. فیلمبرداری سیاهوسفید جرالد کرکلتس و نورپردازی دقیق او، به تصاویر فیلم کیفیتی سرد، تاریخی و در عین حال شاعرانه میبخشد. طراحی تولید نیز بسیار تأثیرگذار است. این فیلم مجموعهای از تصاویری است که از صفر در لوکیشنهایی در منطقه هارتس آلمان و اتریش ساخته شدهاند و به فضای تاریخی فیلم اعتبار زیادی میدهند. کلیسای کوچکی که در انتهای یک دره گسترده قرار گرفته، یکی از زیباترین تصاویر فیلم است.
ترکیب بازیگران حرفهای و نابازیگران نیز به شکلی کاملاً یکدست انجام شده و هیچ چهره یا اندامی وجود ندارد که بیش از حد مدرن به نظر برسد و مخاطب را از فضای تاریخی فیلم بیرون بکشد. سابقه طولانی شلاینزر در انتخاب بازیگران، از جمله همکاری در فیلمهای مایکل هانکه، جسیکا هاوزنر و اولریش زایدل، احتمالاً دلیل همین توجه دقیق به جزئیات و اصالت تاریخی است.
نتیجهگیری و امتیازدهی

در نهایت، Rose داستانی جذاب و مطمئن است که با ریتمی سریع و حسابشده روایت میشود، اما در عین حال مهمتر از همه، ویترینی فوقالعاده برای تواناییهای ساندرا هولر است. رز بیشتر زمان فیلم را در سکوت و با نگاهی مراقب و سنجیده میگذراند و به همین دلیل لحظاتی که خشم او ناگهان فوران میکند، تأثیر چند برابری دارند.
یکی از ویژگیهای رفتاری جالب او این است که گلولهای را که به گردن آویزان کرده، گاهی در دهان میگذارد و میمکد؛ زخمی عمیق نیز در کنار دهانش باقی مانده که نشان میدهد گلوله زمانی از آن ناحیه عبور کرده است. این ویژگی شخصیتی در کنار کلاه نظامی لبهپهن او، تقریباً یادآور قهرمانان وسترنهای جان فورد است؛ انگار نسخهای اروپای مرکزی از کابویای که به جای ساقه گندم، گلولهای را میان دندانهایش نگه میدارد.
با این حال، آنچه بیش از همه در بازی هولر جلب توجه میکند، هوش متفکرانهای است که در چشمان او دیده میشود؛ نگاهی که بهراحتی میتوان تصور کرد اگر رز در غرب وحشی نیز زندگی میکرد، باز هم میتوانست از پس آن دنیا بربیاید.
وبسایت فیگار به این فیلم نمره 9 از 10 را میدهد.
بیشتر بخوانید:
- نقد و بررسی فیلم موتورسوار شهر (Motor City)
- نقد و بررسی فیلم دعوت (The Invite)
- نقد و بررسی انیمیشن مینیون ها و هیولاها (Minions & Monsters)
- نقد و بررسی فیلم سوزاندن مرده شریر (Evil Dead Burn)
- نقد و بررسی سول میت (Soulm8te)
نظر شما دربارهی فیلم رزر چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.
