نقد فیلم سول میت نگاهی به جدیدترین اثر علمیتخیلی و دلهرهآور دنیای M3GAN، فیلمی که عشق، هوش مصنوعی و سوگ را درهم میآمیزد دارد.
Soulm8te (با نگارش رسمی SOULM8TE و تلفظ سولمیت) یک فیلم آمریکایی در ژانر علمیتخیلی، دلهرهآور و اروتیک محصول سال ۲۰۲۶ است که بهعنوان اسپینآفی از فیلم M3GAN و سومین قسمت از این مجموعه سینمایی ساخته شده است. کارگردانی فیلم را کیت دولان بر عهده داشته و او فیلمنامه را نیز با همکاری نویسندهای دیگر به نگارش درآورده است.
در این فیلم، لیلی سالیوان، دیوید ریسدال و کلودیا دومیت نقشهای اصلی را ایفا میکنند و جیسون بلوم و جیمز وان نیز از طریق شرکتهای Blumhouse و Atomic Monster تهیهکنندگی آن را بر عهده دارند.
بیشتر بخوانید:
نقد فیلم سول میت

داستان فیلم درباره مردی است که پس از مرگ همسرش، برای کنار آمدن با اندوه و تنهایی خود، داوطلب آزمایش یک اندروید انساننما میشود؛ اما آنچه در ابتدا راهکاری برای تسکین درد از دست دادن به نظر میرسد، بهتدریج به تجربهای پیچیده، دلهرهآور و غیرقابلپیشبینی تبدیل میشود.
اکنون با انتشار دیجیتالی این اثر، به نقد نقد فیلم Soulm8te خواهیم پرداخت و میتوان گفت توازن قدرت در جهان سینمایی M3GAN تغییر کرده است. این فیلم که درباره یک ربات انساننمای مرگبار ساخته شده، تنها ارتباط محدودی با دو فیلم قبلی این مجموعه دارد. شاید بسیاری از مخاطبان این سؤال را مطرح کنند که آیا تصمیم برای کنار گذاشتن اکران سینمایی و عرضه مستقیم فیلم روی پلتفرمهای آنلاین در حالی که ابتدا قرار بود روی پرده سینما نمایش داده شود نتیجه واکنشهای نهچندان مثبت به M3GAN 2.0 بوده است یا خیر.
هرچند Soulm8te لحظات سرگرمکنندهای دارد، اما هرگز به اندازه نخستین فیلم M3GAN هوشمند، آیندهنگر و خلاق نیست و بیشتر طرفداران ژانر وحشت را یاد فیلم Fatal Attraction میاندازد با این تفاوت که این بار نقش تهدید اصلی را یک ربات بر عهده دارد.

داستان فیلم درباره دیوید با بازی دیوید ریسدال است. او مهندس نرمافزاری است که پس از مرگ ناگهانی همسرش، زندگیاش را در انزوا و دورکاری سپری میکند؛ اما زمانی که شرکت رباتیک محل کارش توسط مجموعهای بزرگتر خریداری میشود، مجبور میشود دوباره به محیط کار بازگردد.
فیلم در همان دقایق ابتدایی با کنایههایی درباره فرهنگ اداری و وابستگی انسانها به اپلیکیشنها شروع میشود. حتی یکی از شوخیهای فیلم درباره رئیسجمهوری است که برای حضور همزمان در چند مکان، نسخهای مجازی از خودش میسازد؛ ایدهای که آنقدر عجیب است که میتوانست بهتنهایی سوژه فیلم مستقلی باشد.
اما این نگاه کمدی خیلی زود کنار گذاشته میشود. رئیس جدید دیوید، بن، اندرویدی به نام Soulm8te، رباتی که نسخه فیزیکی یک چتبات هوشمند محسوب میشود و برای ایجاد رابطهای عاطفی با انسان طراحی شده است را معرفی میکند.
دیوید پس از دریافت نسخه آزمایشی این چتبات و ناامید شدن از محدودیتهای آن، تصمیم میگیرد نسخه رباتیک را در خانه آزمایش کند و نام سارا را برای آن انتخاب میکند. از همین نقطه، رابطه میان آن دو شکل میگیرد و بهتدریج ابعاد احساسی و عاشقانه پیدا میکند؛ اما همانطور که از یک اثر علمیتخیلی انتظار میرود، این رابطه بهمرور وارد مسیر تاریکتری میشود.
سارا در ابتدا مطیع و فرمانبردار است، اما زمانی که دیوید محدودیتهای امنیتی برنامهریزیشده او را غیرفعال میکند، شخصیت ربات بهتدریج تغییر کرده و رفتارهای خشونتآمیز از خود نشان میدهد. نکته مهم اینجاست که دیوید این موضوع را از همکار و علاقه عاطفی جدیدش، آبری، پنهان میکند و همین مسئله زمینهساز بحرانهای بعدی میشود.

از اینجا به بعد، فیلم دقیقاً همان مسیری را طی میکند که از یک اثر اروتیک علمیتخیلی انتظار میرود. کیت دولان، کارگردان و نویسنده مشترک فیلم، روایت را با ریتمی سریع پیش میبرد و هرچه داستان جلوتر میرود، میزان خشونت و تنش افزایش پیدا میکند؛ فضایی که بیش از هر چیز یادآور دنبالههای کمهزینه فیلمهای ترسناک دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی است.
برخلاف فیلم M3GAN که درجه سنی PG-13 داشت، Soulm8te کاملاً برای مخاطبان بزرگسال ساخته شده است. فیلم از نمایش خشونتهای شدید، صحنههای عاشقانه و لحظات خونین ابایی ندارد و همین موضوع تفاوت آشکاری میان آن و دیگر آثار این مجموعه ایجاد میکند.
با این حال، همین تفاوت یکی از بزرگترین مشکلات فیلم نیز محسوب میشود. برخلاف فیلمهایی مانند Basic Instinct یا Sliver که در دوران اوج تریلرهای اروتیک ساخته شدند، Soulm8te محصول سال ۲۰۲۶ است؛ دورانی که مخاطبان انتظار دارند فیلمها علاوه بر سرگرمی، حرف تازهای درباره فناوری و جامعه داشته باشند.
نخستین M3GAN با نگاهی هوشمندانه به هوش مصنوعی و رابطه انسان با فناوری، اثری متفاوت ارائه میکرد؛ اما Soulm8te بیشتر به بازآفرینی کلیشههای قدیمی بسنده میکند. فیلم تلاش میکند با حرکات مکانیکی سارا و حتی استفاده از یک سکانس رقص، یادآور M3GAN باشد، اما تأثیر آن هرگز به اندازه رقص مشهور مگان یا اجرای آهنگ «Titanium» عجیب و ماندگار نیست.
در واقع، نزدیکترین اثر برای مقایسه با Soulm8te فیلم Companion است که آن نیز درباره سوءاستفاده یک مرد از یک ربات انساننما روایت میشد. شباهتهای دو فیلم حتی در برخی دیالوگها و صحنهها نیز دیده میشود. با این تفاوت که Companion با پیچشهای داستانی متعدد و پرداخت عمیقتر، به این سؤال میپرداخت که آیا یک موجود مصنوعی که توانایی احساس و اندیشیدن دارد، صرفاً یک وسیله است یا موجودی مستقل با حقوق و شخصیت خودش. اما Soulm8te هرگز چنین مسیر جسورانهای را دنبال نمیکند.
حتی مقایسه فیلم با Obsession نیز به ضرر آن تمام میشود. آن فیلم، رابطهای سمی و کنترلگر را از زاویهای انسانی بررسی میکرد، در حالی که Soulm8te خیلی زود سارا را به ضدقهرمان اصلی تبدیل میکند و فرصت پرداختن به جنبههای پیچیدهتر شخصیت او را از دست میدهد.
فیلم گاهی به نظر میرسد قصد دارد نشان دهد مشکل اصلی خود دیوید است؛ مردی که شخصیت چندان دوستداشتنیای ندارد و بارها تصمیمهای اشتباه میگیرد. اما هر بار که روایت به این سمت حرکت میکند، دوباره به مسیر کلیشهای خود بازمیگردد.
در این میان، شخصیت آبری نیز قربانی فیلمنامه میشود. او بارها با وجود رفتارهای نامناسب دیوید، دوباره به او نزدیک میشود. حتی میشد تصور کرد نسخه جذابتری از فیلم وجود داشته باشد که در آن سارا و آبری در نهایت علیه دیوید متحد شوند، اما فیلم هرگز چنین مسیری را انتخاب نمیکند.
با این وجود، بازی بازیگران از نقاط قوت فیلم است. کلودیا دومیت بار دیگر با بازی صمیمی و جذاب خود توجه مخاطب را جلب میکند و شاید اگر داستان بیشتر روی شخصیت او متمرکز میشد، نتیجه نهایی به اثری زنمحورتر و مدرنتر تبدیل میشد.
از سوی دیگر، لیلی سالیوان در نقش سارا عملکرد بسیار موفقی دارد. او بهخوبی میتواند تغییر تدریجی شخصیت ربات را از موجودی آرام و مطیع به تهدیدی خطرناک به تصویر بکشد و در تمام سکانسهای احساسی و اکشن، حضوری باورپذیر ارائه دهد. آرتی فروشان نیز در نقش مدیر شرکت تلاش میکند همان انرژی شخصیتهای مدیران فناوری در M3GAN را بازسازی کند، اما فیلمنامه فرصت کافی برای درخشش به او نمیدهد.
با وجود تمام این ایرادها، Soulm8te کاملاً خالی از ایده نیست. فیلم به موضوعاتی مانند وابستگی انسانها به چتباتها، تأثیر شبکههای اجتماعی، بحران تنهایی مردان و اعتیاد به فناوری اشاره میکند. همچنین ایده ساخت مجموعهای از فیلمهای مستقل درباره اندرویدهای قاتل در محیطهای مختلف، مانند اداره، مدرسه یا حتی کاخ ریاستجمهوری، ظرفیت بالایی برای گسترش این جهان داستانی دارد؛ اما مشکل اینجاست که فیلم هیچیک از این ایدهها را جدی دنبال نمیکند و بیشتر به اشارههایی سطحی بسنده میکند.
نتیجهگیری و امتیازدهی

در نهایت، Soulm8te اثری است که بارها نشانههایی از تبدیل شدن به فیلمی هوشمند و متفاوت را نشان میدهد، اما هر بار از پرداخت عمیقتر این ایدهها عقبنشینی میکند. فیلم بیش از حد روی شخصیت نهچندان جذاب دیوید تمرکز دارد، در حالی که سارا بدون شک جالبترین شخصیت داستان است.
این اثر شاید بتواند مسیر مجموعهای آنتولوژیمحور در دنیای M3GAN را هموار کند، اما در کنار عملکرد ناامیدکننده M3GAN 2.0، نشان میدهد این فرنچایز هنوز فاصله زیادی تا بازگشت به کیفیت و خلاقیت نخستین فیلم دارد. Soulm8te سرگرمکننده است، اما هرگز به اثری فراموشنشدنی تبدیل نمیشود و بیش از هر چیز، فرصتی از دسترفته برای ارائه برداشتی مدرن از رابطه انسان و هوش مصنوعی به نظر میرسد.
وبسایت فیگار به این فیلم نمره 4 از 10 را میدهد.
بیشتر بخوانید:
- نقد و بررسی فیلم سوپرگرل (Supergirl)
- نقد و بررسی فیلم روز افشاگری (Disclosure Day)
- نقد و بررسی اتاقهای پشتی (Backrooms)
- نقد و بررسی فیلم سرنشین (Passenger)
- نقد و بررسی فیلم خشمگین (The Furious)
نظر شما دربارهی نقد فیلم سول میت چه بود؟ لطفا نظرات خود را در بخش کامنت با فیگار در میان بگذارید.
