اکنون که وکیل نابینا درحال بازگشت به دنیای سینمایی مارول است، بهترین زمان برای خواندن بهترین کمیک های دردویل و آشنایی بیشتر با این شخصیت است.
به لطف سریال تلوزیونی دردویل که از نتفلیکس پخش میشد، به تدریج محبوبیت این شخصیت در عموم مردم بیشتر شد. اگر شما هنوز این سریال را مشاهده نکردهاید، پیشنهاد میشود تا به نوشتار ترتیب دیدن فیلم های مارول رجوع کنید. درحال حاضر نیز شخصیت دردویل درحال بازگشت به دنیای سینمایی مارول است.
برخی از مشهورترین و بهترین نویسنده های کمیک از جمله فرانک میلر که برای نوشتن بهترین کمیک های بتمن شناخته میشود، روی بهترین کمیک های دردویل کار کردهاند. او برخی از مهمترین ویژگیهای دردویل را ایجاد کرد و برخی از مهمترین شخصیتهای مربوط به او نظیر الکترا را مورد استفاده قرار داد.
بهترین کمیک های دردویل
شما میتوانید فهرست بهترین کمیک های دردویل را در یک نگاه در لیست زیر مشاهده کنید:
- The Woman Without Fear
- A Touch Of Typhoid
- The Man Without Fear
- Born Again
- Hardcore
- End Of Hell
- Devil At Bay
- Roulette
- Guardian Devil
- Echoes
- Last Hand
درحال حاضر بیشتر افرادی نظیر برایان بندیس، اد بروبیکر، مارک وید و چیپ زددارسکی برای ساخت کمیکهای دردویل شناخته میشوند. در ادامه میتونید با فیگار همراه باشید تا به معرفی و بررسی برخی از بهترین کمیک های Daredevil بپردازیم.
The Woman Without Fear

جدیدترین کمیکهای دردویل برخی از بهترین داستانهای این شخصیت را روایت کردهاند. در کمیک The Woman Without Fear، مت مورداک به خاطر اعمال سرخود به زندان افتاده و این بار الکترا تبدیل به محافظ هلسکیچن شده است.
این خط داستانی توسط چیپ زدارسکی نوشته شده است و فرصتی را برای الکترا به ارمغان میآورد تا به عنوان یکی از بهترین رزمی کاران مارول، هنر خود ار به مخاطبان نمایش دهد. هلسکیچن نیز همچنان در معرض خلافکاران مختلف است و الکترا باید جلوی این جنایات گسترده را بگیرد.
A Touch Of Typhoid

آن نوسنتی در اواخر دهه 80، برخی از داستانهای پیچیده دردویل را ساخت که تبدیل به بهترین کمیک های دردویل شدند. یکی از بهترین و طولانیترین داستانهای او نیز شخصیت تایفوید مری را معرفی کرد که به محبوبیت زیادی در کمیکهای دردویل تبدیل شد.
داستان A Touch Of Typhoid در شماره های 253 تا 270 کمیکهای دردویل روایت میشود. در این داستان دردویل به بزرگترین محدودیتهایش رسیده و عاشق تایفوید مری میشود.
The Man Without Fear

فرانک میلر نویسندهای است که بر شخصیتهای بزرگی همچون بتمن و یا بیباک کار کرده است. البته که اکنون قصد داریم تا هنرنمایی او در کمیک Daredevil: The Man Without Fear را بررسی نماییم. کمیک Daredevil: The Man Without Fear، جزو مهمترین و بهترین کمیک های Daredevil است که در دهه 1990 میلادی منتشر شد.
داستان Daredevil: The Man Without Fear از تصادف مت مورداک و نابینایی او آغاز میشود. سپس ما شاهد آموزش دیدن مت توسط استیک هستیم و درنهایت با شخصیتهای بسیار زیادی آشنا میشویم. فاگی، کینگ پین و الکترا جزو شخصیتهای مهمی هستند که در این کمیک حضور دارند. همچنین لباس موقت و جذاب مشکی بیباک، در این کمیک وجود دارد که ما در اقتباس سریالی این شخصیت نیز شاهد آن بودیم.
Born Again

Daredevil: Born Again یکی از بهترین کمیک های مارول تاریخ محسوب میشود. فرانک میلر بر دوتا از بزرگترین و پرفروشترین کمیکهای تاریخ مارول کار کرده که یکی از آنها همین مورد است.
کمیک اول، Daredevil: The Man Without Fear بود که بالاتر آن را شرح دادیم. این کمیک تمرکز ویژهای بر کارج پیج داشت که کارتن خواب شده بود و حتی تصمیم گرفت تا هویت دردویل را به کینگ پین بفروشد. کمیک دوم با نام Daredevil: Born Again، حکم یک انتقام را دارد. اکنون وظیفه دردویل است تا به سوی کینگ پین قدم گذاشته و او را شکست دهد.
Hardcore

هویت دردویل در کمیک Hardcore فاش شده و او به قتل متهم میشود. این یکی از بزرگترین اقداماتی است که کینگ پین علیه دردویل انجام داده است. هرچند که در همین کمیک، دردویل ویلسون فیسک را شکست داده و جلوی تمام خلفکاران شهر، خود را به عنوان پادشاه و یا کینگ پین جدید نیویورک معرفی میکند.
برایان مایکل بندیس و الکس مالیف سبکی واقع گرایانه و تاریک را در این کمیک خلق میکنند که باعث شکل گیری یکی از تاریکترین کمیکهای دردویل میشود. کتک خوردن مت بارها تکرار شده است، اما بندیس آن را به شیوهای کاملاً نو به نمایش میگذارد.
End Of Hell

مت مورداک تنها یک قانون دارد که همواره از آن پیروی میکند و آن نیز ممنوعیت کشتن انسانها است. در هر صورت، کمیک End Of Hell فاش میکند که او به طور کاملاً تصادفی یک دزد را کشته است. در طول این داستان که توسط چیپ زدارکسی نوشته شده، مت مورداک قدرمهایی بر میدارد تا باری دیگر به همان دردویل قبلی تبدیل شود.
درحالی که شهردار فیسک و بقیه جرم جنایات سازمان یافته مشغول به کارند، مت و الکترا متحد شده و یکی از بهترین کمیک بوک های دردویل را خلق میکنند. در پایان این کمیک یک نبرد خیابانی بزرگ بین مردم هلسکیچن و دردویل علیه شخصیتهای شرور شکل میگیرد. این داستان باری دیگر تاکید میکند که داستانهای سطح خیابان نیز اهمیت زیادی در دنیای مارول دارند.
Devil At Bay

مارک وید یکی از بهترین نویسندگان چهار شگفت انگیز در تاریخ مارول است و استعداد منحصر به فرد خود را با کمیک Devil At Bay به داستانهای دردویل آورد. این کمیک برای اولین بار پس از سالها لحن تاریکی که دردویل از فرانک میلر گرفته بود را کنار گذاشته و داستانی روشنتر به همراه کمی شوخی را ساخت.
همه اینها باعث ایجاد تغییرات زیادی شد که نتیجه آنها یکی از بهترین کمیک های دردویل بود. دردویل در این کمیک به سانفرانسیسکو نقل مکان کرد. همچنین لازم به ذکر است که کریس سامنی، مارک وید را به عنوان طراح در ساخت این کمیک همراهی کرد.
Roulette

یکی از تکان دهندهترین کمیکهای دردویل، شماره 191 است که با عنوان Roulette شناخته میشود. در این کمیک، دردویل یک بازی خطرناک رولت روسی با بولزآی انجام میدهد که پیشتر الکترا را کشته بود. این یک داستان تاریک از فرانک میلر بود که جزو بهترین کمیک بوک های Daredevil محسوب میشود.
در این کمیک، یک تضاد بین وضعیت تاریک فعلی و فلش بکهایی از لحظات نسبتاً صلح آمیز دردویل را به مخاطبان نشان میدهد. همچنین این کمیک به این سوال مهم میپردازد که قهرمان دقیقاً کیست و چیست. سوالاتی که دههها در دنیای کمیک بوک ادامه خواهند داشت.
Guardian Devil

کوین اسمیت که بیشتر به عنوان یک کارگردان شناخته میشود نیز دوره کوتاهی به نوشتن کمیکهای دردویل پرداخته بود و یکی از بهترین کمیک بوک های Daredevil را ساخت. این کمیک یکی از نمادینترین داستانهای مربوط به کمیک The Man Without Fear را روایت کرده و به شخصیت کارن پیج میپردازد.
این کمیک انتقادی بود بر استفاده از کارن پیج به عناون وسیلهای برای کشتن. با این حال، از مهمترین دلایل تحسین شدن این داستان، استفاده از مضامین عمیق کاتولیک بود که برای شخصیت دردویل بسیار مهم هستند. مذهب یکی از مهمترین ارکان مت مورداک است و این کمیک به بررسی مسائل پیچیده فلسفی میپردازد که به نبردهای درونی او کمک میکنند.
Echoes

طرفداران کتابهای مصور میدانند که اکو یکی از مهمترین شخصیتها در رابطه با دردویل است. یکی از بهترین کمیک بوک های دردویل نیز خاستگاه این شخصیت را به نمایش گذاشت. Echoes یک داستان خارق العاده است که توسط دیوید مک نوشته و طراحی شده و در شماره 51 تا 56 کمیکهای دردویل قرار دارد.
نحوه طراحی این کمیک نه تنها به تاریخ کمیک بوک، بلکه به سبک هنر کلاسیک ادای احترام میکند. در این کمیک داستان غمانگیز مایا لوپز روایت میشود و ما میبینیم که کینگ پین پس از قتل پدر مایا، خودش او را به فرزندی گرفت و مایا را به عنوان یک قاتل تربیت کرد.
Last Hand

یکی از بهترین کمیک بوک های دردویل تک شمارهای تاکنون، به مرگ غمانگیز الکترا توسط بولزآی میپردازد. این کمیک نیز توسط فرانک میلر نوشته شده و الکترا را در یک دوئل در برابر این قاتل قرار میدهد. هرچند که همه چیز برای الکترا و اولین خوانندگان کمیک آنطور که انتظار داشتند پیش نمیرود.
مرگ چنین شخصیت مهم م و محبوبی که نقش پررنگی در زندگی مت مورداک داشت، برای خوانندگان کمیکهای دردویل در دهه 1980 بسیار شوکه کننده بود. اگرچه که این شخصیت پس از آن بازهم به کمیکها باز گشته است، اما این موضوع را میتوانیم مهمترین اتفاق در بین تمامی بهترین کمیک های دردویل بدانیم.
سوالات متداول
دردویل کیست؟
دردویل با نام اصلی مت مورداک، یک وکیل نابینا در کمیکهای مارول است که مهارت ویژهای برای مبارزه دارد.
خالق دردویل کیست؟
استن لی، جک کربی و بیل اورت برای اولین بار شخصیت دردویل را در شماره 1 کمیک Daredevil و در سال 1964 خلق کردند.
نظر شما دربارهی مطلب بهترین کمیک های دردویل چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.